|
شرح دعاهای روزانه رمضان توسط حضرت آیت الله امجد ( صوتی)
+ نوشته شده در ساعت   توسط دوستداران استاد
|
سؤال : سلام علیکم با ارتحال حضرت آیت الله العظمی بهجت مقلدین ایشان بایستی به چه کسی رجوع نمایند (نظر آیت الله امجد در رابطه با اعلم پس از ارتحال آیت الله بهجت چیست؟) با تشکر- مسعود پاسخ: شما چنانچه حضرت آیت الله العظمی سيستاني را به عنوان مرجع تقليد خود انتخاب كنيد بهتر است اين نظر را حضرت استاد نيز قبول دارند. محمد امجد
+ نوشته شده در ساعت   توسط دوستداران استاد
|
آیت الله امجد: روزگاری است که ایمان فلک رفته به باد
· چه كسي مي تواند نفس را مهار كند؟! نفس يك سر ندارد! هزارها سر دارد! اگر نفس مهار شود شيطان كاري از دستش بر نمي آيد. يكي از بزرگان با تضرع خدمت اميرالمؤمنين عرض مي كرده اند كنترل نفس من با شما، آنوقت كنترل شيطان با خودم! مهار نفس فقط كار خدا است. بايد عاجزانه از او خواست و اين هم تنها با عشق ممكن است! · آنقدر كنترل نفس اهميت دارد كه حتي يك لحظه هم ممكن است كار انسان را يكسره كند! پيامبر اعظم (ص) مي فرمودند: الهي لاتكلني الي نفسي طرفه عين ابدا يعني خدا براي يك لحظه هم مرا به نفسم واگذار نكن. مرا به حال خودم رها نكن! البته آنهايي كه بالاترند بيشتر مي ترسند. كساني كه در اوجند مي فهمند چه خبر است! ... خدايا به ما عقل و فوق عقل و حقيقتي بده كه فقط تو براي ما بزرگ باشي! · حضرت آيت الله بهاءالديني مي فرمودند كه شبي از شبها ديديم ناله اي سوزناك و دلخراش مي آيد وقتي نگاه كردم ديديم كه اين ناله استادم آيت الله قاضي است! ... بايد به درگاه الهي تضرع و گريه داشت. ... بايد از خداوند با عجز و ناله كمك خواست. شوخي نيست! ... ما همه را ملامت مي كنيم اما حواسمان به خودمان نيست. شيطان كم كم كار خودش را ميكند! راههاي گوناگون هم دارد. گاهي با مريد و مقلد! گاهي با پول و مقام، ... به قول مولوي گاهي تو اسير اسيرت هستي و خودت خبر نداري. بايد مواظب اسيرت باشي و همه هم و غم تو مواظبت از اوست. ... بايد خدا انسان را حفظ كند. هرچقدر انسان عاقل باشد تا تأييدات الهي نباشد انسان نميتواند نفس را مهار كند. بايد از او خواست. · انسان بايد طوري زندگي كند كه حواسش پرت نشود! به اندازه اي كه به حيثيت انسان لطمه نخورد كافي است! انسان در باره خودش بايد سخت گير باشد اما در باره ديگران نبايد سخت گرفت. · خداوند اينطور ارائه نفرموده كه همه افراد جامعه در اوج معرفت و معنويت قرار بگيرند. مثلا همه مانند حضرت آيت الله بهجت و مرحوم علامه طباطبايي(ره) باشند. اما براي كساني كه بخواهند راه باز است. اين مسئله با خرق عادت ممكن است. و توجه داشته باشيم كه خرق عادت، خرق عادت مي آورد! اما پيامبر خدا(ص) فرمودند كه رهبانيت امت من صلاة الليل است. خواندن نماز شب بهترين راه است كه انسان بتواند در روز درست حركت كند. البته مختصر و مفيد. چند دقيقه اي قبل از نماز صبح، در وقت خلوت كه همه خوابند بايد بلند شد و تفكر كرد و با خدا درددل كرد و از او كمك خواست! و از او براي روز مدد خواست. ... ما بايد گاهي براي خودمان هم كار كنيم! همه اش براي ديگران نبايد كار كرد! چند دقيقه در شب مشغول خودمان باشيم ببينيم كي هستيم! ممكن است ما در زمين ديگران كار مي كنيم و اطلاع نداريم! ... هيچ منافاتي نيست كه انسان در مركز جامعه باشد و با خدا باشد. اين كار قوت ميخواهد و قوت آن را بايد از شب گرفت! · اگر شب به فكر خود باشيم، خدا خودش روز را درست مي كند. مي شود با تفكر و نماز شب روز را درست كرد! ... نماز شب! نماز شب! · در مقابل جهل٬ عقل قرار دارد نه علم! و لذا علم و جهل تناقضي با هم ندارند. مثلا عالمي كه مي خواهد دست او را ببوسند٬ و از او تعريف كنند جاهل است و اين دو منافاتي با هم ندارد! ولي عاقل٬ جاهل نيست. (در روايت داريم: ربما عالم قتله جهله) ...