تبليغاتX
سایت اطلاع رسانی استاد محمود امجد - توصیه های اخلاقی استاد محمود امجد (5)
 

آیت الله محمود امجد:

ولیّ مطلق الهی و ولیّ فقیه دو چیز متفاوت اند

آیت الله محمود امجد

 

ولیّ مطلق الهی و ولیّ فقیه دو چیز متفاوت اند/ مثنوی اگر بصورت نثر در بیاید، بهترین کتاب تدریس فلسفی، کلامی، عرفانی و اخلاقی است / اگر ما بازار را براى پول و علم را براى قبولى دانشگاه و دكتر را فقط براى شفا مى بيـنـيـم فـرقى با كمـونيسـت هـا نداريم/ مستي‌ دنيا خيلي‌ بدتر و نجس‌تر ازشراب‌ است‌ / مشكل‌ترين‌ و حساس‌ترين‌ برنامه‌ي‌ روحانيت‌ امروز، تحمّل‌ قول‌ مخالف‌ است‌

 

1-                 مي‌گويند ابن‌تيميه‌ باهوش‌ترين‌ افراد است‌ ولي‌ بسيار متحجّر است‌، آنقدر رد منطق‌ نوشته‌است‌ ولي‌ در تحجّر يگانه‌ است‌. تحجّر نبايد باشد. بايد معلومات‌ را كنار بگذاريم‌ و سراغ‌ قرآن‌برويم‌، اگر يك‌ مقدار نان‌ خشك‌ را برداريم‌ و كنار سفره‌ي‌ رنگارنگ‌ برويم‌، درست‌ نيست‌. خداسفره‌ي‌ رنگارنگ‌ انداخته‌ است‌، قرآن‌ «مأدبة‌اللّه‌» است‌ و سفره‌ي‌ رنگين‌ خداست‌، آن‌وقت‌ من‌بيايم‌ نان‌ خشك‌ خودم‌، معلومات‌ جاهلانه‌ي‌ خودم‌ را حمل‌ بر قرآن‌ كنم‌؟! اين‌ درست‌ نيست‌. بايدمعلوماتم‌ را دور بريزم‌ و بعد سراغ‌ قرآن‌ بيايم‌، ببينم‌ قرآن‌ چه‌ مي‌گويد. عقب‌ماندگي‌ مسلمانان‌ به‌اين‌ دليل‌ است‌ كه‌ نمي‌گويند قرآن‌ چه‌ مي‌گويد، مي‌گويند ما چه‌ مي‌گوييم‌.

2-                 من‌ در روز ميلاد حضرت‌ عبدالعظيم‌الحسني‌ در مدرسه‌ي‌ مروي‌ صحبت‌ مي‌كردم‌، به‌ آنهاگفتم‌: «مشكل‌ترين‌ و حساس‌ترين‌ برنامه‌ي‌ روحانيت‌ امروز، تحمّل‌ قول‌ مخالف‌ است‌، خوب‌ شماصحبتي‌ داريد، ممكن‌ است‌ بحق‌ باشد، ممكن‌ است‌ نباشد، من‌ نبايد از اول‌ حرف‌ شما را رد كنم‌. ماروحانيون‌، امام‌ معصوم‌ كه‌ نيستيم‌، ملاك‌ اسلام‌، ما نيستيم‌. ملاك‌ اسلام‌، قرآن‌ و اهل‌ بيت‌ است‌.اينطور نيست‌ كه‌ يك‌ نفر حرف‌ من‌ را قبول‌ نكرد، حرف‌ اسلام‌ را قبول‌ نكرده‌ است‌، پس‌ عقل‌ كجارفته‌ است‌. خداوند متعال‌ براي‌ فهم‌ قول‌ معصوم‌، عقل‌ را قرار داده‌ است‌.»

 

3-                 «سخني‌ كه‌ به‌ خدا دعوت‌ نكند يا گوينده‌ي‌ آن‌ به‌ گفتار خود معتقد نباشد و رفتار و منطق‌ او بادعوتش‌ تطبيق‌ نكند، شايسته‌ي‌ پيروي‌ نيست‌ زيرا چنين‌ كلامي‌ از جان‌ پاك‌ مايه‌ نگرفته‌ است‌ پس‌در دل‌ شنونده‌ رسوخ‌ نمي‌كند و با جمال‌ ويژه‌ي‌ انساني‌ سازگار نمي‌شود و از ياد او رخت‌برمي‌بندد. اگر فرد و يا جامعه‌اي‌ به‌ بهترين‌ سخن‌ كه‌ علل‌ و علائم‌ آن‌ تبيين‌ شد عمل‌ كند و به‌كامل‌ترين‌ سخنور كه‌ ويژگي‌ها و صفات‌ اسلامي‌ وي‌ در زبان‌ وحي‌ بيان‌ شده‌ اقتدا نمايد، به‌فرزانگي‌ و حيات‌ طيب‌ و هدايت‌ خاص‌ رسيده‌ است‌ و به‌ الي‌ اللّه‌ نايل‌ مي‌شود.»

 

4-                 به ذره گر نظر لطف بوتراب کتد/به آسمان رود و کار آفتاب کند

 

5-                  کل قرآن می خواهد بگوید بابا! خدا هست. حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ورنه طوفان حوادث ببرد بنیادت.

 

6-                  حرف اول و آخر اين هست كه ما خدا نيستيم بنده ايم !

 

7-                 كسي را كه خواب باشد مي توان بيدار كرد ولي هرگز شخصي را كه خودش را به خواب زده باشد را نمي توان بيدار كرد.

 

8-                  در نجف اشرف، زماني كه آقاي بهجت مي رفتند محضر آقاي قاضي، تهمت زدند كه صوفي شده!پدر آقاي بهجت به ايشان امر كرد كه ديگر حتي يك مستحب هم نبايد انجام بدهي. ايشان هم امر پدر را اطاعت كردند و به طور مطلق يك مستحب هم انجام نمي دادند ؛ مثلاً در ركوع زياده بر ذكر واجب، حتي يك صلوات نمي فرستادند و ساير مستحبات. ولي خدا مي داند تا كجا بالا رفته اند.

