تبليغاتX
سایت اطلاع رسانی استاد محمود امجد

بزودی سایت شخصی

 

حضرت آیت الله محمود امجد

 

آغاز بکار می کند.

 

با آدرس:

 

 

 

www.mahmoodamjad.ir

 

 

                                                                      

     

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دوستداران استاد  | 

  علامه سيد محمد حسين طباطبايي تبريزي

 

از منظر استاد امجد

 

 

علامه سید محمد حسین طباطبایی مفسر بزرگ تفسیر المیزان 

استاد امجد :

 

مرحوم علامه، الميزان را پس از سه دوره خواندن بحارالانوار { 110 جلد تأليف علامه مجلسي } نوشتند!

 

استاد امجد :

 

روزي از ايشان خواستيم که « بحث انسداد» از کتاب کفايه الاصول را براي ما تدريس کند.

فرمود: « من تدريس نمي کنم؛ چون به نظر من انسداد درست نيست. » ما اصرار کرديم که بگوييد.

فرمود: « من براي خدا در روز قيامت براي اين کار جواب حاضر نکرده ام. اگر روز قيامت بگويند: چرا عمر خودت و طلاب را تلف کردي؟! من جواب ندارم. اين درس را تدريس نمي کنم. »

 

استاد امجد :

 

« روزي در يکي از کوچه هاي نزديک حرم حضرت معصومه عليها السلام با ايشان را ه مي رفتيم.

[تا آن زمان] چند جلد از الميزان را ايشان نوشته بود که چاپ شده بود به ايشان گفتم: « چرا شما مشکل نويس هستيد؟ » پرسيد: «چطور!؟»

گفتم: « الميزان را کمي آسان تر بنويسيد تا همه متوجه آن شوند» ، فرمود:

« عجيب است، الحمدالله شما با مطالب من آشنا هستيد؛ شما يک صفحه از الميزان را بنويسيد، ببينيد آسان تر از اين مي شود يا نه؟! »

ايشان همچنين مي فرمود:

« بنده هنگامي که مي خواستم از نجف باز گردم، هرچه کتاب نوشته بودم، در رودخانه انداختم و تنها يکي از آن ها را ـ بدون توجه ـ براي خود نگه داشتم. »

 

و آن کتاب، رسائل سبع ايشان بود. اين خود نشان از تواضع علمي او و بي ادعا بودن ايشان دارد.

 

بشوي اوراق اگر همدرس مايي که علم عشق در دفتر نباشد.

 

                                    

         استاد امجد :

 

 

     علامه به اين بيت از اشعار استادش، آيت الله اصفهاني ( که در مدح حضرت فاطمه زهرا عليها السلام است) خيلي علاقمند بود:

مفتقرا! متاب رو،از در او به هيچ سو

زان که مس وجود را فضّه او طلا کند!

 

و يک بار هنگام خواندن خطبه حضرت صديقه طاهره عليهاالسلام به عبارت ليس غيره که رسيد، بسيار مبهوت شد؛ بعد رو به ما کرده و فرمود:

« شما که اين همه کتاب فلسفي و عرفاني خوانده ايد، آيا ديده ايد کسي بتواند چنين بگويد؟! »

 

و نيز سفارش مي کرد که شب هاي قدر، به ياد حضرت فاطمه زهرا عليها السلام باشيم.

در گشودن رمز و راز اين سفارش، کافي است به روايتي از حضرت امام صادق عليه السلام اشاره شود که فرمودند :

 

« فمن عرف فاطمه حقّ معرفتها، فقد ادرک ليله القدر:

پس هر کس فاطمه عليها السلام را آن چنان که بايد، بشناسد، حتماً شب قدر را درک کرده است. »

مرحوم علامه همچنين مقيد بودند که هر سال، ايام شهادت آن بانوي بزرگوار ده روز در خانه شان اقامه عزا کنند و همه بستگان را دعوت نمايند.

 

 

استاد امجد :

 

 

 به مرحوم علامه عرض کردم:

وقتي به حرم مشرف مي شويم، چگونه زيارت کنيم؟ فرمودند:

« مگر چيزي جز خدا مشاهده مي شود؟! »

 

استاد امجد :

 

 

آيت الله طباطبائي مي فرمود:

« در بازبيني و تصحيح جلد اول الميزان، دو هزار غلط فاحش يافتم! ( مثلاً به جاي «روز» نوشته بودم «شب»! ) و در بار دوم تصحيح، ششصد غلط! و حالا بهتر مي فهمم «معصوم» و «عصمت» يعني چه! »

 

استاد امجد :

 

علامه طباطبائي می فرمود:

« باطن دنيا، صلوات بر محمد و آل محمد (صلوات الله عليهم اجمعين) است.»

 

استاد امجد :

 

« هرگاه از ايشان مي پرسيدم: چگونه قرآن بخوانيم؟ مي فرمودند :

« توجّه داشته باشيد که کلام الله است. »

 

استاد امجد :

 

شخصي به مرحوم علامه عرض کرد: « با اين پدر و مادرهاي پرتوقع چه کنيم؟ ايشان فرمودند: « غيبت پدر و مادرها را نکنيد! »

 

استاد امجد :

 

 

علامه مي گفت :

« اگر يک کاه برداري، در همه عالم(هستي) اثر ميگذارد! »

{ پس گناه کردن چه اثري بر هستي ميگذارد؟ }

 

« شبي در نجف، بر پشت بام خانه، آماده خوابيدن مي شدم که مکاشفه اي برايم رخ داد و ديدم دستم و همه اعضايم، مي بينند و مي شنوند و همان زمان ديدم که همه عالم، عالِم است. »

باز ايشان مي گويد:

« هرگاه سوالي داشتم و خدمت علامه مي رسيدم، قبل از اين که پرسش را بيان کنم، جوابش را مي فرمودند. »

 

استاد امجد :

 

علامه طباطبائي می گفتند:

« به خط خودِ مرحوم ملاصدرا ديدم که نوشته بود: مسأله اتحاد عاقل و معقول را حضرت فاطمه معصومه عليها السلام براي من حل فرمودند. »

 

استاد امجد :

 

« حال مرحوم علامه، با شنيدن نام آيت الله قاضي دگرگون مي شد. »

 

استاد امجد :

 

 

مرحوم استاد، هيچ نامه نام و نشان داري را بي پاسخ نمي گذاشتند. حتي اگر حامل ناسزا به ايشان بود، جوابي کريمانه به آن مي دادند.

شخصي که ايشان را با سخنانش آزار مي داد و با علامه دشمني مي کرد، در مجامع، مورد احترام استاد بود و استاد به او مي فرمود:

« به حرم که مي روم، اول براي شما دعا مي کنم! »

 

هيچ کس نمي توانست علامه را خشمگين کند. به طور خلاصه مي توان گفت:

« علامه، له شده بود ». [ يعني ديگر هيچ چيز از ايشان باقي نمانده بود. ]

با آن که تا آن اندازه نسبت به فرصت و وقت حساس بود ( تا حدي که مثلاً پس از نگارش مطالب، نقطه گذاري مي کرد تا چند ثانيه وقت کمتري صرف شود)، اما اگر طلبه اي کوچک با ايشان سخن مي گفت، تا پايان کلامش گوش مي داد و من در عمرم کسي را چنين نديدم.

 

استاد امجد :

 

استاد طباطبائي را پس از ارتحالشان در خواب ديدم، به بنده فرمودند:

« يک صلوات براي همه شهيدان کافي است! »

 

استاد امجد :

 

مرحوم اميني ـ صاحب الغدير ـ در شبانه روز هجده ساعت کار علمي مي کرد و ... خيلي با شور و حال بود. استاد علامه طباطبائي مي فرمود:

« پس از رفتن به نجف اشرف، چنين حالي يافت. »

 

 

 

منابع:

 

1-  سایت منادی – ویژه مقام پیامبر اعظم(ص) – سایت وابسته به دفتر امور زنان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

http://www.monadi.com/fehrest.asp?select=chehreha&select2=tabatabaee

 

 

2-     زمهر افروخته نویسنده : سید علی تهرانی ناشر : انتشارات سروش چاپ دوم ، 1382

 

3-     آن مرد آسمانی نویسنده : مرتضی نظری ناشر : دفتر نشر فرهنگ اسلامی چاپ دوم ، 1382

 

4-  رمز موفقيت علامه طباطبايي نویسنده : حميد نگارش / علی باقی نصر آبادی ناشر : موسسه انتشاراتی امام عصر - عج چاپ دوم ، 1381 طبيب عاشقان نویسنده : یعقوب قاسملو ناشر : نسيم حيات چاپ اول ، 1379

 

                                               

                                                            

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دوستداران استاد  | 

استاد امجد:

 

بعضی ها  باید به نفع اسلام  از حوزه بیرون بروند

 

 

    استاد امجد

 

 

 

متن زیر  گزیده ای از سخنرانی استاد محمود امجد در میان طلاب قم  می باشد که  عینا نقل می گردد.