خداوند به همه عقل داده٬ منتها تعقل لازم است. چون عقل مشوب است و هواي نفس نمي گذارد. به همين علت مشورت با افرادي كه هواي نفس ندارند٬ يعني استفاده از عقل آنها! ... · کل جهان هستي فعل خدا است و لذا زيبا است. اين سخن افعال ناشايستي که در اين جهان اتفاق مي افتد را تأييد نمي کند. بدون شک مقصود حضرت زينب(س) از اينکه فرمود و من جز زيبايي نديدم اين نبود که يزيد کار زيايي کرده است. نگاه بلند او از افق ديگري است. وقتي از بالا تماشا کنيم همه چيز قشنگ است. کل نظام هستي زيبا است. مثل انقلاب و نظام که از نگاه امام زيباست اما اين دليلي براي انجام کارهاي زشت در انقلاب و نظام نيست و بايد جلوي آن را گرفت. ... · در عالم حقيقت و تکوين هيچ چيزي شر نيست. شر در عالم تشريح مطرح مي شود و نسبي است. به عنوان نمونه شيطان يکي از زيبائيهاي عالم خلقت است چرا که مي توان با مخالفت با شيطان رشد کرد! · عقلي که عرفا با آن مخالفند غير از اين عقلي است که در مقابل جهل است. آنها با عقل جزئي که دست و پاي انسان را مي گيرد مخالفند. بدادم عقل را ره توشه از مي به شهر هستي اش كردم روانه وجود ما معمايي است حافظ كه تحقيقش فسون است و فسانه · آنچه مسئله آفرينش را حل مي کند عرفان است نه فلسفه و کلام. عرفا علت آفرينش را در عقل حقيقي مي دانند. عقل حقيقي همان عشق است. خداوند ما را براي عشق خلق کرده است. عاشق شوارنه روزي کارجهان سرآيد ناخوانده درس مقصود ازکارگاه هستي · ما هر وقت از حضرت علامه طباطبايي پرسيديم قرآن را چطور بخوانيم؟ درباره آداب ظاهري تلاوت آن که بسيار هم خوب است چيزي نفرمودند اما فرمودند: قرآن کلام الله است! ... · در اين مسير پرخطر بهترين کار اين است که انسان مشغول خودش باشد و به جاي پرداختن به عيوب ديگران به عيوب خودش فکر کند و در صدد اصلاح آنها باشد. ما نبايد براي خودمان امتيازي قائل باشيم. ... از شخصي پرسيدند که بهترين انسان کيست؟ گفت بهترين را نمي دانم اما بدترين انسان را مي شناسم! گفتند کيست؟ گفت من هستم! ... عالمي را مي شناختيم که 40 سال مدام گريه مي کرد. از او پرسيدند که چرا اينچنين مي کني گفت: سند ورود به جهنم را دارم اما سند خروج از آن را ندارم. · مسئله نماز اول وقت موضوعيت ندارد و آنچيزي که موضوعيت دارد اهميت دادن به فرمان خدا براي رضاي او است. بايد به عمق مسئله نگاه کرد. حتي گاهي ممکن است ضرورت ايجاب کند که نماز را به خاطر کاري ضروري قطع کنيم. مسئله اصلی اهميت به کاري است که رضايت خدا در آن است. اگر انسان بي دليل نمازش را در اول وقت نخواند٬ به نماز که ذکر خدا است اهميت نداده و اين درست نيست. نمازي موثر است که با حضور قلب خوانده شود. نماز بدون حضور قلب اثري ندارد. ... نماز معيار اصلي است. اين نماز بالاترين و شيرين ترين ذکر است. برترين چيز است. همه چيز تابع نماز است و بايد سعي کنيم اين نماز را درست کنيم. ... نماز به منزله کعبه است و نمازگزار با تکبير از باب تکبير به حرم الهي داخل و با سلام از باب تسليم خارج مي شود. · نبايد به اصطلاحات سرگرم شد. عرفان نظري به فهم