تبليغاتX
سایت اطلاع رسانی استاد محمود امجد

آقاي امجد مي‌گفت:

 لا إله إلا الله يعني هيچ دلبري جز خدا نيست

استاد امجد

اي آنکه رنگ تعلق نمي‌پذيري!غلامتم دربست!


درويشي به درويشي گفت: از خدا چه خواهي؟ گفت: آن خواهم که نخواهم. درويش گفت: اين هم خود خواستني است.
مي‌دوني بايد از بعضي از نماز و روزه‌ها استغفار کنيم!
آيت‌الله امجد مي‌گفت بعد از نماز، از نمازتون استغفار کنيد!

امام حسين (ع) در دعاي عارفانه عرفه، عاشقانه ميفرمايد:من کانت محاسنه مساويه، فکيف لايکون مساويه مساويه
آن کس که خوبيهايش بدي است، چگونه بديهايش، بدي نباشد!

اگر نماز خوبي هم خونديم، شکر کنيم!
شکر نعمت، نعمتت افزون کند
ولي به عبادت دل نبنيديم که حجاب بشه!
به قول آيت‌الله صديقي بت يکي سنگ و چوبه، بت يکي پوله، بت يکي زن و بچه‌هاشه، بت يکي هم عبادتشه!
مثلا يکي سرقفلي صف اول جماعت، پشت سر آقا رو خريده، اگر کسي ديگه جاش بشينه، ديگه نمي‌تونه نماز بخونه، حالش فرق مي‌کنه!
آقاي امجد مي‌گفت: لا إله إلا الله يعني هيچ دلبري جز خدا نيست.

آن کس که تو را شناخت جان را چه کند
فرزند و عيال و خانمان را چه کند
ديوانه کني هر دو جهانش بخشي
ديوانه تو هر دو جهان را چه کند

*** یاسر


بعيد است كه ربط حرف‌هاي بداهه‌وار آیت الله امجد  به احوالات دروني مخاطبين اتفاقي باشد

 آیت الله امجد معمولا كار خودشان را مي‌كنند و آن‌چه بر خود مي‌داند را ادا مي‌كند. نور است و صفا. من كه از كرامات ايشان خيلي شنيده بودم، (در جلسه ای که بودم و ایشان تشریف داشتند)جرأت نداشتم چشم در چشم‌شان بشوم. سرم را پايين گرفته بودم و گوش مي‌كردم و سعي مي‌كردم آن‌چه مي‌گويد تا پس از ديدار و دسترسي به قلم و كاغذ از خاطرم نرود. آدم ايشان را كه مي‌بيند بيش‌تر به درون خودش مي‌رود تا اين‌كه شيفته‌ي ايشان بشود. اين بهره‌اي بود كه مي‌شد از حضور حاج‌آقاي امجد برد و شايد مقصود برگزاركنندگان (اینگونه جلسات با حضور استاد)هم اين بود ولي جلسه طوري پيش مي‌رفت كه يك سري سؤال‌هاي بي‌ربط و خسته‌كننده از ايشان پرسيده مي‌شد كه آدم حيفش مي‌آمد چرا از چنين حضوري به كم‌ترين بهره راضي شده‌ايم. نمي‌دانم ولي بعيد است كه ربط حرف‌هاي بداهه‌وار ايشان به احوالات دروني مخاطبين اتفاقي باشد. مثلاً نکته‌ای که اشارتاً در مورد حقّ‌النّاس فرمودند، سر ما را بیش‌تر در گریبان فرو برد؛ گویی که می‌دید در درون ما چه مسأله‌ای مطرح است. به ما می‌گفت "پیش از هر کاری بگویید «بسم الله الرحمن الرحیم»، بسم‌الله یعنی به نام خدا و برای خدا" و تنها کسانی می‌توانند متذکر چنین معنایی شوند که خود، خدایی باشند...