 

شما طلاب باید فقیه بشوید  نه اینکه فقط فقه  اصطلاحی بخوانید باید فقیه در دین باشید آية المحكمه،سنة قائمه، فريضة العادله ، فقیه بشوید کار دارد آقا زحمت می خواهد باید جان کند التماس ،  التجا  ، توکل و توسل می خواهد راه کوتاهی نیامده اید راه طولانی در پیش دارید آسان نیست خطرات فراوانی دارید شرایط زیاد و موانع سختی در پیش  دارید توسل کنید بگویید بی بی دریاب مرا  اگر تو بهم توجه کنی من ابراهیم خلیل الله می گردم زینب کبری اگر یک نگاهم بکنی من با انبیاء مسابقه می گیرم.

 

تمام منبر بنده را کسی گوش دهد صددرصد نمی فهمد چه برسد به اینکه کسی  یک طرف را بفهمد و یک طرف دیگر را نگیرد بنده در حرف هایم بسیاری از مشکلات اعتقادی جامعه حل می گردد اگر گوش شنوایی وجود داشته باشد منبر دیکته ای نیست که من بیام برای شما دیکته کنم سهمیه شماست باید سرتاپا گوش شوید که از اینجا رفتید چگونه گوش دهید این خودستایی نیست آقا ،  من نیستم در منبر ، گوینده من نیستم منی مطرح نیست من ناچیزتر از آنی هستم که چیزی به شما بگویم به قول آقای تبریزی من ناچیزتر از آنی هستم که بگویم ناچیز هستم هدف امیرالمومنین از گفتن اینکه سلمان بالاتره یا حضرت ابوالفضل(ع) این بود که این حرف ها را ول کنید بس کنید از مطرح کردن  اینکه امام خمینی  مقامش بالاتره یا حضرت عبدالعظیم(ع)؟نگویید حضرت زینب بالاتره یا حضرت مریم ، این حرف ها را شما نزنید.

 

این آقای نجفی هست  که صفحه پنج شنبه روزنامه اطلاعات را می بندد این جدش از اصحاب آقای قاضی بوده آقای بهجت هم هنوز  مو صورتش نبوده و هنوز ملتحی نبوده خوب نشسته در مجلس و آقای قاضی دارد دیر می آید می گوید ناراحت نشوید الان آقای قاضی حالش به هم خورده دارد دوا می خورد الان دارد در رخت کن رخت می پوشد دارد می آید حالا اینها هم در مدرسه نشستند آقای بهجت اینها را  در نوجوانی اش به علما می گوید مثلا دارد می آید کجاست و کجاست تا اینکه در باز می شود و آقای قاضی داخل می شوند آقای قاضی صاف می رود پیش آقای بهجت و می گوید امروز شیرینکاری کردی ها یعنی مواظب باش ،  آقای بهجت حالا جوان بوده  می دانید که آقای بهجت از بچگی اهل  برنامه بوده این آقای کشمیری از بچگی غیب می گفته تا اینکه در این اواخر آقای بهجت به ایشان گفته بود دهنت را ببند.

 

اگر طلبه ای تنها بیاید از بنده بپرسد چه کنم من به او می گویم چه کند اینقدر بس تان است یا نه؟ یا می گویم اینقدر بخوان یا برو تبلیغ و یا برو از طلبگی بیرون و آن بستگی به اشخاص دارد فرد فرد از بنده بپرسند من می توانم بگویم که چه بکند بعضی ها هم بایستی به نفع اسلام از حوزه بروند بیرون ، به نفع اسلام و روحانیت بایستی بروند بیرون ، خدایا ما اینجا آمده ایم خدمتگزار و نوکر امام زمان باشیم به آبروی امام زمان(عج) خدایا ما را پیش امام زمان آبرومند گردان خدایا ما را مخلص گردان.

 

بنده باید از طلبه ای که رونق پیدا کرد بایستی حظ کنم  طلبه ای که در جامعه از وجودش استفاده می کنند البته به شرطی که این طلبه باتقوی باشد نه اینکه بازیگر باشد بنده از طلبه ای که بازیگر باشد بدم می آید خیلی سعی کنم دهنم را ببندم ولی طلبه ای ببینم که خدمتگزار هست در هرجایی خاک پایش می گردم این از بنده و از اول طلبه گیم هم اینطوری بودیم هرجایی رفتیم هر دهی و شهری رفتم سعی کردیم عالم و مبلغ آنجا را تبلیغ کنیم الحمدالله خدا این توفیق را به ما داده است.

 

ابوالفضل کسی است  که امام حسین (ع) در موردش می گوید که بنفسی انت یا الله ابوالفضل کسی است  که مرده ها را زنده می سازد قرن ها این عشایر و بیابانیها میان حرمش و می گویند زودباش این خونم را پاک کن و حضرت آنها را پاک می کند بیا خار را از پام درآور ابوالفضل درمیاورد. طلبه اگر در این حرف ها اشکالی داری بیا اشکالت را از بنده بپرس اگر نمی خواهی بپذیری از طلبگی برو بیرون ، طلبه دنبال معنویات نباشد یک غاز ارزش ندارد ولو اعلم علما  باشد طلبه وقتی دنبال معنویات نباشد هیچ ارزشی ندارد فردا می شود آلت دست سیاست و پدر مردم را درمی آورد قرن ها است که ابوالفضل مرده ها را زنده  می سازد عشایری می آید بسم الله حالا می گویی از کجا دیدی؟  جنابعالی لندن نرفتی ؟پس چرا می گویی هست؟  آمریکا رفتی ؟   قدس رفتی ؟ پس چطور می گویی هست؟  دیگر این مسئله آنقدر متواتر گردیده است که  علما دیده اند روستایی آمده گفته بچه ام مرده زود باش خوبش کن من کار دارم باید بروم آداب صحبت کردنش را هم بلد نیست حالا حضرت ابوالفضل مرده اش را زنده می کند این می رود این است ابوالفضل یا ابوالفضل .

 

                                                        

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دوستداران استاد  | 

 

استاد محمود امجد:

 

زیباست خدا و بقیه زشت اند

 

زنده باد دوست  و مرگ بر هرچه غیر دوست

 

استاد محمود امجد

 

 

 

  • لطفا بگویید چگونه می توانم چشمم را حفظ کنم؟

 

چشمت را نگاه به آسمان بکن عرض کنم آقا جون ببین آقا صاف برایت بگویم اگر عاقلی این زنهایی که هستند همه مثل هم هستند فرض کنید در خانواده ما یا خانواده شما از اینی که من می خواهم به او دل ببندم زیباتر و بهترش وجود داشته باشد شیطان می آید انسان را زینت می دهد اذیت می کند خواهر زاده من ، دختر من  ، نوه من  و دختر برادر من از همه بهترند ولی چرا من وقتی پیرزنی می خواهد از خیابان رد شود حواسم را جمع می کنم تا بهش نگاه بکنم؟ وقتی انسان عادت کرد به چیزی دیگر ترک آن خیلی مشکل می شود چه برسد به هروئین ، اعتیاد بد چیزی است غلام همت آنم که زیر چرخ کبود ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است .

 

 

 

  • شرکت کردن زنان در نماز جماعت اولی است یا در خانه؟

 

یک وقت حمایت از اسلام است البته در بیرون والا مسجد مر بیت

 

 

  • آیا مقام حضرت زینب(س) بالاتر است یا حضرت مریم؟

 

آقا این به من و توچه ! ، این به ما مربوط نیست  مقام امام خمینی بالاتره یا حضرت عبدالعظیم حسنی گفتن اینها درست نیست برای شادی روح همه شان صلوات بفرستید.

 

 

  • افرادی مثل شیخ رجبعلی و شیخ جعفر مجتهدی بدون اینکه درس بخوانند به  مقامات عالی رسیدند علت آنها چه بوده؟

 

 

آقا خدا خواسته ، معصیتی پیش آمده انجام ندادند خدا خواسته یک چیزهایی به ایشان داده ، شیخ رجبعلی الگو نیست  آقا شیخ جعفر مجتهدی الگو نیست آقا فخر (تهرانی)   الگو نیست  اینها الگو نیستند و و لكم فى رسول‏الله اسوه حسنه .

 

 

 

  • آیا اینکه کسی برای نمازشب  نمی تواند توفیق یابد آیا عیب بر او محسوب می گردد؟

 

بله گناه می کند نمی تواند نماز شب بخواند گناه نکند تا بتواند نماز شب بخواند.

 

 

  • اینکه سیروسلوک به همراه استاد می تواند باشد را توضیح دهید؟

 

استاد کو؟ تو مطابق علمت عمل می کنی یا نه؟ نه !  به 124هزار پیغمبر مطابق  علمت عمل بکنی به آنجا می رسی  به این حضرت معصومه بی بی ملک و ملکوت ، شفیعه محشر ،  کریمه اهل بیت و خاتون دنیا و آخرت که اینقدر مقام  دارد که بتواند بیاید در جهنم همه را بیرون کند اگر ما خلاف نکیم بدانجا می رسیم دنده عقب نزنیم طبق رساله عمل بکنیم می رسیم .تو چه مفهمی استاد کیه؟ اینطور نیست که  بلند شوی  بروی در بیابان دنبال استاد بگردی اگر کسی روی هوا رفت استاد است؟ اگر کسی غیب گفت استاد است؟ ها؟ این شیطان است تو چه می فهمی استاد کیه ؟ به علمت عمل کن آن می شود استادت در و دیوار می شود استادت .