کمک مي کند و مقدمه رسيدن است. بايد حرکت کرد! · براي فهميدن کلام بايد متکلم را شناخت. · ما بايد آنقدر قرآن بخوانيم تا بفهميم که قرآن کلام خداست. · قرآن تنها کتابی است که اگر هزاران مرتبه بخوانی خسته نمی شوی . · اگر به ما می گفتند که یک کتاب در کره مریخ وجود دارد که هم نور است و هم تبیان آنوقت ما می رفتیم تا ببینیم آن کتاب چیست . · شیفتگان امام حسین (ع) از هیچ نمی ترسند و با حمایت از ارزشها، ضد ارزشها را نفی و با آن مخالفت می ورزند · نیروی مداحان بسیار زیاد است تا مردم را به سوی اهل بیت سوق دهند، چرا که زیر سایه آنها است که جوانان تربیت می شوند و با اشعاری که حامل پیام و معنا است، بسترهای مناسب برای هدایت این قشر را فراهم می آورند، از سوی دیگر اخلاص و اعتقاد قلبی برای مداح اهل بیت ضرورت دارد که اگر خالی از اخلاص و مودت به اهل بیت باشد، عمل او هیچ تأثیر نخواهد داشت. · جوانها میان از من سئوال میکنن چی کار کنیم؛بهشون میگم خودتون رو دوست داشته باشین · آقای طلبه وضو می گیری که دیگری وضو یاد بگیرد این وضوی شما باطل است حرفهای دروغ که نمی تونی بگی من و توی طلبه با ائمه معصوم تفاوت داریم حالا یک آدم گنهکار و معصیت کار می بینی خیال می کنی از او بهتری؟ این آدم ممکنه پیش خدا عزیز باشد و دگرگون شود چند چیز را گفتند مخفیه یکی اولیای خداست ، لذا هیچکس را نباید با نظر حقارت نگاه کرد. · بعضی ها حاضر نمی شوند بگویند الله اعلم که نکند بگویند بوی علم از ما می آید، وقتی می گوییم الله اعلم یعنی ما هم چیزهایی می دانیم · بعضی ها می گویند ما متکبر نیستیم یا می گویند الحمدالله که ما غیبت نمی کنیم این الحمدالله از صدتا کفر بدتره چرا؟ برای اینکه می گوییم ما از دیگران منزه تر هستیم هروقت خودمان را بزرگ دیدیم ساقطیم بزرگترین شخصیت اگر احساس کند که از کسی بهتر است ساقط گردیده است . · زندگی زناشویی زندگی قانون برداری نیست زندگی زناشویی محبت عاقلانه و مهربانی کریمانه می باشد · انسانی که درنده باشد جایش جهنم است حالا هی علی علی بگوید بگوید پنجاه سال منبر رفتم می گویند برو پی کارت ، تو چرا پاچه مردم را می گرفتی؟ توعقرب و افعی هستی تو بشر نیستی ! · بخاطر دنیا در خانه علی را بستند لعن بر این دنیا ، سر امام حسین(ع) را بخاطر دنیا بریدند اینها کافی نیست که بشر به خودش بیاید · من در همه چیمون شک می کنم ماکجامون علویه کجامون حسینی هست ؟ دق کردیم برگردیم توبه کنیم در این مملکت آنقدر کارها لنگ می ماند که نه وزیرش می تواند کاری بکند و نه وکیلش ! دوره دوره خطرناکی می باشد نه آیت الله اش ، نه عمده تجارش ، نه سردارش و نه شیمیایی و جبهه ای اش می ماند روزگاری است که ایمان فلک رفته به باد پناهگاه دیگری غیر از امام زمان نداریم · الان حرف حق را نمی شود به کسی زد ما خودمان را خدا می دانیم ماه رمضان بهترین عبادت استعفایی از خدایی است آنهم کار ما نیست ...این ره که تو می روی به ترکستان است
+ نوشته شده در ساعت   توسط دوستداران استاد
|
نحوه تهیه و خرید کتب حضرت استاد امجد به اطلاع دوستداران و علاقمندان کتب حضرت آیت الله محمود امجد می رساند که کتاب اشراقات معنوی اثر جدید حضرت استاد از طریق انتشارات علمی و فرهنگی منتشر و در اختیار علاقمندان قرار گرفته است افرادی که مایل به تهیه این کتاب باشند می توانند از طریق آقای فتحی و با شماره تلفن ۰۹۳۵۷۹۲۶۳۰۰ نسبت به تهیه و خرید این کتاب و آثار دیگر استاد اقدام نمایند.