 

9-                  عده ای مانند اخباریون، می گویند هیچ چیز از قرآن نمی فهمیم. ولی قرآن برای همه آمده، نه فقط برای اهل بیت عليهم السلام ، البته اهل بیت عليهم السلام همه آن را می فهمند.  قرآن کد عالم هستی یعنی شرح عالم هستی است، اگر کسی با قرآن آشنا شود با تمام اسرار هستی آشنا می شود و به قله اعلی انسانیت می‌رسد . هر آنچه که سعادت بشر را تامين مي‌کند در قرآن وجود دارد قرآن کد و رمز عالم هستي است. اگر انسان با قرآن آشنا شود و قرآن را به عنوان شناسنامه خودش و به عنوان کلام خدا بخواند نورانی می شود و قرآن او را بالا می‌برد (اقرا و ارق). ما از علامه طباطبائی پرسیدیم: قرآن را چگونه بخوانیم ایشان فرمودند: "قرآن کلام خدا است"، اگر انسان بداند که قرآن کلام خداست و به این اقرا و ارق توجه داشته باشد ترقی می کند و بالا می رود. تلاوت قرآن شفاست، اگر در زندگي از مسئله اي ناراحت شديد با قرآن ناراحتی خود را برطرف کنید. حتي اگر آن را نفهميديد همين که قرآن را بدست بگيريد خدا فرج تان را مي رساند .

 

10-              اولین نشانه اسلام آنست که هر چیزی را برای خودمان می خواهیم، برای دیگران هم بخواهیم.

 

11-             عقل ابزار دین است، با عقل دین را می فهمیم. عقل چراغ است و دین راه.مبانی دین، عقل و نقل است. نقل معتبر و عقل مبرهن و روشن.عقل مبرهن، یعنی عقلی که مبانی درستی داشته باشد.دو راه برای رسیدن به شرع دین داریم، عقل و نقل؛ نه اینکه عقل در مقابل نقل باشد. اگر نقل و عقل در مقابل هم واقع شد، عقل مقدم است.

 

12-            اگر روایتی درمورد مسائل علمی مطلبی را گفت، و بعد اثبات شد که جور دیگری است، روایت صحیح نیست. اگر روایت صد در صد درست باشد، امکان ندارد با علم مخالفت کند. هیچگاه نقل صحیح با علم مخالفت نمی کند، چون از طرفی ما به عصمت ائمه قائل هستیم، و از سوی دیگر عصمت در عالم تکوین جاری است. در زنبور عسل هم عصمت است. در تکوین خطایی نیست.

 

13-             پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت آفرین بر نظر پاک خطا پوشش باد همه چیز در کل عالم زیباست. نه اینکه خطا را می پوشاند، خطایی نیست. بلاها نسبی است، هر کاری خدا می کند حسن است، و جز حسن کاری نمی کند. در ضمن اشعری هم نیستیم که بگوییم هر کاری خدا بکند، ظلم هم بکند درست است. مکتب صحیح و درست ، مکتب اهل بیت علیهم السلام است که واقعیات را بیان می کند.

 

14-              فیلسوف می خواهد با واقعیت آشنا شود، با دین کار ندارد. متکلم با دین کار دارد، می خواهد دین را حمایت کند. فیلسوف دلیل می خواهد، دین گفته باشد یا نه. متکلمین شیعه همه فیلسوف اند، دلیل را می پذیرند. شیعه یعنی کسی که جز برهان و سخن معصوم هیچ مبنایی ندارد، ذهنش را خالی می کند. بین فلسفه و دین فاصله نیست. دین اسلام پایه اش بر عقل و فلسفه است. پس تفکیک معنا ندارد.

 

15-             شهید مطهری می گوید تفسیر المیزان با فکر نوشته نشده، بلکه الهامات است، و همه مشکلات من با المیزان حل می شود.

 

16-             اصول متعارفه یعنی بحث کردیم و روشن شده است. اصول موضوعه یعنی فعلاً قبول کن، بعداً بحث می کنیم.

 

17-             ملاک شیعه و سنی اجتهاد است، کسی که بحث می کند و اهل اجتهاد است، شیعه است.

 

18-             مثنوی اگر بصورت نثر در بیاید، بهترین کتاب تدریس فلسفی، کلامی، عرفانی و اخلاقی است.

 

19-             علامه حلی برای فتوا در طهارت چاه، برای اینکه هوی و هوس او در رای او تاثیر نکند چاه منزل خودش را بست.

 

20-             قرآن رابه عنوان توسل به خدا بخوانيم.وقتي که يک رعيت نامه سلطان را برايش مي خواند شاه به او جايزه مي داد،ما هم وقتي که قرآن مي خوانيم ازخدا جايزه مي گيريم.

 

21-             ولیّ (مطلق الهی) و ولیّ فقیه دو چیز متفاوت اند ، ولیّ اگر به چیزی حکم کند بی برو و برگرد آن حکم درست است ، مثلا اگر گفت این طلاست قطعا و یقینا طلاست .اما ولیّ فقیه مسئله را بررسی نموده و با کارشناسان مختلف مشورت نموده و در نهایت حکم می دهد زیرا نظر کارشناس مقدم است، اما ولیّ الهی احتیاج به کارشناس ندارد و به هر چه حکم بدهد همان درست است.

 

22-            منظور از سنت صرفا حدیث نیست بلکه هر آنچه به معصوم نسبت داده شده لفظا و معنا حجت است به شرط اینکه صحت آن مورد تائید باشد.

 

23-             برخی از علما قائل به تحریف قرآن شده اند که در این زمینه اشتباه کرده اند ، این اشتباهات به ما می فهماند به غیر از چهارده معصوم به دیگران به طور مطلق نمی توان اعتماد کرد ، بنابراین بحث مرید و مرادی و اینکه هر چه مراد ما گفت همان را بدون چون و چرا انجام دهیم که بعضا مشاهده می شود نادرست است. البته بحث معلم و شاگردی بسیار مفید و لازم است چراکه هم معلم و هم متعلم هر دو رشد می کنند.

 

24-             داستان حضرت موسی و خضر قوانین الهی را نشان می دهد، نه به حضرت موسی خرده گرفته شده و نه به حضرت خضر ، و این نشان می دهد ما باید بر ظواهر اتکا کنیم .

 

25-             با خدا قهر نكن حتي اگر گناهكارتريني! چراكه هرآنچه كرده باشي در برابر عظمت و بخشش او ناچيز است.

 

26-             قرآن درس زندگي و كتاب هدايت است. كتابي براي شماست نه فقط براي علامه طباطبايي و بهترين حرف قرآن است.