 

 

  • مخلص یعنی چه؟

 

مخلص یعنی کسی که خدا انتخابش کرده  شیطان دیگر نمی تواند بدو دسترسی داشته باشد.

 

 

  • منظور از بدهکار بودن در مسئله ازدواج یعنی چه؟

 

منظور اینست که خودت را مقصر بدانی  بیا جوراب منو در بیاور  بیا جای منو بینداز باید بیایی دم در تعظیمم کنی این لوس گریها یعنی چه مگر دختر مردم کلفت تو اند؟ تو حق نداری باید صفا بکنی محبت عاقلانه یعنی عفو و اغماض و گذشت ، باید مردانگی داشته باشید.

 

 

  • اصلا زن خوب هست یانه؟

 

یک وقت زنی مثل بانوی اصفهانی  هزاران مجتهد به گرد پایش نمی رسند خیلی از این معروف ها به گرد پایش نمی رسند بانوی اصفهانی نود سال یک کلمه حرف لهو زد؟ علامه طباطبایی رفته بود دیدنش مواظب بود یک کلمه حرف اضافه نزند  این مرد است یا نامرده؟خیلی مردها نامردند  بعد هم خیلی زنها مردند.

 

 

  • عرفان فرع بر تقوی است وقتی می گوییم آدمی عارف است یعنی تقوایش از دیگران بیشتر می باشد؟

 

عرفان بدون تقوی هیچ چیزی نیست شیطان است .اینکه کسی اصطلاحات را بیاموزد یعنی این عرفان است کسی که مطیع خدا باشد می شود نورانی و عارف  نه اینکه سبیل اگر غیرت شود می شود عارف .

 

 

  • اگر انسان به جای عبادت مطالعه نماید؟

 

این سوال شما مثل سوالی است که از شیخ شد به شیخ نوشتند که من نمازشب بخوانم یا مطالعه کنم ؟  گفته بود آن ده دقیقه قلیانت را ترک بکن نماز شب بخوان.

 

 

  • آیا استادی که تقوی ندارد آیا علم آموزی از وی جایز می باشد؟

 

علم را پیش مارکسیست هم می شود خواند ولی سابق به معنویات اهمیت می دادند کسی که معنویاتش بیشتر بود پیش او درس می خواندند.  علم را باید از عالم استاد فرا گرفت عالمی که  علمی ندارد بی تقوایی هست درسی را آموزش دهد من سیوطی بلد نیستم  بیایم سیوطی بگویم این عین بی تقوایی هست من صرف بلد نیستم بیایم صرف بگویم این عین بی تقوایی می باشد اگر بی تقوایی استادی در درسش اثر نگذارد آن بهتر است که اعلم تر می باشد.

 

  • نظرتان در مورد کشیدن سیگار چیه؟ اگر بد است چرا آقای بهاءالدینی سیگار می کشید؟

 

آقای بهاءالدینی سیگار می کشید به من و تو چه!  تو پدر جدت به گرد پای امثال آقای بهاءالدینی می رسد؟ آن عادت کرده بود سیگار می کشید هیچ هم اشکالی ندارد او تمام ماه رمضان را با یک سیگار افطار می کرد من و تو چه می فهمیم یعنی آدمی که یک ماه چیزی نمی خورد  و نمی تواند بخورد و تنها با یک سیگار افطار می کند یک سیگار را هم نکشد؟ لب به سیگار بزنی خطرناک است سیگار کشیدن آقای بهاءالدینی هوا و هوس نبود ولی مال من و شما هوا و هوس می باشد خیال کرده سیگار بکشد می شود آقای بهاءالدینی .

 

  • برای خواندن اصول عقاید چه کتابی را پیشنهاد می کنید؟

 

قرآن بخوانید قرآن

 

  • آیا طلاب برای حفظ قرآن باید وقت بگذارند؟

 

این را بارها گفته ام نخیر ولی تفریحی اشکالی ندارد درس ات  باید را بخوانی و به جای کارهای بی خود و شب نشینی می روی  قدم زدن قرآن حفظ می کنی .

 

  • آیا باید تمام دعاها را خواند؟

 

آقا لازم نکرده حال داری بخوان نداری ول کن یک قسمت را امشب بخوان و یک قسمت را فردا شب همین دعای ابوحمزه ثمالی  را یک دو سه سطرش را امشب بخوان و باز فردا دو سه سطر  دیگر را ، لازم نیست انسان همه آن را بخواند .

 

  • چگونه بفهمیم کدام شخص استاد واقعی اخلاق می باشد؟یک استاد می گوید مستحبات را زیاد انجام بدهید و دیگری می گوید کمتر کدام یک صحیح تر می باشند؟

 

در حوزه اساتید اخلاق خوب زیاد است اونی که به گفته های خودش عامل تره آن را برگزینید .استادی که می گوید کمتر مستحبات را انجام بدهید آن واردتر می باشد طلبه مقدس خشک به درد اسلام نمی خورد طلبه باید عاقل باشد نماز واجبش را بخواند  همه اش ده دقیقه خدا از ما نماز خواسته خیلی باشد هفده دقیقه ، این هفده دقیقه را با خدا حرف بزند بقیه خواست حرف بزند خواست حرف نزند طلبه ای که عاقل نیست باید برود پی کارش .

 

  • در مورد نماز شب؟

 

نمی خواهد حال نداشتین نخوانید حالا نمی خواهد نماز شب را طول دهید گردنت را کج کنی بلند شوید دو رکعت نماز بخوانید و ادای خوب ها را دربیاورید بعد بشین با خدا بگو خدایا من این هستم من نمی توانم درستم کن  ، تو بینی و بین الله اگر دوستت از مسافرت بیاد اگر دو روز تمام هم  نخوابیده باشی بلند می شی بانشاط می گردی خدا دوست شماست و بهتر از خدا هم دوستی ندارید حواستان باشد.

 

  • هفته ای چند بار باید به زیارت حضرت معصومه (س) برویم؟

 

هیچ ، حال داری  برو حرم دعا کن بیا بیرون حال نداری تو همان صحن بگو بی بی ملک و ملکوت توجهی به ما کن برخی وقت ها نورافکن خانم چنان قویه که آدم نمی تواند به حرمش برود بعضی ها وقتی نمی توانند به حرم بروند مبهوت می مانند هیچ لازم نیست هر روز بروید حرم آقای بهجت حسابش جداست ایشان می روند حرم و با حضرت معصومه صحبت می کنند تو هم اگر می توانی برو آیت الله  کشمیری به بنده فرمودند که  آقای بهجت که تازه آمده بودند به من گفتند که حضرت معصومه به بنده گفته بیا حرم بهش بگو بیاد حرم ، خانم دعوتش کرده بود به حرم .

 

  • در مورد عالم ذر؟

 

دو چیز در قرآن است که برای علما خیلی مشکل است  که خیلی از علما در مورد آن چیزی نمی دانند یکی  عالم ذر می باشد و دیگری بهشت آدم می باشد ما تکلیف نداریم همه چیز قرآن را بفهمیم .

 

  • آیا کارهایی که در جمهوری اسلامی رخ می دهند مطابق اسلام هستند؟

 

نخیر                                   

 

                                                    

 

 

 

 

                                                                                                 

                                                          

                                                                    

 

      

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دوستداران استاد  | 

 

استاد امجد:

 

ما علما لازم نیست به اتکای روزنامه ای حرف بزنیم

 

 

                 استاد محمود امجد

 

 

 

خیلی طرد نکنید مردم را  ، کو آیت الله شهید بهشتی ؟ کجا رفت؟ چی گفت ؟ گفت جذب در حد اعلی و امکان ، دفع در حد ممکن ، چرا اینجوری شدیم ؟ / مرد می خواهد که با دین ،قرآن ، شهید ، انقلاب و سرنوشت مردم بازی نکند / حق نداری براساس زیارت عاشورا خوانی ، ریش ، عمامه و نماز شب خوانی به کسی مقام و مسئولیت بدهی است / در این کشور دادوقال زیاد است حج و عمره زیاد است زیارت ، تواشیح ، حفظ قرآن و... زیاد است اما آنچه مهم است حفظ تقوی است / آنهایی که امام حسین(ع) را کشتند همه نماز خوان بودند /  ما علما لازم نیست به اتکای روزنامه ای حرف بزنیم / چسبیدن به ضریح زیاد مهم نیست  قبر هارون الرشید در مشهد چسبیده به مرقد امام رضا(ع) می باشد /  باید محکمات را بگیریم  آن روایاتی که مردم می پذیرند عوام فهم و خواص پذیر / در نظام اسلامی چرا باید اینهمه تهمت باشد؟ / چرا اعمال و رفتار  ما علما  مردم را  از دین بیزار می کند؟ /  مرحوم  سیدجمال اسدآبادی می گفت باید اول بگوییم ما مسلمان نیستیم، بعد تبلیغ اسلام را کنیم / سر چه چیزی یقه همدیگر را پاره می کنیم؟ / چرا با این مردم لج کنیم؟  / اگر کسی به این مردم خدمت نکند خائن می باشد /  خدا جلال آل احمد را رحمت نماید عاقبت بخیر شد

 

 

1- دلبستگی به هیچ کس پیدا نکنید.همه خوب هستند همه زیبا هستند ولی تنها به خدا دل ببندید به امام زمان (عج) و ائمه اطهار دل ببندید اگر با چشم خدایی نگاه کنی همه چیز زیباست والا همه چیز را زشت می بینی .