+ نوشته شده در ساعت   توسط دوستداران استاد
|
جلسات حضرت استاد امجد در شبهاي ماه مبارك رمضان
مروري بر سوره هاي حواميم (سورههاي: 1. غافر، 2. فصلت، 3. شوري، 4. زخرف، 5. دخان، 6. جاثيه، 7. احقاف)
صحن مطهر امامزاده صالح عليه السلام تهران - ميدان تجريش
هر شب از ساعت ۲۲ الي ۲۳ شب
+ نوشته شده در ساعت   توسط دوستداران استاد
|
+ نوشته شده در ساعت   توسط دوستداران استاد
|
تقوی از نگاه حضرت آقای امجد
· نبايد موضوع تقوي را با وسواس! اشتباه كرد. وسواس نوعي بي تقوايي است. نبايد مسائل شرعي را به گونه اي مطرح كرد كه مردم به وسواس بيفتند. دين اسلام دين سمحه سهله است. اسلام دين تعبد است. اصول دين تعقلي است اما احكام تعبدي است! نبايد در اين موارد اينقدر سخت گرفت. انسان وسواسي اگر راست مي گويد بايد جلوي زبانش را بگيرد. تهمت مي زند، دروغ مي گويد، ... اما صد مرتبه خود را آب مي كشد! مردم آزاري نكن. تقوي يعني خدا داري! · خداوند هم خودش را اهل تقوي دانسته! در عرفان مي گويند تقوي از وقايه است يعني انسان بدي ها را به خودش نسبت دهد و سپر خدا شود. مانند حضرت ابراهيم كه فرمود و اذا مرضت فهو يشفين. او مريض شدن را به خدا نسبت نداد اما شفا يافتن را به خدا نسبت داد اما شيطانِ بي ادب گفت فبما اغويتني! يعني تو مرا گمراه كردي! درست است كه خداوند همه كاره است اما هرچيزي را نبايد در گفتار به خدا نسبت داد بايد ادب را رعايت كرد. به هرحال تقوي يعني وقايه يعني خود را سپر خدا قرار دهد و بدي ها را به خودش نسبت دهد. مثلا: سبحانك اني كنت من الظالمين! يا در دعاي كميل مي گوييم: ظلمت نفسي! و ... اين دعا خيلي عجيب است... علامت انسان متقي اين است كه خود را پست ترين مي داند اما مي خواهد كه برترين بشود. بزرگترين كاري كه شيطان با ما مي كند اين است كه ويروس خود بيني و خودخواهي و خيريت را در مغز ما مي كند. چرا محراب امام جماعت گود است؟! يعني امام جماعت مي گويد: من پايين تر از همه هستم و به خاطر نماز بقيه نماز مرا هم قبول كن! هيچ امام جماعتي نبايد خود را برتر از بقيه بداند اگر برتر بداند ساقط است. علامت اصلي متقين اين است كه خود را پايين تر مي داند اما مي گويد: واجعلني للمتقين اماما يعني مي خواهم برترين باشم. نقطه سقوط اين است كه خود را برتر از ديگران بداند و نقطه شروع حركت انسان موقعي است كه بفهمد پايين تر از بقيه است. با حرف و تعارف هم نمي شود. بايد بفهميم كه پايين تريم وگرنه ممكن است از تعريف و تمجيد ديگران خوشمان بيايد اما از روي تظاهر و براي خوب نشان دادن خود در جمع به كسي كه از ما تعريف كرده بگوييم از ما تعريف نكن! مثلا اينكه بگوييم الاحقر اما خود را بالاتر از ديگران بدانيم درست نيست! ... · اگر كسي مي خواهد آدم شود ببيند پيامبر خدا چگونه بوده است! البته پيامبر آمده است تا ما را به موطن خودمان برساند. پيامبر به همه بلند سلام مي كرد. چه خوب است ما نيز به همه بلند سلام كنيم. · غالب مشكلات فردي و اجتماعي كه با آن دست به گريبان هستيم دقيقا و مسلما ناشي از ضعفهاي اخلاقي ما است و مشكلات و گرفتاريهاي و بن بستهاي جهاني نيز درست از فقراخلاقي جامعه ها و مخصوصا سران بسياري از كشورهاي جهان سرچشمه ميگيرد. آري اخلاق سرمايه اصلي اقوام و ملت ها است اخلاق كليد حل مشكلات مهم اجتماعي است . اخلاق خمير مايه تمدن و ستون فقرات يك زندگي اجتماعي سالم است و اخلاق بهترين وسيله انسان در سير الهي است. بهمين دليل تا مسائل اخلاقي در جوامع انساني حل نشود، هيچ مسئله اي حل نخواهد شد. و باز به همين دليل تهذيب نفوس و تزكيه قلوب و تكميل مكارم اخلاق به عنوان يكي از اهداف اصلي بعثت پيامبر اسلام در كتاب آسماني قرآن و روايت اسلامي بيان شده