*** یحیی

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دوستداران استاد  | 

معرفی کتاب :

زلال معرفت: جام اول: بیانات استاد اخلاق و عرفان حضرت آیت الله امجد

زلال معرفت: جام اول: بیانات استاد اخلاق و عرفان حضرت آیت الله امجد

پدیدآورنده: محمدجواد سالاریان (ویراستار)
ناشر: فرهیزش - 28 مهر، 1387

 

قیمت:  25000 ریال

مشخصات کتاب

  • تعداد صفحه: 230
  • نشر: فرهیزش (28 مهر، 1387)
  • شابک: 978-964-96523-6-8
  • قطع کتاب: رقعی
  • وزن: 600 گرم

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دوستداران استاد  | 

استاد امجد :

ذوق فقهی و اصولی آيت‌الله مرعشی قوی‌تر از بعد فلسفی‌ا‌ش بود

 

 

ذوق فقهی و اصولی آيت‌الله «مرعشی شوشتری» قوی‌تر از بعد فلسفی‌‌اش بود، ولی در همه علوم دست داشت و برخورد بسيار دقيقی می‌كرد.

متن ذيل، مشروح مصاحبه سرويس انديشه خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، با آيت‌الله «محمود امجد» ـ از دوستان نزديك مرحوم آيت‌الله مرعشی ـ است كه در مورد سلوك اخلاقی مرحوم مرعشی با ما به گفت‌وگو نشست.

ایکنا: لطفا در ابتدا برای ما از نحوه آشنایی‌تان با مرحوم آیت‌الله مرعشی بگویید.

چندين سال است كه بنده به مدرسه عالی شهيد مطهری آمدم و ابتدا با اين بزرگوار (آيت‌الله مرعشی) آشنا شدم و خيلی هم به ايشان علاقه‌مند بودم. اين مرد بزرگوار لطف خاصی داشت و من هم ارادت خدمت ايشان داشتم.

ایکنا: آیا این مسئله که ایشان کم استاد دیده و نجف هم نرفته بود، تأثیری در کمالات علمی ایشان داشت؟

اتفاقا از محاسن ايشان است. چرا استاد نديده؟، استاد هم ديده، مرحوم آيت‌الله جزائری، پدر امام جمعه اهواز و مرحوم آيت‌الله آل طيب، اين‌ها استادانشان بودند و حتی هم درس به ايشان می‌دادند و مباحثه با ايشان می‌كردند و خيلی هم محبوب بودند پيش استاد. ايشان عمرشان را در تحصيل علم و تعمق و تفكر گذراند و عاشق علم بود.

ایکنا: نظر حضرتعالی راجع به تأملات فلسفی ایشان چیست؟

در همان ابتدا كه كتاب «فلسفتنا»ی شهيد صدر منتشر شد، ايشان آن‌را ترجمه كردند، اما ذوق فقهی و اصولی ايشان قوی‌تر از بعد فلسفی‌شان بود، ولی درهمه علوم دست داشت و دقت داشت و برخورد بسيار دقيقی می‌كرد و مطالعات عميقی می‌كرد، ولی در علم اصول فقه خيلی قوی و در عين حال عاشق آن بود.

ایکنا: آیا به خاطر دارید که مرحوم آیت‌الله مرعشی نظری خلاف مشهور داشته باشند؟

بله، برای مثال، مسئله عاقله. ايشان چون با محيط دستگاه قضايی آشنا بود، می‌دانست كه اين عاقله يك تعهداتی بود، بدون تعهد نمی‌شود كه ديه عاقله را گردن بستگان پدری گذاشت. نظرياتی داشت، البته با دقت فقهی. فقيه و صاحب نظر و محكم بود.

ایکنا: از ارادت و ارتباط ایشان با اهل ‌بیت(ع) بگویید.