 

 

2- آقا حرف زدن بالای منبر خیلی مشکل است چه بگویم چگونه بگویم کی بگویم چقدر بگویم  به قول علامه طباطبایی چهار تا چه ،  با عالم چگونه حرف بزنم با جاهل چگونه صحبت کنم با محرم چگونه حرف بزنم با نامحرم چگونه صحبت کنم  بنابراین علما و بزرگان ما ملتزم به سکوت هستند.

 

 

3- اصل و اساس اخلاق تقوی است اگر حالا کسی می خواهد واقعا ممارست نماید  و تقوی در وجودش پیاده گردد بهتر است که خطبه همام را  زیاد بخواند در مورد آن کتب زیادی هم نوشته شده و می گوید آدم متقی اینست باید زبان خودش را حفظ می کند خودش را همیشه متهم می داند دیگران را تخطئه  نمی کند و... انسان متقی وقتی خطبه حمام را می خواند می گوید هیچکدام از این صفات در من نیست منافقین هم وقتی می خوانند می گویند همه آنها در ما وجود دارد. حضرت در کلمات قصارش می گوید اینطور نباش که بگویی من صالحان را دوست دارم بلکه خودت صالح شو حرف نزن عمل کن  طوطی هم بلد  است سخن بگوید در این کشور دادوقال زیاد است حج و عمره زیاد است زیارت ، تواشیح ، حفظ قرآن و... زیاد است اما آنچه مهم است حفظ تقوی است.

 

 

4- در این  مکه و زیارت ها اگر می خواهید بارتان بار شود و پر معنا گردد خدمت کنید آیت الله بهجت به آقای صدیقی فرموده بودند در این مسافرت ها خدمت کنید. آن یکی زائره ولی خادم می شود جزو اهل حرم ، بعد از ایمان هیچ عملی مانند خدمت به مردم نیست.

 

 

5- بیشتر اهل جهنم اهل دانش هستند پناه بر خدا ، مخصوصا آن عالم بی عمل .

 

 

6-  به خواب هیچ اعتنایی نکنید اگر خواب خوب دیدید به فال نیک بگیرید اگر خواب بد دیدید صدقه دهید هر مکاشفه و خوابی خلاف برهان ،  شرع و قرآن بود بزنیدش به دیوار . اما بزرگان ما خوابهایی می بینند و از این خواب ها استفاده هایی می کنند .

 

 

7- آقا باید دوتا عینک بزنیم یک عینک خوشبینی و عمومی به همه خلق شاید دیدی یک آدم بد یک ساعت دیگر از اولیاء الله شد من و تو حق نداریم به اشخاص نمره بدهیم  من و تو خدای مردم نیستیم حق تحقیر هیچ انسانی را نداریم باید به دیده احترام به همه نگاه کنیم  و یک عینک گزینش و انتخاب ، فردا اگر مسئولیت پیدا کردی حق نداری براساس زیارت عاشورا خوانی کسی به کسی مقام و مسئولیت بدهی ریش گذاشته عمامه گذاشته  نماز شب خوان است هیچ چیزی شرط  هیچ چیزی نیست الان یک عالمی جایی نماز می خواند  و عده ای پشت سرش نماز می خوانند و من او را نمی شناسم با کمال احترام می روم و پشت سرش نماز می خوانم درستش هم همین است  از کجا معلوم این عالم شیطان نباشد ولی یک عده از مومنین به او اقتدا کرده اند ،  اما حالا می خواهید برای جایی امام جماعت انتخاب نمایید باید دقیق بگردید ببینید آیا این امام جماعت عادل می باشد یانه ؟ چون که آبروی مردم دست ماست . وقتی  می خواهی نماینده و وکیل تعیین کنی استاندار انتخاب کنی قاضی  و امام جمعه انتخاب کنی براساس ذره بین باید انتخابشان کنی.خدایا این منیت ها را از ما بگیر خدایا همه ما به ویروس بد بینی مبتلا شدیم و عمومی شده است این بدبینی را از ما بگیر یک عینک خوش بینی به خلق به ما عنایت کن.

 

 

8- آقای بهاءالدینی  یک کلمه بیشتر نداشت می گفت که بازیگری را کنار بگذارید مرد می خواهد که با دین بازی نکند مرد می خواهد که با قرآن بازی نکند مرد می خواهد که با شهید بازی نکند مرد می خواهد که با انقلاب و سرنوشت مردم بازی نکند

 

 

9- کلاس اخلاق در این کشور فراوان است آنهایی که استاد اخلاق هستند کشیدند کنار ، امثال بنده شدم استاد اخلاق ، البته به من هم حق دارند بگویند استاد اخلاق چونکه از لقمان پرسیدند ادب از که آموختی گفت از بی ادبان ، شما هم بایستی از بی ادبی من ادب بیاموزید .

 

 

10- ائمه اطهار روسای مجاز دفتر خدا هستند می توانید به امام رضا(ع) بگویید فلان حاجت را از شما می خواهم می توانید بگویید تا فلان حاجت را از خدا بخواهد تا به شما دهد هیچ فرقی باهم ندارند هیچ فاصله ای هم ندارند اینکه بگویی یا علی و یا الله هیچ تفاوتی ندارند نه اینکه (نعوذباالله) علی خداست بلکه خدا را نمی توان شناخت جز در وجود علی و حضرت زهرا(س) ، آن حقیقتی که در وجود اهل بیت (علیهم السلام) است جز خدا را نشان نمی دهد علی آیینه تمام نمای خداست و خدای متعال روز اول ما را عاشق آنها نموده است سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی عشق محمد بس است و آل محمد .

 

 

11- دعای مکارم اخلاق هیچ چیزی را جا نینداخته است و کل دعا اینست  اکمل الایمان که خدایا کامل ترین ایمان را به من بده کامل ترین ایمان هم شرایطی دارد اینها را ایجاد کن و یک موانعی دارد که اینها را برطرف کن راهش هم صلوات بر محمد و آل محمد می باشد اگر ما به این یک صفحه کاغذ عمل کنیم سلمان می شویم چه بسا حضرت ابوالفضل هم توجهی به ما بکنند و ما سلمان بشویم اشکالی ندارد اما هیهات و اینجور نیست که همه کربلاکاظم بشوند کربلا کاظم در یک لحظه حافظ قرآن شده است.

 

 

12- یک شب برای آیت الله جوادی رفته بودم منبر روضه بخوانم گفتم دو تا از علما باهمدیگر بحث کردند معمولا علما روی این جور چیزها بایکدیگر بحث می کنند که مقام حضرت ابولفضل بالاتر است یا سلمان فارسی ، علما هم اگر کش بدهند  تا قیامت حرف برای گفتن دارند ولی وقتی رسیدند به محک آنجا دیگر نمی توان نفس کشید این می گوید ابوالفضل بالاتره آن یکی می گوید سلمان بالاخره این دو نفر مغلوب و غالب نشدند ،  یک شب امیرالمومنین به این آقایی که می گفت ابوالفضل بالاتر است چرا گفتی پسر  من از سلمان بالاتر است؟ پیغمبر گفته سلمان منا اهل البیت کجا گفته ابوالفضل منا ؟ با علی که دیگر نمی شود بحث کرد (فوق کل ذی علم علیم) .امیرالمومنین به آن عالم  دیگرفرمودند که چرا گفتی سلمان بالاتر است پسر من سلمان آفرین است بالای منبر در خدمت آقای جوادی ، چند دقیقه ای سکوت کردم ایشان با مزمزه این حرف چند دقیقه ای رفتند تو فکر . حضرت آیت الله جوادی دامت برکاته قربان اینها بروم .

 

 

13- آقا ما خیلی پرتیم خیلی رفتیم در خاکی  ، خیلی کارهای خلاف کردیم که نمی فهمیم من خودم بدترین تعارف ندارم بدترینم ولی خلافکاری زیاد کردیم والا اگر خلافکاری نکرده بودیم یک بدوی عرب بیابانی که نه می داند نماز چی هست نه خمس چیه بچه فلجش را می آورد به حرم حضرت ابوالفضل می گوید این را شفا بده و ابوالفضل بچه فلج صددرصدی را شفا می دهد حالا اگر او را شفا ندهد او می رود و دیگر برنمی گردد ولی اگر ما را از این در بیرون کنند از آن یکی در برمی گردیم  . علامه امینی رحمت الله علیه  مدتی در نجف اشرف با التماس و دعا  و با موالی آداب در کنار حرم علی(ع) سکنی کرده بود بعد مدتی دید یک کسی مرده اش را آورد حرم و بعد زنده شد رفت برگشت گفت یا علی این چه وضعش می باشد من با این التماس و ادب و فلان بعد گفت خداحافظ . می گوید در خواب امیرمومنان فرمودند امینی این اعتقادش به من بود این اعتقادش این است که من زنده اش می کنم ولی تو که بدتری از هر دری بیرونت کنم از آن یکی در وارد می شوی بعد صبحش رفت و الغدیر را  با توسل به امیرمومنان شروع به نوشتن نمود .