است پيشوايان اسلام و بزرگان دين قسمت عمده عمر پربركت خود را براي اين منظور صرف كرده اند. · حضرت رضا(ع) براي عاقل 10 علامت را بيان فرموده اند كه دهمين علامت اين است كه انسان خود را شر خلق بداند! انسان بايد در اثر تفكر و تجربه و تمرين وقتي به فردي مي رسد كم كم باور كند كه اين فرد بهتر از او است يا او بدتر از اين فرد است. البته ملكه شدن اين موضوع نياز به تمرين و تكرار و … دارد. حتي اگر ما به انساني برسيم و شري را در او مشاهده كنيم بايد توجه كنيم كه ممكن است شر او ظاهر شده باشد و خير او هنوز ظاهر نشده است و اگر فكر كنيم ما بهتر از او هستيم بايد توجه كنيم كه شايد خير ما ظاهر شده باشد ولي شر ما ظاهر نشده باشد. از كجا معلوم كه اين وضع ادامه پيدا كند؟! ممكن است ما مثل يك استخر آرام و زلالي باشيم كه لجن در ته آن است اما ممكن است با يك تلاطم آلودگي ها خودش را نشان دهد! يك نقطه ضعف گاهي انسان را ساقط مي كند! به خصوص خود بزرگ بيني و حسادت خرمن زندگي انسان را آتش مي زند. غره مشو كه مركب مردان مرد را در تگناي باديه پي ها بريده اند نوميد هم مباش كه رندان جرعه نوش ناگه زيك ترانه به منزل رسيده اند · ملامتي شدن و خود را به ملامتهاي غيرعادي انداختن راه حل درستي نيست. ... تعريف و تمجيدهاي ديگران حتي تعريف امام معصوم نيز مشكلي از ما را حل نمي كند. مگر اينكه امام معصوم دعا كند كه عاقبت به خير شويم يا خبر دهد كه عاقبت به خير هستيم. مهم عاقبت به خير شدن است. به قول حضرت آيت الله بهجت: شيطان تا آخرين لحظه با انسان كار دارد. ايشان به همين علت اجازه ندادند تا موقعي كه در قيد حيات هستند برايشان كنگره بزرگداشت گرفته شود. شيطان قسم خورده است كه همه ما را گمراه كند. هركسي را به طريقي گمراه مي كند. از طريق منبر، از طريق مداحي، از طريق عبادت، از طريق نمازشب، ... علامتش اين است كه ما پيش خودمان مغرور مي شويم! و عاقبت به شري مربوط به غرور است و هركس پيش خدا شكسته نفسي كند عاقبت به خير است. با كمي تمرين مي توان به اين باور رسيد كه ديگران بهتر از ما هستند و ما بدتر از ديگران! · توجه به اين نكته كه خير و شر در انسان مخفي است كليد كار است. ممكن است خير شخص پنهان باشد و شر او ظاهر شده باشد و يا برعكس! و لذا نمي توان به آنچه ظاهر است اطمينان پيدا كرد! چه درمورد خودمان و چه در مورد ديگران. در درون انسان هفت طبقه وجود دارد! چه مي دانيم در باطن و درونِ درون ما چه اتفاقاتي مي افتد! واقعا ما نمي دانيم. «بنده شناس خدا است!» اين از جمله هم از جملات عجيبي است كه اگر به جا بكار برده نشود انسان جهنمي مي شود و اگر درست بكار برده شود انسان را بهشتي مي كند. اگر تعريف كسي را كردند و شما از روي حسادت يا براي ايجاد شبهه گفتيد «بنده شناس خدا است!» جهنمي شده ايد و اگر تعريف خودتان را كردند و گفتيد «بنده شناس خدا است!» بهشتي شده ايد! خباثت و طهارت باطن شرط است و ظواهر هيچ دليل و شرط نيست. عبادتهاي ظاهري و رعايت ظواهر براي پاك شدن درون است وگرنه ارزشي ندارد. هيچ وقت علامه طباطبايي و حضرت امام(ره) خودشان را بالاتر از بقيه نمي دانستند. نامه هاي امام(ره) به مرحوم سيداحمدآقا را نگاه كنيد! واقعا چيزهايي كه امام(ره) به خودشان نسبت داده اند عجيب است. آنچه امامان معصوم(ع) مي فرمودند انسان را مبهوت مي كند! ان اقل الاقلين!