|
بر كرسى "سلونى"!
نمازخانه دانشگاه، اين فضاى مقدس، امروز مملو از خواهران دانشجو و لبريز از شوق ديدار يكى از عالمان صميمى با جوانان است; حضرت آيت الله امجد در جمعى صميمى با دانشجويان، از قرآن مىگويد و از قرآن! و چنين آغاز مىكند كه: "بهتر از قرآن كلامى نمىشناسم!" . ايشان از حق مىگويد و از باطل و از مصاديق آن در قرآن عظيم الشان ; كسانى كه حق پذيرند "لهم الحسنى" و كسانى كه حق گريزند "لهم سوء الحساب "! از قرآن مىگويد: آيا آنان كه نور حق را مىبينند و آنان كه نمىبينند مساويند; "افمن يعلم انما انزل اليك من ربك الحق كمن هو اعمى" و البته حق پذيران، صاحبان مغز و فهمند، "انما يتذكر اولوالالباب " ; صاحبان عهد و پيمانند، "الذين يوفون بعهدالله و لا ينقضون الميثاق " ، " والذين صبروا ابتغاء وجه ربهم و اقاموا الصلوة " و "يخشون ربهم" از صفات آنان است. مىگويد مؤمنى با صفات بالا، زمانى به ايمان حقيقى نايل مىگردد كه چهار ركن در زندگى او حاصل باشد; اول: ايمان كه بال پرواز اوست، دوم: التزام عملى كه عمل صالح نام مىگيرد، سوم: دعوت به حق، و چهارم: دعوت به بردبارى و صبر . "بسمالله الرحمن الرحيم والعصر ان الانسان لفى خسر الا الذين آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر " آرى آنانند كه منفقند و در خفا و جلا از هيچ انفاقى دريغ نمىورزند: انفاق مالى، انفاق جسمى و انفاق علمى! "و انفقوا مما رزقناهم سرا و علانية". شما نيز بايد منفق باشيد. شما مبلغيد و بايد در علم و ارشاد انفاق كنيد. شما مبلغيد و بايد پاسخ بديها و آزارهايى را كه در اين مسير بر شما وارد مىشود با حسنه و نيكى بدهيد: "و يدرؤون بالحسنة السيئة"! و از اذيتهايى كه بر شما وارد مىشود تغافل نماييد كه: "التغافل نصف العقل"! و اينچنين مىشود كه شما لايق "جنات عدن يدخلونها و من صلح من آبائهم وازواجهم و ذرياتهم و الملائكة يدخلون عليهم من كل باب " مىشويد و ملايكه از هر جا و در هر زمان بر شما سلام مىفرستند; و سلام خدا را به شما مىرسانند: "سلام عليكم بما صبرتم فنعم عقبى الدار "! ... و آنگاه استاد در دومين بخش از افاضات خويش، از نماز، اين سرچشمه نيكيها مىگويد و از اسرار آن در "اسرار الصلوة" امام«رحمه الله» كه شمهاى از جملات ناب آن در ذيل مىآيد: استاد مىفرمايد: براى حضور قلب يك درمان حقيقى هست كه توحيد است و آدم بايد موحد شود; ذكر خدا، حضور قلب مىخواهد، تمرين مىخواهد و تكرار مىطلبد; حضور قلب بستگى به اهميت دارد; اگر ما به نماز اهميت داديم و دانستيم كه نماز مجلسى است كه بهتر از آن نيست، با آن نماز كارها مىكنيم و آن نماز مصداق تام حضور قلب مىشود. استاد مىفرمايد: هر چه نماز انسان صحيحتر باشد، انسان بالا مىرود و هرچه انسان بالاتر رود، نمازش بالاتر مىرود و صعود هر كدام از آنها به ميزان اخلاص و حضور قلب بستگى دارد. استاد مىفرمايد: اصل مسلم و اوليه در حضور قلب، همانا اصل ارتباط با خداست"! ... و استاد