ايشان زيارت عاشورايی در منزل خود می‌گرفت كه مخصوص بود و طبق همان مأثور. دوست داشت بنده يك لحظه هم كه شده آن‌جا شركت كنم. با توجه به فرصت كمی كه داشتم، لحظات كمی آن‌جا شركت می‌كردم. آن‌جا علما و قضات بودند. به خاطر اين‌كه ايشان دوست داشت، من چند دقيقه‌ای شركت می‌كردم و يك بيت يا دو بيت می‌خواندم. ايشان به اهل بيت(ع) ارادت و يك حالت بكاء داشت. البته اخيرا خيلی بيشتر به اهل ‌بيت(ع) توجه داشت. اصلا ايشان از اول دغدغه‌ای نسبت به مطالب بالاتر داشت و اخيرا هم حالت بسيار خوبی داشت. حتی وقتی ياد گرفتاری مردم می‌افتاد، گريه‌اش می‌گرفت. خيلی عاطفی بود.

ایکنا: اگر خاطره‌ای از ایشان دارید، ما را محروم نفرمایید.

دو خاطره من از ايشان دارم؛ يكی اين‌كه وقتی آيت‌الله جزائری مرحوم شد و خبر آن به مدرسه عالی رسيد، ديدم خيلی سرگردان می‌گردد و خيلی ناراحت است و بعد رفت اهواز و محل خودشان برای مراسم. ولی همان روز كه خبر را شنيده بود، بسيار نگران شده بود، به شكلی كه در مدرسه پريشان می‌گشت كه من ايشان را به حجره بردم و برايش يك روضه خواندم و آرامش پيدا كرد. ولی وقتی فرزند جوانش تصادف كرده بود و از دنيا رفت، من رفتم تسليت بگويم، ديدم مشغول مطالعه است، آن‌قدر ايشان عاشق علم بود كه اصلا متوجه نبود و مشغول بود كه من هم اصلا نمی‌توانستم به ايشان تسليت بگويم. اين دو حال را من از ايشان ديدم؛ يكی نسبت به استادش و ديگری نسبت به علمش كه همه چيز از خاطرش می‌گذشت و مشغول تعمق و تحقيق بود. مخصوصا اين اواخر حالت بسيار خوبی پيدا كرده بود و واقعا ولوی بود.

ايكنا: اگر نكته‌ای را لازم می‌دانيد كه فروگذار شده، بفرماييد.

بالاخره بايد عبرت گرفت كه فقط علم ظاهر نيست. ايشان با اين‌‌كه خيلی عاشق به اين علوم بود، اخيرا جور ديگری شده بود و نسبت به مسائل ديگر خيلی توجه داشت. من در مشهد بودم كه خبر درگذشت ايشان را شنيدم و بسيار متأثر شدم و هميشه بيادش هستم.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دوستداران استاد  | 

فیلم حضور آیت الله امجد بر مزار حاج آقا مجتهدی(ره)

فیلم حضور آیت الله امجد بر مزار حاج آقا مجتهدی(ره) 

صبح روز شنبه 22/1/88  حضرت آقای امجد  بر سر مزار حاج آقا مجتهدی (واقع در حوزه ایشان) حاضر شدند و حاج آقا علوی و عطری نژاد از ایشان استقبال کردند.

دانلود، حجم فایل: 1.2 Mb

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دوستداران استاد  | 

استاد امجد:

باید دید که تکلیف چیست!

۱- تکلیف

 «این حرفها که "به نماز نگویید کار دارم، به کار بگویید نماز دارم" اشتباه است. باید دید که تکلیف چیست؟!!! اگر تکلیف نماز است بسم الله... و اگر غیر نماز است باید آنرا انجام داد.»

اگر این کلام را جز از زبان حضرت آیت الله امجد شنیده بودم در پذیرش آن مردد می‌شدم.

یادم هست که در ادامه مثالهایی زدند و فرمودند: «آقایی که وظیفه دارد کار مردم را انجام دهد، آنرا رها کرده و می‌گوید "نماز" ! ...آقا نگویید نماز !! بگویید تکلیف! باید دید که تکلیف چیست!»

و غیر از این نیست که از آن عالم ربانی جز این بصیرت و روشن‌اندیشی انتظاری نیست.

*** مهدی نظری

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۲- مگه كسي توي بهشت از كسي مي پرسه حالت چطوره ؟!