، ان اذل الاذلين!... ما ديگر چه بگوييم؟! ما چطور خودمان را برتر از ديگران بدانيم؟! ... · حساب دستگاه الهي با حسابهايي كه ما داريم متفاوت است. آيا ارزش آن دختر جوان مسيحي كه به دورافتاده ترين نقاط آفريقا مي رود و مردم را به نام حضرت مسيح(ع) به بهداشت دعوت مي كند و مردم را به دين علاقمند مي كند با من كه هر روز زيارت عاشورا و نماز شب هم مي خوانم، ولي به احدي رحم و مروت ندارم يكسان است؟! آنچه مسلم است اين است كه بايد درون اصلاح شود. اگر هدف اصلاح درون باشد، خداوند وسايل هدايت را فراهم مي كند. اينجانب اعتقاد داشتم حتي اين ماركسيست هايي كه در دوران انقلاب در تظاهرات شركت مي كنند اگر كشته شوند بعید نيست شهيد باشند. به هر حال رحمت خدا بر غضب او سبقت دارد. ما از اين جهت خيلي اميدوار هستيم كه مخالف خدا نيستيم و خدا هم ارحم الراحمين است. هر چيزي به جاي خودش! ... جوان بايد از گناهان گذشته خود استغفار كند و ديگر گناه نكند و پيرمرد هم بايد به لطف و رحمت بي منتهاي خدا اميدوار باشد! ... چيزهايي هست كه باعث عاقبت به خيري مي شود به عنوان نمونه خدمت به بندگان خدا باعث عاقبت به خيري مي شود. چيزهايي هم باعث عاقبت به شري مي شود. ... تشخيص اينكه در كجا چه بايد كرد ظرافتهاي خاصي دارد. هيچ كس نبايد به خودش مغرور شود. انسان بايد همه را بهشتي بداند و خود را جهنمي و سعي كند تا خود را از جهنم نجات دهد و بعد هم به دنبال نجات مردم باشد! · پرهيز به معني كناره گيري يا انزوا نيست. پرهيز در متن اجتماع و در حين انجام عمل اتفاق مي افتد. بايد وارد اجتماع شد اما دروغ نگفت! بايد از اين آتش ترسيد و مال يتيم را نخورد! اتقو يوما، اتقوا ... يعني پروا كنيد نه اينكه انزوا كنيد. اسلام دين اجتماعي است. وظيفه انسان اين است كه خودش را بسازد و وارد جامعه شود ... وظايف افراد هم با هم فرق مي كند. يكي ممكن است ذخيره باشد. در تاريكي نشسته اما روشنايي را مي بيند. منتظر انجام وظيفه است. در موقع خودش وارد مي شود و وظيفه اش را انجام مي دهد! معمولا هم نقطه عطفي را به وجود مي آورد! با يك حركت يك مملكت را نجات مي دهد. هر كس حد خودش را نگهدارد بهترين خدمت را به جامعه كرده است. براي ما ورود به جامعه و تحمل سختي ها و شنيدن ناسزاها و ... باعث خودسازي مي شود. تقوي يعني حضور در صحنه و پروا از خداوند! ... شناخت حد خود نيز بسيار مهم است. نبايد در موقعيتي وارد شد كه از طاقت و توان خارج است. انقلاب ما انقلاب عظيم و تجربه خوبي بود اما متاسفانه خودسازي كم بود. افرادي ممكن است گاهي با دست بوسي سوار شوند! ما به امثال مدرس نياز داريم. خدا رحمت كند او را · تمام بدبختي ها و مشكلات بشر مربوط به بي تقوايي و همه سعادتهاي او مربوط به تقوا است! · كوچكترين مصيبتي كه بر سر انسان مي آيد از بي تقوايي است. ممكن است اين سؤال مطرح شود كه مصيبتهايي كه بر امامان معصوم و حضرت سيدالشهداء وارد شد به چه علت است؟ پاسخ اين است كه ايشان خودشان همه مصيبت ها را براي هدايت بشر قبول كردند و با موضوع مصيبت هايي كه ناخواسته براي امثال ما به وجود مي آيد متفاوت است. ما بايد دقت كنيم كه هميشه هر بي تقوايي نتيجه مشخصي برايمان دارد. اگر انسان اينطور باشد ديگر در اين جامعه يك ذره كار خلاف نمي كند. همه تلاش بشر براي نجات از مشكلات و آگاهي است و اين در تقوي است. خداوند فرمودند من يتق الله يجعل له مخرجا و يرزقه من حيث لايحتسب. پيامبر اعظم (ص) در باره اين آيه فرمودند: لواخذالناس كلهم لهذه الايه لكفيتهم يعني اگر تمام مردم اين آيه را بگيرند كفايت مي كند! چون خدا فرموده كسي كه با تقوي باشد درهاي بسته را بسويش باز مي كند. كسي كه بر اساس فطرت و شرع و عقل رفتار كند مشكلات برايش حل مي شود،درهاي بسته بسويش باز مي شود. حضرت يوسف(ع) بسوي در بسته رفت اما اين در برايش باز شد! دري كه آن موقع باز نمي شد و هيچكس هم نمي توانست باز كند، اين در كه با كليد مخصوص سلطنتي و در مواقعي خاص باز مي شد به رويش باز شد. او را در چاه انداختند ولي به تخت سلطنت رسيد. من يتق الله يجعل