 

27-             تفسير الميزان بهترين تفسير می باشدمتاسفانه مردم جهان به دنبال چيزهاي سست مي‌روند و قرآن آمده تا ما پوچ و سست نشويم.

 

28-             جوانان بهترين افراد هستند و اميد ما به جوانان است و همه چيز (دل، عقل، انديشه و...) در اختيار جوان قرار داده شده است.

 

29-             عشق، سوز و گريه شناخت مي‌خواهد ولي دين ما تنها گريه نيست، فقط بايد گناه نكنيم.

 

30-            ليله‌القدر حقيقي حضرت زهرا (س) است و افسوس كه ما اسمي از او مي‌شناسيم.

 

31-             همه امامها رئوف هستند اما رافت امام رضا(ع) طوری است که همه میفهمند. امام رضا(ع)حاجت همه زوارش را میدهد حال یا توی دامنش میریزند یا به حسابشان واریز میکنندودر قیامت از آن بهره مند می شوند.

 

32-             در حـوادث معلـوم مى شـود كـه خدا را چه كسى قبول دارد .

 

33-             اگر ما بازار را براى پول و علم را براى قبولى دانشگاه و دكتر را فقط براى شفا مى بيـنـيـم فـرقى با كمـونيسـت هـا نداريم.

 

34-            همـه دم از خـدا مـى زننـد چـنـد نفرشان خدا را مى شناسند و به آن ايمان دارند؟ خداشناسى بستگى به اطـاعـت دارد و فقط نشستن پشت تلسـكـوپ و اين همه عظمـت را ديدن چه فايـده اى دارد؟مقام انسان بـه حـدى اسـت كـه خدا همه عالم به اين عظـمـت را خلق كـرد، نگفـت :نـاز شـسـتـم ، ولى در خلـقـت انـسـان گـفـت :فتـبـارك الله احسن الخالقين .

 

35-            مـرحـوم قاضـى بـه مـردم در ماه رمـضـان مـى فـرمـود :مــردم خـودبـيـن نباشيد، خدا بين باشيد . از خودبينـى خـارج شدن كـافـى نيست بايد خدابين شد . آدم حقيقى على است ، سجده ملائك در واقع به على بود قبر على (ع)و نوح و حضرت آدم در كنار هم بود و اين براساس مصلحت الهى است .

 

36-            محبت عـلـى (ع)اكـسـيـرى در جان ماست كـه سـرمايه اصلى همـيـن است .

 

37-            حداقل اگر مـى خـواهيد سـالـم باشـيـد سـكـوت كنـيـد دانـا بـاشـيـد و ساكت . به كسى نگو كم حرف بزن كه اگر خودش عقل داشت مى فهميد .

 

38-            چـاره اى جـز تـوسـل نـيـسـت ، شيطان با يك اشـاره مى تـواند آدم را به جهنم بكشاند ولو اعلم علماء باشد .شيطان در وهلـه اول مى خواهد انسان را كافر كند، اگر توانست او را به گناه مى كشـانـد و اگـر هـم نـتـوانسـت انسان را به وسواس دچار مى سازد .شيطـان ولايت را قبـول نداشت كه مطرود شد .

 

39-            سـوءظـن بـه خـودى خـود حرام است ، زيرا مبداء خيلى از كارهاى گناه مى شود . آدم هاى خبيث همـيـشـه عـيـب  ديگران را مى بينند، اما افراد طيب به عيوب خود شان مشغولند . راه اصلاح انسان بدبينى نسبـت به خـود و خـوش بينى هـم نـسـبـت بـه ديگران است .

 

 

40-              دعاي‌ اول‌ صحيفه‌ سجاديه‌ راجع‌ به‌ حمد است‌. اين‌ حمد، حمد جامعي‌ است‌ كه‌ اگر كسي‌بخواهد خداوند متعال‌ را حمد كند، بايد اينگونه‌ حمد كند. كه‌ اگر حمد نكنيم‌ حيوان‌ هستيم‌. علامت‌انسان‌ حمد است‌. فصل‌ مقوم‌ انسان‌، حمد است‌. هر چيزي‌ حمد خودش‌ را دارد. حامد ومحمودخداست‌؛ عالم‌ و معلوم‌ خداست‌ ؛ عاشق‌ و معشوق‌ خداست‌؛ عارف‌ و معروف‌ خداست‌، اول‌ و آخرخداست‌؛ ظاهر و باطن‌ خداست‌؛ ذاكر و مذكور خداست‌؛ شاكر و مشكور خداست‌؛ حاضر وناظرخداست‌، تا آخر جوشن‌ كبير. همه‌ كمالات‌ از آن‌ خداست‌ وقتي‌ اين‌ گونه‌ است‌ بايد حمد كنيم‌. در مورد كلمة‌ «حمد» رساله‌هاي‌ علمي‌ بسيار عميقي‌ درحد مافوق‌ دكتري‌ نوشته‌ شده‌است‌، خداوند متعال‌ اين‌ سوره‌ حمد را كه‌ برابر بيست ختم‌ قرآن‌ است‌، را به‌ ما نشان‌ داده‌ است‌ كه‌روزي‌ ده‌ مرتبه‌ آن‌ را در نماز بخوانيم‌. ده‌ ضرب‌ در بيست‌ مي‌شود دويست‌، يعني‌ ما روزي‌دويست‌ بار قرآن‌ را ختم‌ كنيم‌ اگر آدم‌ نشويم‌ پس‌ چگونه‌ ميخواهيم‌ آدم‌ بشويم‌.

 

41-             در الفاظ‌ نبايد متوقف‌ شويم‌ براي‌ فهم‌ «الحمدلله‌»؛ در الفاظ‌ نبايد گير كنيم‌ كه‌ بنشينيم‌بگوييم‌ كه‌ چند نوع‌ الف‌ و لام‌ داريم‌. كه‌12 نوع‌ الف‌ و لازم‌ داريم‌ يا چهارده  نوع‌ يا 16 نوع‌ . سيوطي‌مي‌گويد: 12 نوع‌ الف‌ و لام‌ داريم‌. در مغني‌ 14 نوع‌ الف‌ و لازم‌ ذكر شده‌ است‌. اما اين‌ مطالب‌بحث‌هاي‌ اينجا نيست‌.