دقت كردين اين جمله رو كه مي فرمايند : حرم آقا امام رضا (ع) يك قطعه از بهشت است . روي كره زمين تو بهشت داري توي حرم خدمت آيت الله امجد رسيدم ، سلام و احوال پرسي كردم ، گفتم : آقا حالتون چطوره ؟ گفت :‌ مگه كسي توي بهشت از كسي مي پرسه حالت چطوره ؟! معلومه تو بهشتِ زبون عاشق از گله گذاري بند مي ياد ، كيف مي كنه.

*** غلامحسین

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۳- امشب شما را به خدا نمي‌سپارم بلكه خدا را به شما مي‌سپارم

هنوز هم آخرين جمله آيت الله امجد در گوشم پيچيده، در جمله خداحافظي شب قدر خطاب به شب زنده داران مي گفت: امشب شما را به خدا نمي‌سپارم بلكه "خدا را به شما مي‌سپارم". فكر كردم آيا مي‌شود در اين شب‌ها مواظب خدايمان باشيم...

*** زهرا عدالتی

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دوستداران استاد  | 
آیت الله محمود امجد :  

 

                          بعضی از ماها از شاه هم بدتریم

 

        

               استاد محمود امجد

 

 

همه بگوییم بسم الله الرحمن الرحیم ، این  بسم الله  را درست بگوییم همه چیز حل است همین بسم الله  خیلی حرف لازم نیست آدم بزند بسم الله  یعنی بنام خدا و برای خدا ، این را درست بگوییم کارمان درست است خدا را به این امام زاده قسم می دهیم که همه ما فی الله و لله باشیم صلوات.

 

ما آخرش چیزی بایستی برای خودمان نگذاریم تا پیش خدا مقرب گردیم والا تا وقتی چیزی داریم هیچ چیز نداریم از خداگشتی همه چیز از تو گشت اگر ما اهل بسم الله  باشیم شیطان با ما کاری ندارد ولی چون با بسم الله  کار نداریم لذا شیطان در ما نفوذ می کند بی محتوا می شویم .

 

این جهان کوه است و فعل ما ندا ، عمل ما برگشتش به خودمان است فمن یعمل مثقال ذره خیرا یره و من یعمل مثقال ذره شرا یره .

 