له مخرجا و لذا راه نجات از مشكلات تقوي است، با تقوي مشكلات شكلات مي شود! شيرين مي شود و يرزقه من حيث لايحتسب يعني از جاهايي كه گمان و حساب نمي كند روزي هاي مادي و معنوي برايش مي رسد. يك دانشمند نياز به الهامات و جذبات معنوي دارد وگرنه در اين عمر كم و اين كارهاي زياد نمي شود انسان به مقاصد بلند برسد و زمينه الهامات تقوي است! · اين الله اكبر كه در نماز مي گوييم يعني خدا بزرگ است و ديگر هيچ. هيچ چيز ارزش ندارد جز خدا. وقتي فقط خدا پيش آنها ارزش داشت به همان لااله الالله كه به قول رسول اكرم(ص) سبب خداشناسي و رستگاري است رسيده اند. كسي هم كه خدا شناس شد ديگر نه حسادت دارد، نه كبر دارد، نه بخل دارد، نه خودبيني دارد، نه خودخواهي دارد! اين صفات و رذايل و فضايل زنجيري است! يك رذيله رذيله ديگر را مي آورد، يك فضيله فضايل ديگر را با خود مي آورد! اما اصل فضيلت توحيد است. اگر موحد شد ديگر هيچ بدي نمي كند، بدي ندارد، نيت بد نمي كند و ... تمام صفات تابع اين كلمه است كه خدا پيش آنها بزرگ است و ديگر هيچ چيز ارزش ندارد. در جنب خدا هيچ چيز ارزش ندارد! البته با توجه به ارزش هايي كه خدا قرار داده، حب محبوب خداوند هم حب خداوند است! · تقوي مساوي است با احساس مسؤليت در برابر پروردگار و عدم بي تفاوتي در باره جامعه و عقايد مردم، از بي رنگي در آمدن و جامه صبغه الهي پوشيدن صبغه الله و من احسن من الله صبغه. تقوي منجي عقيده از سرگرداني و جهت دهندة آن است و لذا يك انسان داراي تقوي و يك متقي واقعي يعني كسي كه به دستورات الهي پايبند است. · نتيجه تقوي اين است كه همه كارهاي انسان اصلاح مي شود! · نفسانيات كار را سخت مي كند وگرنه تقوي سخت نيست. حضرت آيت الله دستغيب مي فرمودند: اگر هزار دكتر بگويند اين ميوه يا غذا براي شما بد است ولي شما ميل داشته باشيد حتي اگر يك بچه بگويد دكتر اشتباه مي كند از آن استفاده مي كنيد. مبداء ميل مهم است! اگر انسان بر اساس فطرت و عقل مي خواهد حركت كند آنچه كه برايش خوب است را انتخاب ميكند نه آن چيزي كه مي خواهم! بنده معتقدم كه منظور از متقين در آيه مباركه ذلك الكتاب لاريب فيه هدي للمتقين كساني هستند كه طالب حق مي باشند. حد اقل بايد انسان دنبال حق باشد تا هدايت شود ... بعد كم كم راه بازتر مي شود ... · شهوت فقط جنسي نيست! دستبوسي هم شهوت است! رياست هم شهوت است! دلش مي خواهد رساله بنويسد، شهوت نوشتن دارد! شهوت حرف زدن دارد! · گاهي انسان به خاطر يك شهوت پا روي همه چيز خود مي گذارد! شخصيت اجتماعي اش، شخصيت خانوادگي اش ، خدمات و كمالاتش را به خاطر يك شهوت قرباني مي كند! · تنها توشه اي كه در جهان باقي به درد مي خورد تقوي است. · تقوي لباسي است كه موجب زينت و حفاظت انسان و پوشش عيوب مي شود. · بهشت براي اهل تقوي است. · خداوند اهل تقوي و صبر را مدح و ثنا كرده است. · تقوي انسان را از كيد دشمنان محافظت مي كند. · تقوي موجب نصرت الهي مي شود. · تقوي موجب اصلاح عمل و بخشش گناه مي گردد. · تقوي موجب محبت الهي مي شود. · تقوي باعث قبولي اعمال مي گردد. · تقوي ملاك و موجب اكرام است. · تقوي سبب بشارت در موقع مرگ مي شود. · تقوي موجبات نجات از عذاب الهي را فراهم مي كند. · همه در جهنم وارد مي شوند فقط اهل تقوي موقع ورود از سوختن مصون مي مانند. · بهشت براي متقين آماده شده است. · نجات از شدايد و مصيبات و مشكلات با تقوي امكان پذير است. · اقل تقوي اين است كه انسان طالب حق باشد. اگر ديني هم ندارد اگر حرف حقي از يك بچه هم شنيد قبول كند. بايد تابع حق بود. · مي گويند آقاي بهاءالديني را در خواب ديدند فرمود كه اينجا تقوي به درد مي خورد! البته درست است قرآن نيز در بيداري همين را فرموده است.