 

42-             اگر حمد نبود ماحيوان‌ بوديم‌ و در حدود بهيميت‌ متوقف‌ مي‌شديم‌؛ حمد ما را از بهميت‌نجات‌ داده‌ است‌. حمد امتياز انسان‌ است‌. سه‌ تعبير در مورد انسان‌ بيان‌ مي‌شود :1- در منطق‌ به‌ انسان‌ مي‌گويند حيوان‌ ناطق‌، اگر نطق‌، همان‌ كلام‌ باشد كه‌ خيلي‌ كمال‌فوق‌العاده‌اي‌ نيست‌.2- اما اگر ناطق‌ به‌ معني‌ عاقل‌ باشد، بسيار تعبير خوبي‌ است‌ اما چون‌ بدن‌ در كار است‌ مي‌گوييم‌حيوان‌ عاقل‌ 3- اما اگر فصل‌ مقوم‌، حامد باشد آنوقت‌ مي‌گوييم‌ حيوان‌ حامد.اما تعبيرهاي‌ فوق‌ براي‌ انسان‌ با در نظر گرفتن‌ بدن‌ مي‌باشد در حالي‌ كه‌ بدن‌ يك‌ مركب‌است‌ هيچ‌ كس‌ الاغش‌ را باخود به‌ درون‌ يك‌ مجلس‌ نمي‌برد؛ بدن‌ يك‌ موتور و ماشين‌ و دوچرخه‌است‌. اگر بدن‌ را رها كنيم‌،تعريف‌ انسان‌ بسيار برجسته‌تر مي‌گردد و در اين‌ صورت‌ تعريف‌انسان‌ «حي‌ متأله‌» مي‌شود؛ يعني‌ جنس‌ انسان‌ مي‌شود حي‌ ، و امتياز آن‌ مي‌شود تأله‌. يعني‌ آن‌حيي‌ كه‌ متوجه‌ به‌ خداست‌. البته‌ همه‌ موجودات‌ متوجه‌ خدا هستند ولي‌ انسان‌ علم‌ به‌ علم‌ پيدامي‌كند. تمام‌ موجودات‌ جهان‌، عالم‌ هستند.

 

43-             ما سميعيم‌ و بصيريم‌ و باهشيم‌با شما نامحرمان‌ ما خامشيم‌زمين‌ و آسمان‌ همه‌ هوشيار و بيدار هستند ولي‌ انسان‌ اين‌ امتياز را داردكه‌ علم‌ به‌ علم‌ پيدامي‌كند. مثلاً همه‌ موجودات‌ در عالم‌ طبيعت‌ تبديل‌ به‌مجرد مي‌شود؛ همينكه‌ به‌ مجرد تبديل‌ شد،ديگر ثابت‌ مي‌شود. تا وقتي‌ كه‌ ماده‌ وجود دارد، حركت‌ است‌، ماده‌ كه‌ از ميان‌ رفت‌ ديگر حركت‌معني‌ ندارد. و به‌ همين‌ دليل‌ است‌ كه‌ معاد جسماني‌ است‌. انسان‌ «حي‌ متأله‌» است‌ و موجودمجرد فوق‌ تجرد است‌ اين‌ عالم‌ مكينه‌ و كارخانه‌ مجردسازي‌ است‌، مجرد كه‌ شد ديگر ثابت‌مي‌شود اما انسان‌ اين‌ گونه‌ نيست‌؛ «اقرأ فارقع‌» در بهشت‌ مي‌گويند بخوان‌ وبالا برو، هرچقدر كه‌انسان‌ در اين‌ دنيا با قرآن‌ و نهج‌البلاغه‌ و صحيفه‌ و روايات‌ شريفه‌ اهل‌ البيت‌ و زيارات‌ ايشان‌ وادعيه‌ ماثوره‌ ايشان‌ (عليهم‌ الصلوه‌ و السلام‌) انس‌ داشته‌ باشد آنجاجلوه‌ مي‌كند. هرچه‌ اخلاق‌خوب‌ داشته‌ باشد آنجا جلوه‌ مي‌كند. در آنجا قرآن‌ ظهور و تجلي‌ دارد. اينست‌ كه‌ «اقرأ فارقع‌»؛تمام‌ شدني‌ نيست‌. و لذتي‌ بالاتر از قرآن‌ نيست‌. صحيفه‌ سجاديه‌ هم‌ قرآن‌ صاعد است‌. دو تا نامه‌داريم‌ يكي‌ از طرف‌ خدا آمده‌ يعني‌ قرآن‌، يكي‌ هم‌ اين‌ صحيفه‌ است‌ كه‌ جواب‌ آن‌ است‌ كه‌ البته‌ امام‌سجاد عليه‌السلام‌ سي و پنج سال‌ فرهنگ‌ قرآن‌ را به‌ صورت‌ دعا بيان‌ كردند و همة‌ آن‌ در اين‌ صحيفه‌نيست‌.

 

44-             گفتيم‌ كه‌ جنس‌ انسان‌ حي‌ است‌ كه‌ متأله‌ است‌. بدن‌ مركب‌ است‌ اين‌ قبر خاك‌ نيست‌ تا چشم‌ كارمي‌كند، «روضة‌ من‌ رياض‌ الجنة‌ و حفرة‌ من‌ حفر النيران‌» است‌، عرض‌ كردم‌ كه‌ در جزئيات‌ معادالزامي‌ به‌ فكر كردن‌ نيست‌. ما چند مسئله‌ در قرآن‌ داريم‌ كه‌ از ما نخواسته‌اند تا در مورد آنها فكركنيم‌ مسئلة‌ عالم‌ ذر و مسئله‌ بهشت‌ آدم‌ و مسئله‌ كيفيت‌ معاد.

 

45-             امام‌ سجاد (عليه‌ السلام‌) در اين‌ دعاي‌ اول‌ مي‌فرمايند كه‌ اگر حمد نبود ما حيوان‌ بوديم‌.اگر بدن‌ را در نظر بگيريم‌ مي‌گوييم‌ انسان‌، حيوان‌ حامد است‌ يعني‌ علم‌ به‌ علم‌ دارد؛ مي‌داند كه‌خدا دارد؛ وجدان‌ مي‌كند كه‌ خدا دارد آنوقت‌ ناچار است‌ كه‌ حمد كند. حمد يعني‌ خضوع‌ در مقابل‌خدا. به‌ زبانش‌ مي‌گويد «الحمدلله‌» قرآن‌ مي‌فرمايد آخرين‌ حرف‌ بهشتيان‌ الحمدلله‌ است‌ «آخردعواهم‌ ان‌ الحمدلله‌ رب‌ العالمين‌»

 

46-              به‌ فضل‌ خدا همة‌ شما بهشتي‌ هستيد؛ الان‌ امتحانتان‌ مي‌كنم‌، علي‌ را دوست‌ داريد يا نه‌؟دوست‌ علي‌ اهل‌ بهشت‌ است‌. اگر همه‌ مردم‌ دوست‌ اميرالمؤمنين‌ (عليه‌ السلام‌) بودند خدا جهنم‌را خلق‌ نمي‌كرد، اين‌ حرف‌ خود ائمه‌ (عليه‌ السلام‌) است‌ ولي‌ بر اين‌ دوستي‌ ماندن‌ مشكل‌ است‌.امروز مهرسوز زياد است‌. گناهان‌ اين‌ مهر را از بين‌ مي‌برند. والا هركس‌ با محبت‌ اميرالمؤمنين‌(عليه‌ السلام‌) از دنيا برود نجات‌ پيدا مي‌كند.