همه داستان سوره یوسف احسن القصص می باشد و نتیجه آن اینست که انسان با خدا باشد همه چیز از آن اوست از خداگشتی همه چیز از تو گشت  چیزی که از این استفاده می گردد برکات تقوی می باشد ومن یتق الله یجعل له مخرجا ... این را همه شما در کتاب های آیت الله شهید مطهری دیدید همه بشر دنبال دو چیز می باشند ما همه تشنه که می شویم آب می خوریم گرسنه که شدیم غذا می خوریم این خواسته همه ماست نجات از مشکلات و آگاهی غیر از این می باشد اصل هم همین است این خواسته همه بشر می باشد این داستان یک واقعیتی است که حضرت یوسف در هاله ای از  عشق به خدای تبارک و تعالی و حیات الهی و قلبش مملو از  عشق خدا بوده اگر عصمت نداشت هیچ مانعی نبود هیچ ضامن اجرایی مثل توحید وجود ندارد قلبش مملو از محبت خدا بوده و در این نمایش دو عامل که یکی عامل عشق به خدا و دیگری عشق به دنیا و شهوت بود که اینها با انسان دارند می جنگند تا انسان در کدام هاله و فضا واقع گردد اگر در فضای عشق الهی واقع شد بقیه اش آشغال می باشد و اگر عشق مجازی بود آقا عشق فقط عشق به خداست عشق حقیقی عشق به خداست اشد حب لله ، عشق یعنی محبت شدید عشق عالی عشق به خداست و چون خدای تبارک و تعالی هیچ راهی به ذات مبارکش نیست عشقش در محمد و آل محمد تجلی نموده است و عشق مجازی ،  سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی عشق محمد بس است و آل محمد پس عشق خدا عشق حقیقی و عشق اهل بیت عشق مجازی و مجاز یعنی عبور از این ، اهل بیت آیینه هستند ما نیامده ایم بت پرستی کنیم اینها نیامده اند سد راه ما گردند شما در آیینه خودت را می بینی ما در این آیینه خدا را می بینیم اهل بیت آیینه تمام نمای خدا هستند به تحقیق عرض می کنم اهمیت ذکر صلوات هم از این نکته ناشی می شود سر صلوات اینست که انسان لحظه به لحظه با دریای فضیلت اهل بیت آشنا گردیده انس بگیرد و شکل آنها گردد پس بهترین عمل اینست در نتیجه نماز و اعمال هم نورانی می گردد پس سخنم را خلاصه می کنم یا عشق الهی که اینست و یا شهوات که این دومی عشق نیست بهترین و عالی ترین عشقی که هست عشق زلیخا بود که وقتی معشوقش یوسف با آن هیبتش در مشکل و دردسر افتاد رهایش ساخت خیلی عاشق ها معشوق ها را کشتند و خیلی معشوق ها هم عاشق ها را کشتند نسل جوان گول همدیگر را نخورید با یک کرشمه تمام حیثیت خانواده را زیر پانگذارید مگر خیال کردید که ازدواج یک امر آسانی می باشد؟ ازدواج مربوط به کبار و بزرگان قوم می باشد بایستی اکابر قوم دخالت نمایند یک جوان نمی تواند به تنهایی برای سرنوشت خویش تصمیم بگیرد وقتی دو تا جوان از شکل و رنگ همدیگر خوششان می آید دیگر تمامی ارزشهای خانوادگی را زیر پایشان له می کنند که چی؟ این همه افراد در طول تاریخ ادعای عاشق و معشوقی نموده و بالاخره همدیگر را کشته اند هم در زمان ما و هم در گذشته تاریخ ، این عشق نیست این شهوت می باشد عشق فقط عشق الهی می باشد .

 

عشق الهی یعنی چی؟ مگر خدا شکل و ماهیت دارد؟و از آنجایی که راهی به ذات الهی وجود ندارد لذا آیینه ای درست نموده به نام انسان کامل و بنام محمد و اهل بیت اش که انسان از طریق آن خدا را بشناسد و منظور از ادعیه ، زیارت و قرآن این می باشد اصلا از اول تا آخر قرآن کریم مدح و ثنای انسان کامل می باشد و کامل ترین انسان ها این چهارده معصوم می باشند که یک نور واحد در چهارده کنگره می باشند از این بهتر نیست لذا سر  و رمز صلوات اینست .

 

شیطان ضعیف می باشد ولی وقتی داخل در وجود انسان شد این نفس اماره را تحریک می کند و راهش هم اینست که پناه ببریم به خدای تبارک و تعالی از عوامل مرئی و نامرئی و سوره ناس را بخوانیم.آقایان ما باید روشن و روشنگر گردیم خدای تبارک و تعالی شب را می برد و روز را می آورد که به ما بگوید من این هستم بیایید در دامن من تا روشنگر گردید لذا سوره فلق را بخوانیم .سوره قدر شناسنامه امام زمان(عج) می باشد این را زیاد بخوانیم.سوره توحید هم شناسنامه خداست .همه  عاطل و باطل اند مگرحق پرستان باید حق پرست شویم وگرنه عاطل و باطلیم .سوره والعصر هم شناسنامه بشر می باشد این را هم بخوانیم . در روایت قرائت سوره حمد برابر است با هفت ختم قرآن و خدا تبارک و تعالی همه قرآن را در حمد خلاصه نموده و اگر روزی هفت مرتبه آن را بخوانید می بینید که چه ها می کند.برای همه حاجات بشر ، مومنین و مومنات ، گذشتگان و آیندگان ، اموات ، نسل جوان ، همه اینها را در نظر بگیریم و سوره حمد را بخوانیم  هرکس آمد طرف خدا نوکرش هستیم  نوکر پدرش هم هستیم .