+ نوشته شده در ساعت   توسط دوستداران استاد
|
آیت الله امجد: راه فراگير شدن عدالت و دفع ظالم « نهادينه شدن انتقاد» در جامعه است
گر حكم شود كه مست گيرند در شهر هرآنچه هست گيرند!
حاصل عمرم سه سخن بيش نيست سوختم و سوختم و سوختم!
+ نوشته شده در ساعت   توسط دوستداران استاد
|
آیت الله محمود امجد: شيطان هزاران سال عبادت كرد اما بنده خدا نشد
+ نوشته شده در ساعت   توسط دوستداران استاد
|
استاد امجد: ترس قبل از گناه خوب است ولي بعد از گناه نبايد ترسيد
با يكي عشق ورز از دل و جان تا به عين اليقين عيان بيني كه يكي هست و نيست جز او وحده لااله اله الا هو
چون نوركه ازمهرجداهست وجدانيست عالم همه مرآت خدا هست وخدا نيست در آينه گر كوري نبيند صورت خود را آن صورت آيينه چو محسوس شما نيست
اي دلبر ما نباش بي دلبر ما يك دل برما به ز دوصد دل برما نه دل برما، نه دلبر اندر برما يا دل بر ما فرست يا دلبرما يك عمر به جستجوي دلبر گشتيم سرگشته به هربحر و به هر برگشتيم دلبر بر ما بود و دل اندر بر ما با دلبر دل به سوي دل برگشتيم
عشقِ به جهان جمله چو نقشي است بر آب آن آب نه آب، بلكه موجي است بر آب آن موج چه موج؟ چون خيالي در خواب! آن خواب چه خواب؟ خواب مستان خراب! عالم چو حبابي است وليكن چه حباب؟! نه بر سر آب، بلكه بر روي سراب! آنهم چه سرابي؟ كه بينند به خواب! آن خواب چه خواب؟ خواب بدمست خراب!
دنيا همه هيچ و كارِ دنيا، همه هيچ! اي هيچ، به هر هيچ، برِ هيچ، مپيچ! تا اينجا همه هيچ! و اين درست! اما آيا جز هيچ، ديگري نيست؟ قرآن كريم پاسخ داده است كه: ذالك بان الله هوالحق و ان ما يدعون من دونه هوالباطل! ... (حج، 62- لقمان،30) ، ... فذالكم الله ربكم الحق فما ذا بعدالحق الا الضلال ... (يونس، 32) پيامبر خدا(ص) فرمودند كه: جز خدا همه چيز باطل است. ... چه كنيم كه ما خوابيم! وقتي مرديم بيدار مي شويم. دستمان خالي و راه طولاني است . خدايا دستمان را بگير كه اسير اين كثرات نشويم!
بدادم عقل را ره توشه از مي به شهر هستي اش كردم روانه وجود ما معمايي است حافظ كه تحقيقش فسون است و فسانه البته اين كلاس، كلاس بالايي است و براي ما همين كه كمالات را از خدا بدانيم كافي است. مگر مي شود كه اين انسانِ زيبا خالقي نداشته باشد؟! ما فعلا بفهيم كه خالقي دارد تا بعد معلوم شود كه همه اش زيباست! و كل جمالك جميل! عجب دعايي است اين دعاي سحر! ... استفاده از صفت تفضيلي براي خداوند درست نيست! خدا بزرگتر است جمله درستي نيست! خدا با چه چيزي مقايسه مي شود؟!
+ نوشته شده در ساعت   توسط دوستداران استاد
|
|
|