 

47-             آخرين‌ حرف‌ شما «الحمدلله‌ رب‌ العالمين‌» است‌ و اولين‌ حرف‌ «بسم‌ الله‌ الرحمن‌الرحيم‌» است‌. اميرالمؤمنين‌ (عليه‌ السلام‌) وقتي‌ غذا مي‌خوردند بسم‌ الله‌ مي‌گفتند. بسم‌ الله‌ به‌جز در سورة‌ برائت‌، در ساير سوره‌ها جزو خود سوره‌ است‌. سني‌ها فقط‌ در سوره‌ حمد، بسم‌الله‌ را جزء خود سوره‌ مي‌دانند ولي‌ در بقيه‌ سوره‌ها بسم‌ الله‌ را جزو سوره‌ نمي‌دانند. و شما بااين‌ بسم‌ الله‌ گفتن‌ در نماز ثواب‌ پيغمبر را مي‌بريد؛ اين‌ را خودشان‌ گفته‌اند.حمد يعني‌ اينكه‌ به‌ زبانمان‌ «الحمدلله‌» بگوييم‌؛ با وجودمان‌ «الحمدلله‌» بگوييم‌. پيغمبر خدادر اول‌ غذا خوردن‌ بسم‌ الله‌ مي‌گفت‌. مواظب‌ باشيد ضرر نكنيد كه‌ براي‌ هر غذا بايد يك‌بسم‌ الله‌بگويي‌ شيخ‌ بهاء مي‌گفت‌: بسم‌ الله‌ من‌ الاول‌ الي‌ الاخر  شخصي‌ عادت‌ كرده‌ بود كه‌ بعداز هر لقمه‌اي‌ كه‌ مي‌خورد، مي‌گفت‌ «الحمدالله‌» ؛ معمولاً آخر غذا الحمدالله‌ مي‌گويند. آن‌ شخص‌ به‌ همراه‌ عده‌اي‌ بر سر سفره‌ غذا نشسته‌ بود تا يك‌ لقمه‌اي‌ خوردگفت‌ الحمدالله‌ بقيه‌ خجالت‌ كشيدند و ازكنار سفره‌ عقب‌ رفتند زيرا در عرف‌ آن‌ جمله‌ الحمدلله‌ را در آخر غذا خوردن‌ مي‌گويند. اما آنها ديدند كه‌ اين‌ شخص‌ هنوز دارد غذا مي‌خورد ولي‌شرمشان‌ شد كه‌ دوباره‌ نزديك‌ سفره‌ بيايند. بعد او را به‌ پشت‌ كوهي‌ بردند و حسابي‌ او را كتك‌زدند كه‌ چرا الحمدلله‌ گفتي‌ در حالي‌ كه‌ ما گرسنه‌ بوديم‌. روزي‌ ديگر آنها با هم‌ بر سر سفره‌نشستند ولي‌ آن‌ شخص‌ ماجرا را فراموش‌ كرد و تا گفت‌ الحمدالله‌ بقيه‌ گفتند يك‌ كوه‌ ديگري‌ دراين‌ طرف‌ هست‌.

 

48-              يك‌ آدم‌ عاقل‌ بايد ازيك‌ ولگرد خياباني‌ هم‌ استفاده‌ بكندمرحوم‌ محقق‌ كسي‌ بود كه‌ وقتي‌ به‌ او مي‌گفتي‌ راجع‌ به‌ معراج‌ حرف‌ بزن‌ شش‌ ماه‌ حرف‌حسابي‌ براي‌ گفتن‌ داشت‌. او هميشه‌ قلم‌ در دست‌ داشت‌ و يادداشت‌ مي‌كرد. اين‌ يادداشت‌هامي‌شود دائره‌ المعارف‌. متأسفانه‌ امروز كاغذ و قلم‌ كنار رفته‌ است‌. دانش‌آموز و دانشجو ودانش‌ پژوه‌ بايد كاغذ و قلم‌ داشته‌ باشد. يك‌ وقت‌ يك‌ نكته‌اي‌ مي‌شنود و يا در جلسه‌اي‌ يك‌ نكته‌اي‌مي‌خواهد تذكر بدهد نياز به‌ نوشتن‌ دارد. ممكن‌ است‌ يك‌ نكته‌اي‌ بگيرد و آن‌ را يك‌ كتاب‌ كند.روايت‌ داريم‌ كه‌ مي‌فرمايد چه‌ بسا حامل‌ معرفتي‌ كه‌ خود از آن‌ نصيبي‌ نبرد. بنده‌ يك‌دانش‌آموزم‌ و شما يك‌ استاد هستيد ولي‌ يك‌ استاد از يك‌ دانش‌آموز استفاده‌ مي‌كند. يك‌ آدم‌عاقل‌ و عارف‌ از يك‌ لات‌ ولگرد در خيابان‌ استفاده‌ مي‌كند، لات‌هاي‌ سابق‌ با لهجه‌ خاص‌ خود اين‌شعر را مي‌سرودند و مي‌خواندند:من‌ از خار سر ديفال‌ دانستم‌ كه‌ ناكس‌ كس‌ نمي‌گردد از اين‌ بالا نشيني‌ها من‌ از افتادن‌ نرگس‌ به‌ روي‌ خاك‌ دانستم‌كه‌ كس‌ ناكس‌ نمي‌گردد از اين‌ افتان‌ و خيزان‌ها.