 

در داستان یوسف آیات و  نشانه هایی زیادی  از  قدرت نمایی خداوند به چشم می خورد که هر کدام از آنها مایه عبرت و پند برای اهل تحقیق و جستجو می باشد کسی بخواهد هزاران نکته از این آیات می تواند بدست آورد.از آن جمله  اولیش خواب پر رمز و راز حضرت یوسف می باشد .

 

خواب بعضی ها تعبیر دارد بعضی ها واقع می باشد تعبیر این است که یازده تا ستاره چیه؟ یوسف هم یازده برادر داشت خورشید و ماه هم  پدرو مادر یوسف هستند این تعبیر خواب می باشد اما تاویل چیه؟ تاویل هم همان چیزی بود که آمدند و رخ داد و یازده برادریوسف  به همراه حضرت یعقوب و همسرش در مقابلش سجده کردند این شد تاویل خواب .

 

 تاویل قرآن هم اینست که در روز قیامت جلا و اهمیت آن را می بینید تاویل قرآن اینست نه تاویل خلاف ظاهر . جوان ، عزیز  ، فدات شوم  نگو حال ندارم یک حدیثی ما به شما می گوییم اقبال و ادوال  یعنی اقبال نداشته باشی هرچقدر هم دعای نافله و قرآن بخوانی دور می شوی ذکر بگویی دور می شوی دلت که زده شده دیگر فایده ای ندارد پس زیاده روی نکن ولی تعمل یعنی خود را به عمل زدن  ، یعنی چه ؟ قرآن را می توانیم باز کنیم یانه ؟ حال ندارم قرآن بخوانم این چیه دیگر؟ حال ندارم نافله بخوانم اینطور نیست . اینکه می گویند اقبال و ادوال یعنی حال نداری نافله را نخوان ولی نمی توانی که نماز واجب را نخوانی اما قرآن ،  حال نداریم بخوانیم ولی آیا حال داریم قرآن را ببوسیم و بازش کنیم حالا انسانی حال بازکردن و بوسیدن قرآن را نیز هم نداشته باشد بمیرد که بهتر است حالا اگر قرآن را باز کنی به جان خودت یک آیه که خواندی با توجه آیه دیگر را هم  حتما خواهی خواند و لازم نیست خودت را مقید کنی که صد آیه ،  یک جزء یا بیشتر بخوانی هرچی دلت خواست بخوان .

 

بچه کمتر از هفت ساله در خواب می بیند که یازده ستاره به همراه خورشید و ماه در مقابلش سجده کردند بالاخره این خواب زمینه پیغمبری یوسف را می رساند ،  جناب یعقوب پیامبر  سلام الله علیه  در مقابل حضرت یوسف به کمال و عظمت خدا سجده نمود آقایان اینهایی که دم در آستانه حرم ها می افتند و سجده می کنند کار خوبی نمی کنند حالا اگر عالمی کرد حق ندارید به او اشکال کنید ولی این کار را نکنید آستانه بوسی خوبه ولی به شرط اینکه خلوت باشد نه اینکه آدم یکساعت بیفتد سدمعبر کند و با  آن جای تنگ و جمعیت زیاد  آستانه حضرت رضا را ببوسد و یا  در حرم چنان صلوات می فرستد که گوش همه را کر می کند اینها هیچکدام درست نیست اونی که سجده می کند در مقابل خدا سجده می کند عظمت خدا را می بیند سجده می کند .

 