 

 

14- امام سجاد(ع) یادگارهایی دارد یکی رساله حقوق است اگر بنویسیدبه اندازه کف دست است تمام حقوق بشر را از تمام موجودات نسبت به خدا تا از ذرات و موجودات و کفار و همه چیز را بیان کرده است تمام حقوقدانان جهان جمع گردند نمی توانند چنین فهرستی بنویسند یک صفحه است و هیچ چیزی را جا نگذاشته است .

 

 

15-  ما یک میلیون حدیث از امام باقر(ع) و امام  صادق(ع) داریم .  یک اخباری به یک اصولی رسیده بودن به هم ،  آن اخباری به اصولی گفته بود شما چند تا حدیث از حفظ هستین؟ و  اصولی برگشته و گفته من 80 هزار حدیث از حفظم  گفت پس حالا یکی از آن حدیث ها را بخوان  حدیث را که خواند گفت می دانی معنای این حدیث چیه؟ معنایش را که گفت برگشت اخباری گفت اگر اینجور باشد چی؟ گفت بد نیست  اگر اینجور باشد چی ؟ اگر اینجور باشد چی ؟ گفت برو حدیث بفهم درایت شرط است  حفظ خود روایت که مهم نیست ضبط صوت هم حفظ می کند  به قول آیت الله بهاء الدینی اگر آدم کندوکاو کرد می تواند به منبر برسد به منبر که رسید فوران می کند بعضی ها حرف آقای بهاءالدینی را خودشان می گویند خیلی هم بی مزه ، دیدم  یک آقایی می گوید که مبدأ میلتان را عوض کنید حالا ذهنتان پیش کسی نرود این هنوز نفهمیده این حرف یعنی چه آقای بهاءالدینی می فرمود مبدأ میل را عوض می کنند آقای بهاءالدینی  می دانست چه می گوید او رسیده بود این آقا یک چیزی از آقای  بهاءالدینی شنیده می خواهد جای آقای بهاءالدینی بنشیند او آیت الله العظمی بوده و این بچه طلبه می خواهد مثل او حرف بزند بابا زشته هر حرفی به دهن هر کسی نباید جاری شود اقلا اگر می فهمید چه گفته چیزی بود مبدأ میلتان را عوض کنید اصلا تو می دانی مبدأ میل اصلا چی هست؟ عوض کنید یعنی چی؟ آن مرد بزرگ که یک عمری با خودش ور رفته  و با امثال ماها رنج کشیده او فهمیده مبدأ میل را عوض می کنند.

 

 

16- آقایان خطرات دارد تهدیدمان می کنند من با این وضع کسی را سالم نمی بینم مگر کسی که با صدق نیت به اهل بیت عصمت و طهارت متوسل شده باشد نه دادوقال و این دریافت من است که در اثر خلاف انسان مخالف خدا و پیغمبر می گردد مخالف امام زمان می گردد آنهایی که امام حسین(ع) را کشتند همه نماز خوان بودند.

 

 

 

17-  ما مبلغیم لازم هم نیست که در مسائل سیاسی وارد شویم که مردم را گیج و ویج کنیم مردم در مسائل سیاسی خیلی از ما جلوترند در جریان امور هستند این نیست که بی اطلاع باشند ما وظیفه مان تبلیغ و ارشاد و هدایت مردم می باشد ما وظیفه مان اینست که مردم به قرآن و اهل بیت ارادت پیدا نمایند وقتی ارادت پیدا کردند خودشان هدایت می شوند لازم نیست اختلافات را بیان کنیم لازم نیست به اتکای روزنامه ای حرف بزنیم نه آقا باید به اتکا قرآن و حدیث حرف بزنیم مردم هم می خرند ولی اگر بگوییم اینطور کنید آنطور کنید بر می گردند می گویند شما خودتان چرا نمی کنید .

 

 

18- ابتداي‌ هر منبري‌ اين‌ فراز از دعاي‌ ندبه‌ را بخوانید‌:  «اين‌ صدرالخلائق‌ ذوالبر والتقوي‌»  ما از طرف‌ حضرت‌ صاحب‌ حرف‌ مي‌زنيم‌، اول‌ از حضرت‌ اجازه‌بگيرید، اتصال‌ كه‌ برقرار شد شروع‌ كنید‌.

 

 

19- چسبیدن به ضریح زیاد مهم نیست  قبر هارون الرشید در مشهد چسبیده به مرقد امام رضا(ع) می باشد. در یمنی چو با منی پیش منی . اویس قرنی پیامبر را ندید پیامبر هم اویس را ندید فرمود: بوی خدا می شنوم یک چوپان. بدترین موجودات خود انسان است و بهترین موجودات هم خود انسان می باشد.

 

 

20- کلید قبولی حاجات و امیدها دعاست دعا کلید همه خیرات می باشد و در این دنیای پر از شر و شور و  اینهمه طوفانهای سهمگینی که روزگاری است ایمان فلک رفته به باد جز دعا چاره دیگری داریم با دعا امید به همه چیز داریم .

 

 

21- در اهمیت ذکر صلوات باید بگویم علامه طباطبایی در عالم رویا به من فرمود یک صلوات برای همه شهدا کافی می باشد .

 

 

22- اینکه دعاهامون مستجاب نمی شود از بی معرفتی مان است ما به اندازه یک جنین چیز نمی فهمیم در این عالم ، سر و ته این عالم را نمی فهمیم بزرگان ما جلوی فهمشان دیوار است فقط 14 نفر قدشان بلند است . خدا سه باب برای ما قرار داده یکی توبه است دومی دعاست و دیگری توسل می باشد و این سه باب را برای همه گذاشتند همه جا و همه کس و دعا را هم قرار نیست حتما به سمت قبله باشد اینکه ما بفهمیم خدا می تواند دعایمان را مستجاب کند و بدهد این دعاست همین که بدانیم خدا ما را می تواند عذاب نماید توبه می باشد یک استغفرالله و یک صلوات همه گناهان آدمی را  از آسمان تا به زمین می ریزد .

 

 

23- ما سه تا حال داریم زبان حال ، زبان قال  و زبان استعداد ، زبان استعداد ما هر چیزی از خدا بخواهد خدا بی بروبرگرد می دهد یعنی اینکه واقعا بخواهیم.

 

 

24- باید مروت پیدا کرد بعد ازدواج نمود باید بلوغ پیدا کرد بعد ازدواج و الا ازدواج های بدون بلوغ فکری خطرات زیادی دارد و بی دینی می آورد.

 

 

 

 

25- بهترین دعا استغفار است در مردم رسم بوده استغفار می کردند از مد افتاده چرا باید اینجور شود چرا مردم را نباید ببریم در روایت آنهم روایت محکم  نه روایت پیچ در پیچ که به علامه طباطبایی نیاز داشته باشد برای تفسیر آن ، یا اگر هم بفهمیم نتوانیم بیانش کنیم بهتر آنست که  محکمات را بگیریم  آن روایاتی که مردم می پذیرند عوام فهم و خواص پذیر. آقایان این منبر و محراب جای امام زمان(عج) می باشد الان من و شما جای امام زمان نشستیم و نقش امام زمان را داریم باید ببینیم اگر امام زمان اینجا می نشست چه چیزی بیان می فرمود نباید مسائل اختلاف برانگیز را بیان کنیم این به آن لعن بفرستد و آن به این ، آیا امام زمان اینطور عمل می کرد؟امان از این مقدس های خطرناکی که از شمر بدترند از حرمله بدترند  در این دوره مقدس مآب هایی وجود دارند که از سنانه بدتر هستند در عوض جوانهایی در جامعه وجود دارند که از اولیاء الله هستند.

 

 

26- اینهمه غیبت و تهمت برای چیه ؟ در نظام اسلامی چرا باید اینهمه تهمت باشد؟ اینهمه اختلافات مال اینست که از فرهنگ اسلام دور شدیم الان اینهمه اختلافات خانوادگی برای چیه؟ این زندگی های جهنمی از کجا درست شده؟ برای اینست که از اخلاق اسلامی دور افتاده ایم.

 

 

27- آدم تا قلم دستش نگرفته نمی داند که این علما چقدر زحمت کشیدند مرحوم علامه مجلسی یک کتابخانه بزرگ در اختیار ما گذاشته است آن وقت بعضی ها به وی فحش می دهند حالا به قول مرحوم آیت الله زنجانی پدر آیت الله شبیری اگر کسی یک کتابخانه کتاب برایمان سوغات آورد و در میان آنها دو کتاب  از ما بد نوشته بود باید آنوقت به او فحش بدهیم چقدر زحمت کشیده و کتاب ها را  از کل دنیا جمع آوری نموده و بحارالانوار را نوشته ، بحار جمع بحر است بحر دریاست همه چیز دارد جواهرات دارد و در عین حال خزه هم  درش پیدا می شود.