 

49-             حالا من‌ سه‌ بيت‌ شعر مي‌خوانم‌ شما آن‌ را تفسير كنيد. به‌ نظر من‌ خواندن‌ شعر در روز جمعه‌كراهت‌ ندارد. سيدبن‌ طاووس‌، كه‌ سيدالمراقبين‌ بود و از آب‌ شب‌ پرهيز مي‌كرد ، در روز جمعه‌شعري‌ را در زيارت‌ حضرت‌ اباعبدالله‌ نقل‌ مي‌كرد.آيا مگر هرچه‌ منظوم‌ باشد شعر است‌؟ منظورحاج‌ شيخ‌ عباس‌ قمي‌ از شعر جملات‌ بي‌معني‌ و بي‌فايده‌ است‌. اينكه‌ بگوييم‌ «ديشب‌ شام‌ خوردم‌امشب‌ نمي‌خورم‌» اين‌ هم‌ شعر نوست‌ ولي‌ اگر كسي‌ گفت‌ :تا ابد جلوه‌ گر حق‌ و حقيقت‌ سرتوست‌ معني‌ مكتب‌ تفويض‌ علي‌ اكبر توست‌آيا مي‌توان‌ گفت‌ اين‌ همان‌ شعري‌ است‌ كه‌ خواندن‌ آن‌ در روز جمعه‌ مكروه‌ است‌. پس‌ معلوم‌ شدهر شعري‌ منظوم‌ نيست‌  و هر منظومي‌ شعر نيست‌. چه‌ بسا نثري‌ كه‌ منظوم‌ است‌ ولي‌ شعرنيست‌، حكمت‌ است‌.من‌ سه‌ بيت‌ مي‌خوانم‌ شما اين‌ سه‌ بيت‌ را تفسير كنيد. ز چشم‌ من‌ چو تويي‌ بر جمال‌ خود نگران‌چرا جمال‌ خود از من‌ همي‌ كني‌ پنهان‌/چو حسن‌ روي‌ تو را كس‌ نديده‌ جز  چشمت‌پس‌ از چه‌ روي‌ من‌ خسته‌ گشته‌ام‌ حيران‌ /چگونه‌ غير تو بيند كسي‌ كه‌ غير تو نيست‌بدان‌ سبب‌ كه‌ تويي‌ عين‌ جملة‌ اعيان‌

 

50-             من‌ دلم‌ مي‌خواهد تا شما بچه‌ مسلمان‌ها را تحريك‌ كنيد تا با معارف‌ اوليه‌ و ثانويه‌ آشنا بشوند تااز معاني‌ نهج‌البلاغه‌ و صحيفه‌ سجاديه‌ لذت‌ ببرند. البته‌ نمي‌خواهد خيلي‌ عميق‌ بشوند آن‌ كاراساتيد است‌ مثلاً بر روي‌ عنكبوت‌ شصت  سال‌ تحقيق‌ مي‌كنند و بيست هزار نوع‌ عنكبوت‌ كشف‌ مي‌كنند،خوب‌ يكنفر آنجا هست‌ و كافي‌ است‌. اما يك‌ بچه‌ مسلمان‌ وقتي‌ مي‌گويد: «اياك‌ نعبد و اياك‌نستعين‌»، بايد بفهمد يعني‌ چه‌، يعني‌ خدايا انحصاراً تو را مي‌خواهم‌ يعني‌ عاشق‌ توام‌ آنوقت‌ ازفهم‌ آن‌ لذت‌ مي‌برد، يا وقتي‌ مي‌گويد: «الا بذكر الله‌ تطمئن‌ القلوب‌»؛ يعني‌ دل‌ آرام‌ گيرد به‌ يادخداي‌ ؛ وقتي‌ مي‌فرمايد تقديم‌ متعلقات‌ مفيد حصر است‌، لذت‌ مي‌برد . در جاي‌ ديگر اين‌ لذت‌ها وآرامش‌ها نيست‌. كسي‌ با سيگار و مواد مخدر و شراب‌ و قمار به‌ آرامش‌ نمي‌رسد. با مريد ومرادي‌ و با پول‌ و ثروت‌ هم‌ همينطور. همگي‌ مثل‌ هم‌ است‌. مستي‌ دنيا خيلي‌ بدتر و نجس‌تر ازشراب‌ است‌. «هر قبله‌ كه‌ بيني‌ بهتر است‌ ز خود پرستي‌» هو الحي‌ ؛ الف‌ و لام‌ مفيد حصر است‌ ؛يعني‌ جز يكي‌ نيست‌ نقد اين‌ عالم‌بازبين‌ و به‌ عالمش‌ مفروش‌ دم‌ چو فرو رفت‌ هاست‌، هوست‌ چو بيرون‌ روديعني‌ از او در همه‌ ، هرنفسي‌ هاي‌ و هوست‌.

 

51-               آيت‌ الله‌ فلسفي‌ وقتي‌ به‌ اصفهان‌ مي‌رفت‌ سينماها تعطيل‌ مي‌شد. ايشان‌ هفتاد سال‌ از كيان‌و حريم‌ اسلام‌ دفاع‌ كرد. او يك‌ روضه‌ خوان‌ امام‌ حسين‌ عليه‌ السلام‌ بود. ايشان‌ مي‌گفت‌ حديث‌بخوان‌، بيان‌ خدادادي‌ چيست‌. حالا بياييد ببينيد اين‌ منبرهايي‌ كه‌ بنده‌و امثال‌ بنده‌ مي‌رويم‌ چقدرمايه‌ دارد. در اين‌ مجالس‌ مخصوص‌ فاتحه‌ خواني‌ به‌ جاي‌ اينكه‌ چهار تا مسئله‌ و حديث‌ درمورد قبر بگويند،مسائل‌ كفن‌ و دفن‌ و نماز ميت‌ را بيان‌ كنند، منبري‌ حرف‌ خودش‌ را مي‌زند وكاري‌ هم‌ به‌ ديگران‌ندارد كسي‌ هم‌ گوش‌ نمي‌دهد.