حالا یک چیزی به شما بگویم و آن اینست که خواب هیچ حجیتی ندارد ولی یک وقت خوابی هست که واقعیت دارد خوابی که مطابق با خارج باشد واقعیت دارد یعنی چه؟ کلید ماشین را گم کردم در خواب می گویند برو از فلان جا بردار این متصل به خارج بوده و صادق می باشد ولی نه اینکه هر خوابی من دیدم بگویم صادق می باشد بیشتر خواب های ما مربوط به هوا و هوس ما می باشد ولی حضرت ابراهیم که می بیند دارد سر اسماعیل را می برد این واقع می باشد نه تعبیر ، می گوید به اسماعیل که باید سرت را ببرم و حضرت در جواب می گوید بیا ببر ، پس خود خواب از آیات عجیب الهی می باشد. صاحب الظلال  فی تفسیرالقرآن می گوید که من در آمریکا بودم در خواب دیدم که یکی از بستگان در مصر  در چشم خونریزی نموده است وقتی آمدم دیدم که با چشم عادی نمی تواند ببیند. خواب از آیات خداست . امام یک خوابی می بیند و آیت الله کشمیری به امام موسی  تعبیرش را می گوید به کسی هم نگفته بود البته تعبیر خواب یک موهبت الهی می باشد اگر کسی یک عمل منافی عفت پیش بیاید و به خاطر خدا نه بخاطر شخصیت خودش ، البته ما در جامعه به خاطر شخصیت خودمان و احترامی که در جامعه بهمان می گذارند این احترام گاها مانع از این می شود که مرتکب گناهی شویم ولی اینکه نشد نمی دونم آبرومون می رود چی می شو یم می برند شلاقمون می زنند نخیر اینها نیست برای رضای خدا اگر عمل منافی عفت پیش بیاید انسان ابا داشته باشد خدا به او تعبیر خواب می دهد تحلیل جریانات به او می دهد اما اینکه بیاییم خواب را منبری کنیم هیچ حجیتی ندارد هیچ کشف و کراماتی حجیتی ندارند برای خود آدم ممکن یقین بیاورد ولی برای دیگران هیچ حجیتی ندارد دین اسلام دین عقل می باشد . حالا یوسف خواب می بیند و می آید تعبیرش را از پدر می پرسد.

 

دومین مورد اینست که حضرت یعقوب می فهمد که این پسر در آینده به کجا خواهد رسید .

 

مورد بعدی اینست که در چاه افتادن و آسیب ندیدن گر نگهدار من آنست که من می دانم شیشه را در بغل سنگ نگه می دارداگر تیغ عالم بجنبد زجای نبرد رگی تا نخواهد خدای.

 

مورد دیگر نابینا شدن حضرت یعقوب و بینا شدن مجدد وی بود حالا ممکن است بگویند که حضرت یعقوب چطور ندانست که چاه کنعانی که در این نزدیکی بود یوسف در آن قرار گرفته در حالی که بوی پیراهن یوسف را از مصر چشید این چطوریه؟ خدا بخواهد کسی بداند یا نداند ببینید خدا ستارالعیوب است اینطور نیست که اولیاء خدا همه چیز را بدانند اگر اینطور بود که نمی شد زندگی کرد حالا جوانی بود که دنبال چشم برزخی می گشت تو نمازت را اول وقت بخوان نمازت را درست کن همه چیز داری همه جا را می بینی چشم برزخی را می خواهی چکار بعدش هم اگر چشم برزخی داشتی بالای منبر مرا به چشم حیوان می دیدی و فرار می کردی دیگه به منبر من گوش نمی دادی موقع نماز می گفتی یک حمار اینجا ایستاده یعنی من پشت سر یک الاغ نماز بخوانم چون هرکس  در نماز حواسش پرت می شود صورتش صورت الاغ می شود بر طبق عقل و نقل و شرع و دین رفتار کن هر چی قسمتمان شد ولی هر که را اسرار حق آموختند مهر کردند و دهانش دوختند بعضی وقت ها هم خدا پرده ای جلو صورت انسان می اندازد که خیلی چیزها را نبیند .

 

آقای سید جمال گلپایگانی که یکی از اعاظم علما و فقهای بود که در زمان خودش آقای بروجردی فرموده بود اعلم  من فی النجف ، آنوقت بزرگانی بودند در نجف ، یک مقامی پیدا کرده بود که سنگین بوده برایش حالا نه فقط چشمش باز شده بود بلکه بالاتر یک وقت دید دیگر نمی تواند رفته بود پیش استادش حاج سید احمد کربلایی و گفته بود من نمی توانم  گفته بود خوبه  برو پیش امیرالمومنین رفته بود حرم امیرالمومنین حضرت به او گفته بود برود پیش حضرت موسی بن جعفر(ع) ، موسی بن جعفر به او گفته بود که پسرم  فلان ... از اینجا فهمیده بود که سیادتش مسلم می باشد .