 

 

28- رسول اکرم (ص)در جواب شمعون ابن یهود که از حواریون عیسی مسیح بود گفت: حلم از عقل سرچشمه می گیرد و از شعبات آن می باشد و علم هم از حلم .

 

29- گفته شده است علامت اذن دخول حرم حضرت اباعبدالله الحسین(ع) اشک می باشد .یک وقت هم هست که اشک انسان نمی آید یک بنده خدایی در کربلا می خواست برگردد می گفت من در این چند روز اصلا اشکی از من نیامد گفتم خیلی آسان است بنشین یک کمی فکر کن اگر خواهر تو دیده بود که سر تو  را می بریدند چه حالی داشتی؟ آقا شروع کرد به گریه کردن . حالت ندارد توجه ندارد. البته اشک علامت استجابت می باشد . علامه امینی وقتی می آمدند حرم همه می فهمیدند علامه امینی آمده است حرم ، مثل مشک آب از چشم هایش سرازیر می شد. آقا من دو نفر را دیدم که اشک عجیب می ریختند یکی آقا میرزا  جعفر مجتهدی که خدا رحمتش کند و یکی هم علامه طباطبایی رضوان الله علیه بود وقتی اسم امام حسین می آمد این اشک مثل فندق دور چشمانشان جمع می شد توفیقی هست که خدا اشکی به ما بدهد اشک چیز خوبی است یک قطره اشک آتش جهنم را خاموش می سازد ، چه کسی می گوید کارشناس می گوید من نمی گویم امام صادق (ع) می گوید ، ولی باید سیل آسا گریه کنیم نه اینکه پسرم رفته سفر و من دلم برایش تنگ شده یا بچه ام مریض است یا ساعتم گم شده اشتباه نکنیم سیل آسا باید گریه کنیم تا یک قطره اشک برای امام حسین از ما دربیاید اشک جهنم را خاموش می سازد چطور غضب و شهوت من را خاموش نمی سازد!این خودش جهنم است دیگر لذا باید خاموش سازد.

 

 

30- حسینی باشید خیلی طرد نکنید مردم را  ، کو آیت الله شهید بهشتی (رحمت ا... علیه) ؟ کجا رفت؟ چی گفت ؟ گفت جذب در حد اعلی و امکان ، دفع در حد ممکن ، چرا اینجوری شدیم ؟ چرا دست پا شدیم ؟چرا اعمال و رفتار  ما مردم را  از دین بیزار می کند؟ آیا ما حسینی هستیم ؟ حسین می گوید بیا مسیحی بیا گناهکار بیا اشتباه نکنیم نمی گوید مطب باز کردم برو مریض شو می گوید مریض ها بیایید رسول ترک بیا. 42 سال پیش خدا رحمت کند حاج حسین کبیر را ، رسول ترک دهنش را آب می کشیده و می آمده مسجد به احترام امام حسین(ع) ، گردن کلفت محل هم بود و باجگیر کلانتری هم بوده ، شما ندیدید آن وقت ها گردن کلفت ها و باجگیران کلانتری عالمی داشتند  کارهایی که دولت نمی توانست اینها می توانستند انجام دهند گردن کلفت محل بود و می توانست صد نفر را در محل بزند این آدم دهنش را آب می کشیده و می آمده مسجد به احترام امام حسین(ع) ، یکبار گفته بودند که به او بگویید نیاید مسجد یا ترک کند و نجس نخورد یا مسجد نیاید او هیچی نگفته بود در حالی که می توانست صد نفر را بزند ولی به احترام امام حسین(ع) حرفی نزد کاری نکرد ادب کرد رفت توی خانه و دلش شکست رئیس امنای مسجد خواب دید و صبح رفت و به او گفت بیا که امام حسین دعوتت کرده است آقا در اینها نکته هایی هست حر  به اصطلاح ما گردن کلفت محله شان بود با هزار نفر جنگی می جنگید حر حر حر آقا حر در یک لحظه برگشت  و آمد این طرف و توبه کرد تمام شد. آقا چرا اینقدر به جامعه بدبین هستیم جامعه را بیاوریم آقا جوانان ما روی بند هستند چه می کنیم ما؟ کجاییم ما؟ سر چه چیزی جنگ می کنیم؟سر چه چیزی یقه همدیگر را پاره می کنیم؟ برای چی برای خدا به عشق امام حسین ؟ مگر ما یک مملکت نداریم یک رهبر نداریم یک قبله نداریم ؟ مگر امام حسینی نیستیم؟امام حسین می گوید هر کی هستی بیا  ، در تلویزیون مسیحیان تهران را نشان می داد که برای امام حسین(ع) سینه زنی و عزاداری می کردند حالا بیا ببین چقدر گوسفند نذر می کنند آقا مسیحی روز تاسوعا می آید و می گوید یک خورده برنج بده و خورشت نریز رویش چرا؟ برای اینکه ما این را می خواهیم بگذاریم در فریزر و در تمام سال مریض هامون را  با آن شفا بدهیم . چرا این مردم را محروم کنیم ؟ چرا با این مردم لج کنیم؟  من یک حالاتی برای خودم دارم روز 22 بهمن داشتم در راهپیمایی می رفتم یک وقتی بود که صدام گفته بود می زنم و مردم آمده بودند من یک وقت دیدم آقایی باید نمازخوان نباشد ولی دست بچه هایش را گرفته و آمده راهپیمایی ممکن است بمب بزنند موشک بزنند وقتی اخیرا امسال در راهپیمایی 22 بهمن حضور مردم را دیدم احساس کردم که امام و شهدا دارند راهپیمایی را نظاره می کنند بارک الله به این مردم ، همانجا بود که گفتم ...اگر کسی به این مردم خدمت نکند خائن می باشد چه برسد که پشت میز نگه اش دارد پشت در  اتاق نگه اش دارد.

 

 

31- سیر و سلوک یعنی اینکه  خلاف نکنیم گناه نکنیم.تمام انبیاء فقط یک کلمه گفتند و آن اینست که گناه نکنیم.

 

 

32- ما فقط یک ترس داریم خلافکاری انسان را تاریک می کند و ضد امام حسین(ع) می باشد عمامه سرش نمی شود آیت الهی سرش نمی شود هیچی ، خلاف آدم را تا ته جهنم می برد خلاف هم دنده عقب می باشد و دنده عقب هم در منطقه مین.

 

 

 

33- الان اگر بنده بگویم من نمونه ی حوزه ی علمیه هستم، اصلاً مردم از حوزه ی علمیه متنفّر می شوند. باید بگویم من هم یک طلبه ی ناقص از حوزه هستم، اگریک نواقصی از من دیدی، آنها را به حساب حوزه نگذار. من یک مسلمان کالی(ناقص) هستم. اگر از من اشکالی دیدی به اسلام لطمه نزن.

 

 

34- مرحوم جمال الدین اسدآبادی - خدا او را رحمت کند - می گفت باید اول بگوییم ما مسلمان نیستیم، بعد تبلیغ اسلام را کنیم. ما یک سری سلیقه ی شخصی ازشرق و غرب جمع کرده ایم و اسمش را اسلام ... گذاشته ایم.

 

 

35- عروسی و عزای ما اسلامی است ؟مراسم و رفتارهای ما اسلامی است ؟ کجای ما اسلامی است؟

 

 

36- البته اینطوری نیست که فکر کنیم حضرت وقتی بیایند، من عوض می شوم و نفوس عوض می شوند. منتها من جرأت نمی کنم کار بد کنم. الان جرأت نمی کنم از ترس قانون، شراب فروشی باز کنم ولی در خانه ام می توانم شراب بسازم. امّا آنوقت جرأت نمی کنم در خانه ی خودم هم شراب بسازم، نه اینکه نخواهم این کار را بکنم. آن کسی که می خواهد دزدی کند دیگر نمی تواند، نه اینکه نمی خواهد دزدی کند.اینطوری نیست که وقتی امام زمان بیاید همه ی نفوس، مسلمان می شوند، نخیر، چنین چیزی نیست، چرا؟ چون قرآن می فرماید: (وَ ألقَینا بَینَهُم ُ الْعَد'اوَة َ وَ الْبَغْضاءَ الی ' یَوم ِ الْقِیامَة) تا قیامت، این بشرهمینطوری است. منتهی همین طور که برای حضرت سلیمان، همه ی جن و انس در خدمتش بودند، وقتی حضرت بیاید، همه ی قدرت ها در دست اوست. آن وقت آدم از در و دیوار و عیال خودش و از شنود شدن حرفهایش می ترسد.وقتی اینطور شد من دیگر می ترسم خلاف کنم. نه اینکه خیال کنیم نفوس ما عوض می شود ولی الان اگر انسان کاری کند امام زمان راضی شودهفتاد برابر آن وقت است، منظور از هفتاد، عدد نیست، کنایه از کثرت است، یعنی اعمال خیلی ارزش دارد.

 

37- شما الان هرکار خوبی بکنی، هفتاد برابر آن وقت است. ما کافی است واجب را انجام دهیم و حرام را ترک کنیم آن وقت سلمان زمان می شویم. اگر کسی به واجب عمل کند و حرام راترک کند، خدا دستش را می گیرد و او را هفت شهر عشق می گرداند. ما خیال کرده ایم کلاس اخلاق امجد کسی را می سازد، نه، چنین نیست ! امجد خودش را نساخته، بعد بیاید تو را بسازد؟از این کلاس اخلاق به آن کلاس اخلاق.