 

52-              نماز شرايطي‌ دارد، شرايط‌ قبول‌ و شرايط‌ صحت‌. شرايط‌ قبول‌ مربوط‌ به‌ اخلاقيات‌ است‌دركتاب‌هايي‌ چون‌ معراج‌ السعادة‌ - جامع‌ السعادة‌، مجالس‌ البيضاء، احياء العلوم‌، سرالصلوة‌،اسرار الصلوة‌ و آداب‌ نماز و... اين‌ كتاب‌ها مربوط‌ به‌ شرايط‌ قبولي‌ است‌ اما شرايط‌ صحت‌مربوط‌ به‌ رساله‌ است‌. رساله‌اي‌ كه‌ مجتهد به‌ لم‌ اثبات‌ و لم‌ ثبوت‌ هم‌ كار ندارد و از قال‌ الصادق‌ وقال‌ الباقرها اينطوري‌ فهميده‌ است‌. شرايط‌ صحت‌ هم‌ بر دو قسم‌ است‌، شرايط‌ علمي‌ و شرايط‌واقعي‌ شرايط‌ علمي‌ مثل‌ طهارت‌ از خبث‌، يعني‌ اگر انسان‌ ندانست‌ كه‌ لباسش‌ نجس‌ است‌ و صدسال‌ هم‌ با آن‌ لباس‌ نماز خواند، نمازش‌ صحيح‌ است‌. اما طهارت‌ از حدث‌، شرط‌ واقعي‌ است‌ يعني‌اگر كسي‌ غسلش‌ باطل‌ شد نماز و روزه‌اش‌ هر دو باطل‌ است‌ اگر چه‌ هشتاد سال‌ عبادت‌ كرده‌باشد.

 

53-              آيت‌ الله‌ بهاءالديني‌ شخصيت‌ خيلي‌ بزرگي‌ است‌ بيشتر مراجع‌ امروز شاگرد ايشان‌ بودند.در زمان‌ آقاي‌ بروجردي‌ اميد به‌ مرجعيت‌ ايشان‌ مي‌رفت‌ ولي‌ يك‌ دفعه‌ به‌ دلايلي‌ منصرف‌  شد وگفت‌ شأن‌ اسلام‌ بالاتر از اين‌ حرفهاست‌. ايشان‌ مي‌گفت‌ ما يك‌ وقت‌ فكر كرديم‌ يك‌ جمله‌اي‌ مثل‌صحيفه‌ سجاديه‌ بگوييم‌ ولي‌ بعد ديديم‌ هرچه‌ كرديم‌ نتوانستيم‌.يك‌ اديب‌ مغروري‌ هم‌ بود كه‌ گفته‌ بود من‌ هم‌ مي‌توانم‌ مثل‌ صحيفه‌ بگويم‌ و لي‌ بعد نتوانسته‌ بودو از غرورش‌ نتوانست‌ عجز خود را اقرار كند و دق‌ كرد و مرد.

 

54-             دم‌ چو فرو رفت‌ هاست‌، هوست‌ چو بيرون‌ روديعني‌ از او در همه‌، هر نفسي‌ هاي‌ و هوست‌اينست‌ كه‌ امام‌ حسين‌(عليه‌السلام‌) در كربلا چيزي‌ جز خدا نمي‌بيند. قرآن‌ از اول‌ تا آخرش‌ فلش‌است‌. قرآن‌ يك‌ كلمه‌ بيشتر نيست‌ همه‌ قرآن‌ آيت‌ است‌. من‌ چراغ‌ خطر را كه‌ مي‌بينم‌ در فكر قطع‌ ووصلش‌ نيستم‌. در فكر مخترعش‌ نيستم‌ در فكر چگونگي‌ نصبش‌ نيستم‌ كه‌ شهرداري‌ آن‌ رانصب‌ كرده‌ يا راهنمايي‌ و رانندگي‌. من‌ تا مي‌بينم‌ چراغ‌ قرمز است‌ مي‌فهمم‌ خطراست‌ و ترمزمي‌كنم‌. عالم‌ چراغ‌ است‌ در بي‌نشاني‌ نشان‌ اوست‌.جز يكي‌ نيست‌ نقد اين‌ عالم‌باز بين‌ و به‌ عالمش‌ مفروش‌/يار مفروش‌ به‌ دنيا كه‌ بسي‌ سود مبردآنكه‌ يوسف‌ به‌ زر ناسره‌ بفروخته‌ بود.

 

55-             يا حسين‌ يا حسين‌ گفتن‌ و مردن‌ خوش‌ است‌جان‌ خود را به‌ دست‌ او سپردن‌ خوش‌ است‌ /لب‌ شط‌ فرات‌ به‌ ياد سقاي‌ عشق‌تشنه‌ لب‌ بودن‌ و از آن‌ نخوردن‌ خوش‌ است‌ /قبر شش‌ گوشه‌ را بغل‌ گرفتن‌ خوش‌ است‌راز دل‌ با گل‌ فاطمه‌ گفتن‌ خوش‌ است‌.

 

56-              من‌ وقتي‌ كه‌ مي‌شنوم‌ به‌ نماز ليلة‌ الدفن‌، نماز وحشت‌ مي‌گويند خيلي‌ ناراحت‌ مي‌شوم‌،مردني‌ دركار نيست‌ حركتي‌ است‌ از يك‌ عالم‌ به‌ عالمي‌ ديگر.شب‌ اول‌ قبرم‌ نكنم‌ وحشت‌ و ترس‌چون‌ حسين‌ است‌ درآن‌ لحظه‌ كه‌ مهمان‌ من‌ است‌/به‌ سوالم‌ اگر آرند به‌ ميزان‌ حساب‌پاسخ‌ آرم‌ به‌ خداوند حسين‌ جان‌ من‌ است‌.ترسيم‌ بنده‌ از روايات‌ در مورد جان‌ كندن‌ سخت‌ اينست‌ كه‌ اگر تمام‌ شكنجه‌هاي‌ عالم‌ را در يك‌كپسول‌ جمع‌ كنيم‌، شكنجه‌ جان‌ كندن‌ از آن‌ سخت‌تر است‌. اما براي‌ مؤمن‌ جان‌ كندن‌ الذ لذات‌است‌، لذتي‌ بالاتر از جان‌ كندن‌ نيست‌، چون‌ من‌ با مرگ‌ ازاين‌ زندان‌ بيرون‌ مي‌آيم‌ و به‌ جايي‌مي‌روم‌ كه‌ چهارده معصوم‌ هستند آنجا حضرت‌ زهرا (سلام‌ الله‌ عليها) سفارش‌ مي‌كند،و مي‌گويديكي‌ براي‌ حسينم‌ سياه‌ پوشيده‌، يكي‌ پرچم‌ زده‌، يكي‌ موسسه‌ تأسيس‌ كرده‌ مگر شوخي‌ است‌حضرت‌ زهرا آنجا سلطنت‌ مي‌كند.