 

مردم متاسفانه دنبال قدرت می گردند می روند دنبال علوم غریبه ،  دنبال لیمیا و کیمیا  می گردند این علوم فیزیک و شیمی خیلی خوبند علوم منطق فقه و فلسفه همه خوبند و در جای خود کارآمد دارند  مگر ما چقدر عمر داریم که دنبال علوم غریبه می گردیم آقا کشف و کرامات هست نه اینکه نباشد وای کشف و کرامات هیچ حجیتی ندارند .

 

از آیت الله بهجت پرسیدند که اگر انسان در خواب معصومی را ببیند دستوری را بدهد باید عمل کرد ولو حکم قتل یعنی اینکه کشک  آن پیامبری که تو دیدی پیامبر نیست آن امامی که تو دیدی امام نیست .

 

مطلب بعدی از قعر چاه تا اوج جاه حضرت یوسف می باشد حضرت یوسف را می اندازند داخل چاه به جایی می رسد که مالک رقاب همه جمعیت می گردد. حالا همه تون ماجرای حکومت یوسف را شنیده اید .

 

آدمی دلش می خواهد حاکم باشد دلش می خواهد حکومت بدست گیرد اما به شرط اینکه خدمت نماید ولی آنقدر مسئولیت سنگین دارد که امان از کسی که پشت در اتاقش کسی را معطل نماید وای بر آن مسئول مملکتی که پشت در اتاقش کسی را معطل کند و بگوید که جلسه دارم گیلاس بخورد و بگوید جلسه دارم شربت بخورد و بگوید جلسه دارم حالا همه اینطور نیستند در دنیا همه جور آدم وجود دارد و فردا پدر آدم را درمی آورند اما اگر انسان یک پستی داشته باشد و در آنجا در خدمت مردم باشد بالاترین عبادت را دارد حکومت بهترین محل عبادت می باشد به شرطی که خدمت باشد نه اینکه پز دادن باشد چون من قدرت دارم پس همه چیز دارم .

 

در نهایت پاکی تهمت ناپاکی به یوسف زدند اینجا خیلی داستانها دارد .هر کس در دامن خدا باشد همه چیز دارد سر پاکدامنی حضرت یوسف هم تقوی بود . حالا ما نمی خواهیم به جنازه شاه لگد بزنیم چه بسا بعضی از ماها از شاه هم بدتریم چون الان بیشتر مانشستیم روی خون شهدا ، آنهم چه شهدای بزرگی ، چه جوانان بزرگی ، چه علمای بزرگی و چه دکترا و مهندس های بزرگی ، چه جوانهای بزرگی قربانی شدند اگر ما کمترین کوتاهی را بکنیم از شاه بدتریم اما خوب شاه از خدا برید همه چیز از او بریده شد امام با خدا بود همه اسباب هم با او بودند  زمان شاه اسم امام را حتی از رساله ها برداشتند از خ نام امام هم می ترسیدند یک سیدی بود در کرمانشاه  و قدغن بود آوردن  اسم امام ، اسم امام را می آوردی می بردند شلاق می زدند رفته بود منزل یکی از  سرتیپ ها برای خواندن روضه ،  پنج شش هزار زن آنجا بودند روضه زنانه بود و خانه سرتیپ هم بود رفته بود بالای منبر و گفته بود همه چیز  در این مملکت قاچاق شده است اسم خدا قاچاق شده اسم پیغمبر قاچاق شده اسم اهل بیت قاچاق شده اسم خمینی قاچاق شده خمینی وای بعد با گفتن خمینی وای می زند توی سر خودش و بعد این پنج هزار زن بلند می شوند و فریاد خمینی وای سر می دهند .

 

*** مروری بر سوره یوسف (قسمت نخست ) توسط  استاد محمود امجد – امامزاده صالح تهران

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دوستداران استاد  |