مىفرمايد: "كامرواى حقيقى كسى است كه از لذايذ معنوى بهره گرفته باشد. عرفان حقيقى همه مسائل را حل مىكند، فلسفه نمىتواند; فقط عرفان حقيقى!" نيم نگاهى به چهرههاى متبسم و بشاش استاد و دانشجويان مىاندازم; لحظههاى زيباى يك كلاس درس برايم تداعى مىشود، استاد - حضرت آيتالله امجد كلاس را به دانشجويان مىسپارد تا آنان بپرسند و ايشان پاسخ دهند. اين چنين سؤالها و جوابها همراه با كسبمعارف وفضايل شكلمىگيرد. ... و اينك در سومين بخش از اين مجلس درس، ما نيز شنواى پرسشها و پاسخها مىشويم: انسان چگونه بايد بفهمد كه كارش مورد رضاى خداست ؟ بايد خودمان را به خدا نشان بدهيم. تكليفمان را با خدا روشن كنيم; چه فقط خداوند است كه جاودانه و تكيه كردنى است. ديگران همه فانىاند و رضايت فانى، مستقلا اعتبارى ندارد. پدران و مادران، استادان، شاگردان و همسايگان، همه در معرض مرگ هستند; اينها كه قابل اعتماد نيستند. كسى كه ممكن استسكته كند و بميرد، نمىتواند تكيهگاه ارزشى باشد. چه كنيم كه محبت اهل بيت در دل ما قرار گيرد؟ به دوستانشان محبت كنيم; خدمت كنيم ! انسان چه كند تا هميشه درونش نورانى بماند؟ بايد بسيار به ياد خدا باشد. استغفار زياد كند. صلوات زياد بفرستد و ياالله بگويد. راههاى تقويت صدق نيت و اخلاص عمل و راندن شيطان از خود چيست ؟ معرفت مىخواهد. بايد با خدا آشنا شويم و او را بشناسيم كه او ما را بس است. نشانه اينكه ائمه اطهار«عليهمالسلام» از ما راضى هستند چيست ؟ اعمالى كه خدا را راضى مىكند انجام بدهيد; آن اعمال، مورد رضايت ائمه«عليهمالسلام» هم خواهد بود. به دلايلى از معنويات و عبادات بكلى دور شدهام در حاليكه قبلا با آنها انس داشتم. الان هم خيلى دوست دارم به حالت طبيعى برگردم چه بايد بكنم؟ همين كه احساس مىكنى از خدا دور شدهاى دليل بر اين است كه به خدا نزديكى! خوش به حالت! قبلا خيال مىكردى كه با او انس دارى. و لازم نيست كه به همان حالتبرگردى . نمىتوانم به توبه واقعى برسم، چه كنم؟ استغفرالله بگويى كافى است; يعنى پشيمانى. هر بار تصميم به ترك گناه مىگيرم موفق نمىشوم؟ بله چارهاش توجه به حق است. در قنوت نماز چه ذكر و دعايى بخوانيم ؟ يك صلوات بفرستيد. در قنوت دعا به عربى بهتر است ; "ربنا آتنا فى الدنيا حسنة...". ديگران فكر مىكنند خيلى خوب هستم ولى خودم فكر مىكنم اصلا خوب نيستم؟ الحمد لله. به به! مبارك است! ايشان در مراحل كمال هستند: كم من ثناء جميل لست اهلا له نشرته! اگر كسى تارك الصلوة است چگونه بايد او را راهنمايى كرد؟ بايد گفت اى مردم! نماز، شكر خداست; اگر مثلا بيمارى ميگرن داشتى يا يك مويرگ مغز تو پاره مىشد، چه مىكردى؟ حال كه سلامت هستى خدارا شكر كن. شكر خدا، نماز است. اين را بگوييد و او را عادت بدهيد به شكر خدا! براى عادت دادن از راههاى دنيوى شروع كنيد تا برسيد به مراحل آخر . به تنهايى علاقه دارم اما گاهى تنهايى، خودش آفتى مىشود. تاحدى كه فكر مىكنم قسى القلب هم شدهام . اگر كسى در تنهايى، واقعا با خدا انس دارد برايش خوب است و الا نه...; يا انس با خلق داشته باشيد يا انس با خالق ! مدام وسواس اين را دارم كه از من سلب توفيق شده است; گناه مىكنم و مىخواهم كه قلب مريضم معالجه بشود. اصلا! فقط روزى چند بار استغفار كنيد و بگوييد استغفرالله; فكرش را هم نكنيد. درباره استفاده صحيح از اوقات عمر راهنمايى بفرماييد؟ تفريحات مشروع داشته باشيد، در اين باغ قدم بزنيد، از اين فضا استفاده كنيد، اينجا خيلى خوب است; اينجا بگرديد و خوب نگاه كنيد، اينجا را خدا به شما داده. همين تفريح خيلى خوبى است. سعى كنيد مشاعرهاى داشته باشيد; يك كارى براى خودتان داشته باشيد، ضمنا درستان را هم بخوانيد. فردى تارك الصلوة است كه من او را راهنمايى مىكنم. او تا هفت روز در نماز خواندن ثبات دارد و بعد اظهار مىكند كه شيطان در او نفوذ كرده است؟! شما مسؤول اعمال او نيستيد. شما فقط دعوت به نماز كنيد. مىتوانم جزو السابقون باشم يا نه؟ بله بله! خانمها بهتر هم مىتوانند جزء مقربان باشند; الان بانوى اصفهانى به مقامى رسيده است كه مردها به آنجا نرسيدهاند. بعد عملى حب الهى داشتن چگونه ممكن است ؟ خدا دوستت دارد تو هم خدا را دوست دارى. اشتباه نكن ! از خدا بيشتر هيچ كس را دوست ندارى، منتها اين را بايد بفهمى، بفهمى كه خدا دوستت دارد و شما خدا را دوست دارى چرا؟ چون قوام شما به خداست . آيا خواب حجيت داردو اگر خوابى را مىبينيم، بايد به آن توجه كنيم يا نه؟ اصلا در وادى خواب نباشيد چون خواب خيلى پيچيده است. خيلى مشكل است. فقط اگر خوابتان خوب بود به فال نيك بگيريد. و اگر خواب بد ديديد، بگوييد ان شاءالله چيزى نيست، ولى يك صدقه هم بدهيد. مواقع ذكر، و اوقات افضل كدام است؟ درس بخوانيد و فقط به فكر واجبات و محرمات باشيد، حرام انجام ندهيد. موقع درس استاد آيا صحيح است كه ما مشغول ذكر باشيم؟ خيلى بيخود است. ذكر در كلاس، همان درس است. ذكر ديگر را برو در باغ قدم بزن و بگو. در نماز نافله، اگر كسى با ما صحبت كرد، مىتوانيم جواب بدهيم يا خير؟ اگر لازم باشد، بله! مثلا با اشاره. علىرغم اينكه دوست دارم در همه ابعاد عرفانى، سياسى، اجتماعى و... آگاه باشم كمتر همت دارم كه روزنامه بخوانم و از مسائل سياسى روز آگاه شوم. چه بايد بكنم؟ كار بسيار خوبى مىكنيد. شما در رشته خودتان، كار كنيد و خوب درس بخوانيد. آن وقت در روزنامهها معارض را بخوانيد. روزنامهها تعارض دارند. در اين تعارضات يك چيزى مىفهميد و الا اگر بخواهيد وقتتان را صرف چيزهاى ديگر كنيد سر در گم خواهيد بود و هيچ فايدهاى نخواهد داشت; شما درستان را بخوانيد. خوب درس بخوانيد. خط مشى هم خط رهبرى است. در مورد حفظ قرآن راهنمايى بفرماييد. شروع به حفظ مىكنم ولى سست هستم؟ براى حفظ قرآن، همانطور كه گفتم آن را به حافظه، بسپاريد. صبح زود بلند شويد، يك بخشى از يك آيه را بخوانيد، چند نكته و بخش بخوانيد اگر توانستيد تمام آيه را بخوانيد. اگر توانستيد دو آيه بخوانيد. اين را به حافظه بدهيد. برويد دنبال درستان. آنگاه ببينيد حافظ مىشويد يا نه؟ اگر مدتى گذشت و حفظ نكرديد هرچه دلتان مىخواهد به من بگويد... و لله الحمد / رب السموات و رب الارض / رب العالمين و... اين ديگر فراموش نخواهد شد! راه حفظ قرآن، همين است. چه كنيم تا آدم شويم و امراض قلبىمان درمان شود؟ همين كه آدم در تجليات الهى باشد، مىشود آدم. ولى ما دست از دنيا نمىكشيم. اين مانع آدم شدن است. آدم شدن يعنى بندگى خدا! اينكه در فكر بندگى خدا باشيم. بايد فكر كنيم; يابنده هستيم يا نيستيم، اگر بنده هستيم بندگى كنيم; اين مىشود "آدميت" ولى آن مقاماتى كه تجليات اسماء الهى است، البته خدا بايد لطف و نظر كند و... . وقتبهتر براى تفكر چه وقتى است ؟ بين الطلوعين، بين الصلوتين، بين نماز مغرب و عشا، نيمه شب، بعد از نماز صبح و بعد از نماز شب خيلى خوب است; وقتى نماز شب را خوانديد بنشينيد و فكر كنيد. فكر هم مجرا دارد. بهترين مجرايش خود انسان است." من كه هستم؟ انسان بايد خودش را كشف كند. ما چگونه يك نظريه دقيق علمى را مىخواهيم بفهميم، اما خودمان را نمىخواهيم بفهميم ؟ اگر فردى احساس حقارت بكند و اين احساس باعثشود كه او نتواند با ديگران ارتباط صحيح برقرار كند و نهايتا خودش را هم درست نشناسد و اعتماد هم به خودش نكند، دواى اين دردها را اجمالا بفرماييد؟ بايد استادان محبت كنند كه چنين افرادى را به پاى منبر بياورند و وادارند كه حرف بزنند، من يك طلبهاى داشتم كه تنومند بود ولى خجالتى! يك روز، با اصرار آوردمش كه حرف بزند، آمد پاى منبر و گفت "من معذرت مىخواهم " همين كافى بود! استادها سعى كنند شاگردهاى كمرو را پشت تريبون بياورند و بگويند "بگو يا حسين "! بگو "بسم الله الرحمن الرحيم"! از اينجا كم كم اين سد شكسته مىشود ; ديگر ماشاء الله مىشود سخنران . در مورد "اعتماد به نفس" بايد گفت اين حرف غلطى است; از اروپا آمده است. اعتماد به نفسى كه بزرگان ما مىگويند يعنى اعتماد به شرق و غرب نكن، خودت مستقلا راه برو. و الا اعتماد به نفس يك حرف غلطى است، مال ما نيست. اعتماد به خدا درست است. ما نفسى در كارمان نيست. نفس چيست كه بدان اعتماد كنيم؟ نفسى كه هر لحظه در يك حالت متغير است! فقط اعتماد به خدا مهم و مطرح است! غم خوب استيا شادى؟ چون من بيشتر از حالات روحى غم را دوست دارم و علت آن هم اين است كه در حالتى كه محزون هستم، احساس تقرب بيشترى مىكنم؟ بله، آن حزن است، حزن در راه خدا خوب است اما اينكه انگشترم گم شد، بنشينم غصه بخورم، يا پدرم يا مادرم از دستم رفته، غصه بخورم، اينها غلط است. غمت اينجورى نباشد. اگر كسى گريهاش مىآيد، دلش مىخواهد عقدهاش را واكند، بنشيند براى مصيبت اهل بيت «عليهمالسلام» گريه كند تا عقدهاش باز شود. اينكه چرا در راه خدا و آخرت عقب ماندهام؟ اين حزن خوب است. اگر كسى يك ليوان آب به دستشما بدهد، شما فراموش مىكنيد؟ شما انسان هستيد. نمىتوانيد فراموش كنيد. تا آخر عمر يادتان مىماند. هيچ كس به اندازه امام حسين«عليه السلام» بشر را دوست ندارد. ما هم بايد هيچ كس را به اندازه امام حسين«عليه السلام» دوست نداشته باشيم. البته اين همان دوستى خداست. خيلى طالب نماز اول وقت هستم اما گاهى اين توفيق را از دست مىدهم و همين باعثسستى من در نماز اول وقت مىشود و اثر بدى بر روى من دارد. چه كنم ؟ چرا؟!! نماز را اول وقتبخوانيد. اگر بيحال هستيد بگوييد مىخواهم حتى با بيحالى نماز را در اول وقتبخوانم. البته اگر دلايلى مثل برخورد با كلاس و... هست مشكلى نيست ولى مثلا ما دور هم نشستهايم و حرف مىزنيم; چون وقت نماز شد، بلند شويم، نمازمان را بخوانيم. به دوستانمان هم بگوييم معذرت مىخواهم من فعلا نماز دارم. در جايى نوشته بود آقاى مطهرى در وسط يك جلسهاى بلند شد و گفت وقتخواب من شده! همه مسخره كردند، گفتند از خوابش نمىگذرد. نمىدانستند كه او مىخواهد برود بخوابد كه در دل شب با حال خوش بلند شود. من سعى مىكنم شرايط و حالات دعا را حفظ كنم و با تضرع، استمرار بر دعا داشته باشم. ولى در نهايتحاجت من برآورده نمىشود و همين باعث نااميدىام مىشود. چه كنم؟ اگر اجازه بدهيد كمى دقيقتر حرف بزنم. اولا خدا گفته دعا مستجاب است. اگر واقعا بخواهيد، خدا به شما مىدهد. ولى گاهى اين دعا صلاح نيست مستجاب بشود; مثلا فرض كنيم من از خدا ماشين مىخواهم اگر خدا الان به من بدهد بچهام مىرود و با آن تصادف مىكند و من طاقت از دست دادن بچهام را ندارم. اين را فردا مىدهد. كه بچه من دسترسى به اين ماشين ندارد. نبايد ناراحتبشوم كه دير شده است. در روز قيامت، ما از خدا تشكر مىكنيم بخاطر آن چيزهايى كه به ما نداده است. اين مطلب در باره دعا عمومى است ; اما يك مطلب ديگر، حال دعاست. خيلى از مردم دعا مىكنند ولى حال دعا ندارند. اما برخى از مردم هم دعا مىكنند و حال دعا دارند. مردم همه دارند امن يجيب را با گريه و زارى و تضرع مىخوانند اين را مىگوييم حال. دعاهايى كه ما مىكنيم براى آن است كه زبان استعدادمان باز بشود. استعداد چيست؟ استعداد امام«رحمه الله» اين بوده كه دنيا را زير و رو كند. اين استعداد را از خدا خواسته و خدا به او داده. اين استعداد كه باشد، اگر حرف هم نزند، خدا به او مىدهد. چنانكه ما در زبان استعداد، آب خواستهايم، خدا آب را خلق كرده، به زبان استعداد غذا خواستهايم، خدا غذا خلق كرده است; پس هم حال مىخواهد هم دعا و هم زبان استعداد. اگر زبان استعداد باشد، حال هم نباشد خدا مىدهد. بيشتر ما زبان استعداد نداريم. اگر دعا كرديم و خدا به ما نداد، بايد تشكر كنيم; چون خدا مىداند چه چيزهايى را بايد به ما بدهد و چه چيزهايى را ندهد. "... و استاد كلامش را با دعا، حال دعا و زبان استعداد به پايان رساند." پىنوشت: *** چكيدهاى از جلسه پرسش و پاسخ دانشجويان دانشگاه امام صادق«عليه السلام» - واحد خواهران با حضور آيتالله امجد
+ نوشته شده در ساعت   توسط دوستداران استاد
|
|
|