 

38- یک عده شیّاد هم در جامعه افتاده اند و فرمول دست شان است و از غیب هم می گویند و اسرار بقیه را فاش می کنند. آن وقت یک عده شیّاد با این جوان هاافتاده اند. خدا قوام را رحمت کند. وقتی خطایی می دید عبا را به سر می کشید تا نبیند. بزرگان مامظهر ستّاریت بودند، مظهرِ (یا مَن ظَهَرَ الجَمیل و سَتَرَ القبیح) بودند.

 

39- استاد گفت چرا دیر می آیی ؟ طلبه برگشت گفت که راهم دور است استاد گفت یک بسم الله بگو تا از رودخانه پرت شوی این ور آب ،  گفت خیلی خوبه این آقا که بسم الله رو یاد گرفت بسم الله را که گفت هر روز از بالای رودخانه پرت می شد یک روز با استاد آمد بسم الله رو گفت و پرت شد برگشت گفت استاد تو هم بسم الله را بگو و رد شو استاد گفت بسم الهی که تو می گویی با بسم الله من تفاوت دارد ، آقا کسی بسم الله را با احترام بگوید زمین تا آسمان می رود آسمان هم تا زمین می آید کسی بسم الله را با احترام بگوید روی هوا می رود روی آتش می رود هیچی هم نمی شود  این یک فرمول ،   حالا شن را طلا بکند این نیست ، ولی ما به بسم الله احترام قائل نیستیم  ، سید مرتضی یک نفر سرش درد می کرد بسم اللهی نوشت و این رو در داخل عمامه اش گذاشت یک روز  عمامه اش را باز کرد و چشمش به کاغذ افتاد و گفت اینکه بسم الله خودمان است به محض این بی احترامی دوباره دردش برگشت ، تمام عالم در این دو تا کلمه رحمن و رحیم می باشد تا قیامت می توان در مورد این دو کلمه صحبت کرد  یک نفر یک سوره حمدی خواند برای شفای بیماری یکی  از علما ، این بنده خدا دل دردش خوب شد این هم دلش سوخت گفت حمدی که خواند غلط و غلوط زیادی داشت پس گفت این حمدی که خواندی غلط زیاد داشت بیا تا حمدت را درست کنیم برگشت گفت حمد غلط خودم برای خودم درد تو هم برای خودت درد شکمش برگشت . ما درون را بنگریم و حال را / نی برون را بنگریم و قال را.

 

 

40- خدا جلال آل احمد را رحمت نماید عاقبت بخیر شد خسی در میقات او ، جلال آدم صادقی بود می ترسم این حرف را بزنم نپذیرید او بزرگترین ایدئولوگ شد بالاخره با ایمان از این دنیا رفت . جلال به یکی از این مارکسیست ها گفته بود که تو از این مارکسیست چی داری؟ مشکلی داشته باشی متوسل کی می شوی؟

 

 

***گزیده ای از سخنان اخلاقی آیت الله محمود امجد

 

 

                                                          

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دوستداران استاد  | 

برنامه سخنرانی استاد امجد در امام زاده صالح تهران

آستان مقدس صالح بن موسی الکاظم (ع)



مراسم سخنرانی استاد محمود امجد پنج شنبه ها در

 آستان مقدس صالح بن موسی الکاظم (ع) 

 واقع در تجریش تهران

 

زمان:

۲ ساعت قبل از اذان مغرب

                                                           

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دوستداران استاد  | 

حضور استاد محمود امجد

 

در غرفه انتشارات علمي و فرهنگي

 

فردا چهارشنبه ۱۸ اردیبهشت

از ساعت ۱۶ الی ۱۸ عصر

 استاد امجد

در ادامه برنامه حضور محققین ، اساتید ، نويسندگان و كارشناسان عرصه کتاب در غرفه انتشارات علمي و فرهنگي، بازدیدکنندگان می توانند از ساعت ۱۶ تا ۱۸ فردا با «استاد محمود امجد» مدرس اخلاق ديدار و گفت‌وگو كنند.

انتشارات علمي و فرهنگي وابسته به وزارت علوم، تحقيقات و فناوري با 211 عنوان كتاب در بيست و يكمين نمايشگاه بين المللي كتاب حضور دارد.

                                                          

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دوستداران استاد  | 

آيت‌الله محمود امجد :

 

حاج داوود كريمي، بسيار بزرگوار،

 

 مهربان، محكم، و غيرقابل نفوذ بود.

سردار شهید حاج داوود كريمي

 

آيت‌الله محمود امجد : حاج داوود كريمي، بسيار بزرگوار، مهربان، محكم، و غيرقابل نفوذ بود، در نهايت لطف و محبت و مهرباني، همه را مي‌پذيرفت و خيرخواه همه بود و خود را وقف اسلام و انقلاب كرد. خداوند ايشان را با امام حسين(ع) محشور گرداند.

 

                                              

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دوستداران استاد  | 

 

استاد امجد: همه بايد تربيت شويم

 

     استاد امجد

 

 تربيت به معناي پرورش است ولي پرورشها با هم فرق مي كند. يك نوع پرورش به معني نمو است كه به جسم و جسمانيت مربوط مي شود و نوع ديگر به معني رشد است كه مربوط به قواي نفساني و روحي انسان است.

 

همانطور كه بدن را مي توان تحت مراقبتهاي خاصي تربيت كرد و حالت خاصي به آن داد؛ روح و نفس هم در اثر تمرين شكل مي گيرد. در طول تاريخ، بسياري در صدد تربيت انسانها برآمده اند ولي سليقه هاي خود را اعمال كرده اند. بهترين تربيت، تربيت انبياي الهي است كه افراد را براي بندگي خدا تربيت مي كنند؛ چون اگر شهوات در انسان رشد يابد انسان بنده شهوات مي شود. انسان اگر بندگي خدا بكند «عبدالله» و بنده خدا؛ مي شود. خداي تعالي همه صفات خوب را داراست و مي خواهد بندگانش بيرنگ شوند تا رنگ الهي پيدا كنند. مثلاً خداوند «ستارالعيوب» است و دوست دارد كه انسان هم ستار عيوب ديگران باشد. يكي ديگر از صفات الهي كتمان اسرار مردم است؛ بنده خدا نيز بايد رازدار و امانتدار اسرار مردم باشد. از ديگر صفات خدا كريم بودن است، انسان هم بايد كريم باشد و بدون اينكه از او درخواستي شود به اشخاصي كه نياز دارند رسيدگي كند و در مقابل توقعي نداشته باشد.

 

پس، تربيت انبيا، تربيتي است كه انسان را وارد فضايي نوراني ميكند يا به عبارت ديگر انسان را آسماني مي كند.

 

انسان در يك علو و مرتبه اي آفريده شده و به تعبيري كه در روايت آمده انسان « علوي» است؛ يعني علو همت دارد و فطرتاً به مسائل پست و دور از ارزشهاي انساني توجهي ندارد. توجهش به مسائل بلند و متعالي است. خداي تعالي دوست دارد كه انسان علوي و حسيني باشد. با آنكه همه خوبيهاي عالم از سوي خداوند به امام حسين(ع) داده شده بود؛ يعني او عصاره فضايل همه انبيا و اوليا بود، اما با همه اين فضايل و كمالات او خود را فداي نجات بشريت و هدايت انسانها مي كند؛ نجات بشر از خودخواهيها و بدانديشيها. انسانهاي والا چنين اند.

 

تمام كمالات انسان در بندگي خداست. خرق عادت، غيب گوئي، روي آب راه رفتن يا به هوا پريدن و در آتش رفتن براي انسان كمال نيست. كمال انسان بندگي خداست. نتيجه بندگي هم اين است كه انسان رنگ خدايي مي گيرد. انسان اگر صفات الهي را در خود محقق كند آسماني مي شود. نتيجه تربيت انبيا رسيدن به كمالات واقعي است. اگر واقعاً مربيان بشر بخواهند انسان را خوب تربيت كنند بايد به دنبال انبيا بروند. يكي از بهترين برنامه هاي تربيتي براي انسان و مخصوصاً نسل جوان، آشنايي با نامه 31 نهج البلاغه است كه حضرت اميرالمومنين(ع) آن را خطاب به امام حسن(ع) نوشته اند. اگر كسي واقعاً بخواهد تربيت كند و تربيت شود اين نامه كافي است. در واقع اين نامه، نامه حضرت به جامعه نادان بشري است.

 

اگر كسي تربيت يافته مكتب انبيا و مكتب اسلام باشد تمام آرزويش اين است كه جامعه رشد كند، از فساد پاك شود و به صلاح برسد. كساني كه تربيت يافته و صالح اند قطعاً مصلح هم هستند ولي چون نمي توانند خودشان جامعه را اصلاح كنند؛ نياز به مصلح جهاني را درك ميكنند و منتظر ظهور آن مصلح جهاني مي شوند؛ كه همه انبيا منتظر ايشان هستند. انبيا، اين مربيان بشر همگي منتظر ظهور مصلح جهاني بودند. آنها مي خواستند كه جامعه را اصلاح و افراد را تربيت كنند ولي چون موفق به تربيت كامل جامعه انساني نشدند، آنها هم منتظر بودند كه با ظهور حضرت بقيه الله، ارواحنا له الفداء، جامعه دلخواهشان تحقق پيدا كند.