 

57-             احمد لاتي‌ درجهرم‌ زندگي‌ مي‌كرد كه‌ در حال‌ رفتن‌ به‌ سفر بود كه‌ يكي‌ به‌ او مي‌گويدكبريت‌ داري‌ و احمد لات‌ براي‌ روشن‌ كردن‌ آتش‌ زير غذاي‌ مراسم‌ عزاداري‌ يك‌ نخ‌ كبريت‌مي‌دهد و بعد كه‌ از مسافرت‌ برمي‌گردد مرحوم‌ آيت‌ الله‌ بزرگ‌ حق‌ شناس‌ به‌ دنبال‌ او مي‌فرستدو از او مي‌پرسد كجا بودي‌ و او ماجرا را مي‌گويد و آيت‌ الله‌ حق‌ شناس‌ مي‌گويد در خواب‌ امام‌حسين‌(عليه‌السلام‌) را ديدم‌ كه‌ يكي‌ يكي‌ كساني‌ را كه‌ براي‌ عزاداري‌اش‌ خدمت‌ كرده‌ بودند راشمرد و گفت‌ احمد لات‌ هم‌ يك‌ كبريت‌ داده‌ است‌. البته‌ اين‌خواب‌هايي‌ كه‌ بر روي‌ منبر تعريف‌ مي‌كنند بايد اساس‌ داشته‌ باشد و بايد آدم‌حسابي‌ خواب‌ ديده‌ باشد. نبايد هر خوابي‌ را روي‌ منبر بگوييم‌. تعبير خارجي‌ خواب‌ صادق‌ است‌و ما كه‌ نمي‌دانيم‌ خوابي‌ كه‌ ديده‌ايم‌ روياي‌ صادقه‌ است‌ يا نه‌.

 

58-             مؤمن‌ وقتي‌ كه‌ مي‌بيند ائمه‌ معصومين‌ (عليهم‌ السلام‌) در وقت‌ جان‌ كندن‌ بالاي‌ سرش‌مي‌آيند و عزرائيل‌ هم‌ از مادر به‌ او مهربان‌تر مي‌شود ديگر چرا از مردن‌ بترسد. در كتاب‌ من‌لايحضر الفقيه‌ آمده‌ است‌: الذ لذات‌ براي‌ مؤمن‌ مرگ‌ است‌. چرا از مردن‌ بترسيم‌ مردن‌ خارج‌ شدن‌از  دراين‌ دنياي‌ كثيف‌ و نفاق‌آميز است‌ كه‌ بزرگان‌ هم‌ دارند گمراه‌ مي‌شوند، روزگاري‌ است‌ كه‌ايمان‌ فلك‌ رفته‌ به‌ باد؛ در اين‌ روزگار هرچه‌ زودتر برويم‌ بهتر است‌ خدا رحمت‌ كند آقا شيخ‌عباس‌ طهراني‌ را، در آن‌ زمان‌ مي‌گفت‌ از خدا بخواهيد بميريد كه‌ كار سخت‌ است‌. جهنم‌ بدست‌علي‌ است‌. خود ابابكر مي‌گويد: «يا علي‌ سمعت‌ بأذني‌ من‌ رسول‌ الله‌(صلي‌ الله‌ عليه‌ و آله‌ و سلم‌)علي‌ قسيم‌ النار والجنة‌» من‌ يك‌ ماه‌ از زبان‌ ابابكر و عمر و عايشه‌ در مدح‌ علي‌ سخن‌ گفتم‌. سعي‌كنيم‌ دوستي‌ علي‌ را با خودمان‌ ببريم‌.

 

59-             به‌ مي‌خم‌ تو سرشته‌ شدگل‌ كأس‌ جام‌ سبوكشان‌/زرهين‌ جام‌ تو سرگران‌سرسرخوشان‌، دل‌ بي‌هوشان‌/به‌ پياله‌ دل‌ عارفان‌ شده‌ ترك‌ چشم‌ تو مي‌فشان‌نه‌ منم‌ زباده‌ عشق‌ تو همه‌ مست‌ و بي‌دل‌ و بي‌نشان‌/همه‌ كس‌ چشيده‌ به‌ قدر خود زمي‌ زلال‌تو/ يا علي‌علي‌ يا علي‌ علي‌ يا علي‌ علي‌ يا علي‌

 

60-             بسمك‌ العظيم‌ الاعظم‌ به‌ وجاهت‌ حجة‌ بن‌ الحسن‌ عليه‌ السلام‌ يا الله‌ فرج‌ آقايمان‌ را ياالله‌ برسان‌ يالله‌، نجات‌ مسلمانان‌ را ياالله‌، عاقبت‌ بخيري‌ براي‌ همگان‌ را ياالله‌،شفاء مريضان‌ را ياالله‌. علو درجات‌ علماء و بزرگان‌ دين‌، حضرت‌ امام‌، آمرزش‌ گذشتگان‌ واموات‌ را ياالله‌. نسل‌ جوان‌ در پناه‌ امام‌ زمان‌ را ياالله‌. آشنايي‌ با اينكه‌ وظيفه‌مان‌ چيست‌؟را تا يك‌عمر عوضي‌ نرويم‌  ياالله‌. دشمن‌ شاد نشويم‌ يا الله‌. اين‌ انقلاب‌ را به‌ دست‌ صاحبش‌ برسان‌ ياالله‌.مقام‌ معظم‌ رهبري‌، مسئولين‌، مؤمنين‌ و مؤمنات‌ همه‌ در پناه‌ امام‌ زمان‌ حفظ‌ و حراست‌ و با عزت‌بفرما يا الله‌. هرچه‌ خوبي‌ به‌ اولياءت‌ دادي‌ به‌ ما هم‌ بده‌ و هرچه‌ بدي‌ از آنها دفع‌ كردي‌ از ما هم‌ دفع‌بفرما ياالله‌. اين‌خشك‌ مقدس‌ هادر جامعه‌ ايجاد اختلاف‌ مي‌كند.يارب‌ از دلهاي‌ ما نور محبت‌ را نگيراين‌ تجمع‌ اين‌ توسل‌ اين‌ ارادت‌ را نگيرهستي‌ مابستگي‌ دارد به‌ عشق‌ اهل‌ بيت‌هرچه‌ مي‌خواهي‌ بگير اما ولايت‌ را نگير.

 

***توصیه های اخلاقی حضرت آیت الله محمود امجد در موسسه فرهنگي صابره (س)

 سلام بر دوست‌ داران مردان خدا 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دوستداران استاد  |