 

اگر عدالت در جهان به دست امام مهدي(ع) تحقق پيدا كند خود زمينه اي خواهد شد براي تربيت همگان. البته اگر در شرايط و زمان فعلي كسي در فكر اصلاح و تربيت خودش باشد ارزش كارش بيشتر است. در روايت آمده ارزش كار چنين كسي هفتاد برابر ارزش كار كسي است كه در زمان ظهور اقدام به اصلاح خود مي كند. گو اينكه خود اين افراد هم آرزو دارند كه روزي برسد كه زمينه بندگي و تربيت براي همه انسانها فراهم شود. معلوم است كه در اين زمان زمينه اش كم است اما در آن زمان؛ يعني زمان ظهور حضرت، زمينه تربيت و اصلاح بسيار فراوان و آسان خواهد شد. از اين رو كساني كه تربيت يافته هستند بيش از همه طالب ظهور حضرت اند؛ زيرا كسي كه خواهان مصلح است بايد خودش صالح باشد، صالح باشد و از فساد بيزار باشد تا خواهان مصلح شود.

 

هميشه بهترين وسيله تربيت، توجه به حضرت است. ما معتقديم حضرت در يك نقطه از عالم حضور فيزيكي دارند، اما از نظر احاطه وجودي، ايشان بر تمام جهان خلقت احاطه دارند. بندگان درجه چندمش هم همين طورند و خيلي احاطه و اشراف دارند. اگر كسي بخواهد امام را بشناسد حداقل يك مرتبه بايد «زيارت جامعه كبيره» را مطالعه كند. در اصل صدور اين زيارت از معصوم نبايد شبهه كرد؛ چون غير از امام معصوم كسي نمي تواند چنين جملاتي بسازد. در اين زيارت دويست و اندي صفت براي امامان برشمرده شده است كه هر كدام از آنها خودش يك دنيا معنا دارد. به قول آقايان اهل علم «تعليق بر وصف مشعر بر عليت است» در برخي از اوصافي كه در اين زيارت به آنها اشاره شده دقت كنيد: «بيت النبوه»؛ خاندان نبوت؛ «موضع الرساله»؛ خاستگاه و جايگاه رسالت؛ «معدن الرحمه»؛ معدن و سرچشمه رحمت؛ «قاده الأمم»، پيشوايان امتها. معناي اين اوصاف اين است كه تمام انبيا هر چه تربيت ميكردند مربوط به امامت است. ما معتقديم كه امام هر جا هست خدا هست، هر جا خدا هست امام هست و از ازل تا به ابد را مي داند؛ يعني «ملكه علمي» دارد.

 

ملكه علمي يعني اينكه حضرت هرگاه اراده فرمايد جايي را ببيند، مي بيند. او لازم نيست در حالت عادي و از نظر عنصري ببيند بلكه در ملكه علمي اش، در علم اجمالي و علم تفصيلي اش هست. علم امام با علم خدا فرقي ندارد. قدرتش با قدرت خدا فرقي ندارد. فرقش وجوب و امكان است. خداي تعالي واجب بالذات است. قدرت او عين قدرت است نه اينكه كسي به او قدرت داده باشد. غير خدا قادر است؛ چون قدرت را خدا به او داده اگر نداده بود؛ قدرت نداشت. خدا عين هستي است؛ عين قدرت است؛ عين علم است. اين را مي گويند وجوب ذاتي، ولي ماسوي الله همه عالم امكان اند. وقتي اراده الهي بر اين قرار بگيرد كه آن بزرگوار، امام عصر، حضرت بقيه الله(عج) بيايد و اينهمه ظلم و جنايت را از روي زمين بردارد مي آيند. اراده ايشان اراده خداست. قدرت ايشان قدرت خداست. در عين اينكه فقير است، او و همه فقيرند، اما او آئينه خداست؛ «عين الله» است؛ «قدرت الله» است؛ «افذن الله» است. آنچه خدا مي شنود او مي شنود. آنچه خدا مي بيند او مي بيند، آنجايي كه خدا هست او هم هست. از تمام ذرات جهان از ازل تا به ابد اطلاع دارد. محيط است؛ چون خدا، محيط است. هر صفتي كه خداي تعالي دارد او به حقيقت دارد.

وقتي انسان بداند كه كسي حاضر و ناظر است و حركات و اعمال او را مي بيند؛ از اعمال خود مراقبت مي كند. كسي كه معتقد به امامي است كه نماينده خداست در روي زمين و در كل جهان خلقت، اولاً از اعمال خودش مراقبت مي كند و ثانياً هر چه به آن بزرگوار بيشتر توجه پيدا كند آن بزرگوار هم بيشتر متوجهش مي شود. اين رابطه طرفيني است. پس بهترين وسيله تربيت، توجه به حضرت بقيه الله است و اتفاقاً انسان از حضرت بيشتر خجالت مي كشد تا خداي تعالي؛ چون يك سنخيتي بين خود و او مي بيند. مثل الان، ما انسانها مي دانيم خدا حاضر و ناظر است ولي از او خجالت نمي كشيم اما از انسانها خجالت مي كشيم. چون با آنها سنخيت داريم. با حضرت هم سنخيت داريم از نظر انسان بودن اما مي دانيم كه آن حضرت احاطه وجودي دارند و همه اسرار خلقت را مي دانند. بنابراين ما فقط بايد از درون خودمان را بسازيم نه فقط از بيرون و ظاهر.

 

هر چه شخص معرفتش بيشتر باشد دلش بيشتر براي جامعه مي سوزد. درون و برونش يكي مي شود، چون درون و برونش مي سوزد، در دلش دعا مي كند، تلاش مي كند و فعاليت مي كند براي زمينه سازي حكومت جهاني امام زمان(ع).

 

انسان به اندازه اي كه در طيف مرحمت حضرت حجت(ع) و معرفتشان واقع بشود از آن حضرت بهره مي گيرد. شما ببينيد، آهن ربا، براده هاي آهن را جذب مي كند اما، سنگ را جذب نمي كند. بايد سنخيت ايجاد كرد. آن حضرت صفات عاليه دارد انسان هم بايد صفات عاليه داشته باشد تا در حوزه جذب ايشان قرار گيرد.

 

مروت، عاطفه، آزادگي، ايثارگري، بزرگواري، كريمانه برخورد كردن با خلق الله، اينها وسايل ارتباط و نزديكي با حضرتند. داد و قال و... كه وسيله ارتباط نيست. سنخيت بايد پيدا كني تا در طيف مرحمت، محبت و معرفت واقع شوي. يك جذبه از هزار سال عبادت بهتر است. يك دفعه انسان را مي برند به عرش اعلا.

 

جوانهاي اين دوره اگر مي خواهند سلامت و صلاح خودشان را تأمين كنند و خدمتگزار باشند بايد دلداده امام زمان(ع) باشند و بدانند كه فرمانرواي كل عالم اوست و او مي تواند انسان را اصلاح كند. اگر انسان خودش را در اختيار او بگذارد اصلاح مي شود. دل ما از آهن كه سخت تر نيست، آهن به دست حضرت داوود(ع) نرم شد، بايد دل را بدهيم به امام زمان(ع)، او دلبر ماست. اگر دلمان را بدهيم به امام زمان، امام زمان دل ما را اصلاح مي كند. بنابراين بايد زياد دعا كنيم براي فرج آقا امام زمان تا آن بزرگوار هم براي ما دعا كند. خودش فرمود: «أكثروا الدعاء بتعجيل الفرج فان ذلك فرجكم»؛ زياد دعا كنيد براي فرج، فرج شما همين است.

 

جوانهاي امروز بهترين راهشان توجه به آقاست. بدانند كه يك آقايي دارند كه اين آقا آنها را مي بيند، ناظر است. منتها ما او را نمي بينيم. تو از جان خودت مي خواهي خبردار شوي با جان جانانت حرف بزن. بگو: آقا! تو فرمانرواي كل عالمي. تمام موجودات در قبضه شماست. من را در قبضه خود بگير. اين درخواست هم بايد صادقانه صورت بگيرد نه اين كه از او بخواهيم ظهور كند و به ميل ما رفتار نمايد.

 

«امام شناسي» بهترين بحث براي جوانان است -كه متأسفانه رايج نيست- تا جوانها بتوانند امامشان را بشناسند. امام را بشناسند به نورانيت نه اين كه بگويند: قربان چشمان امام زمان(ع) بروم، قربان ابرويش بروم، قربان كفشش بروم، اينها فايده ندارد، كافي نيست. امام زمان كه اين نيست. امام زمان يك مقام الهي دارد كه همه ما سر سفره او هستيم. بايد بدانيم كه سر سفره او هستيم. اين سفره مال امام زمان است. اين مغز ما مال امام زمان(ع) است.

 

براي فرج زياد دعا كنيد. يك فرج عمومي است كه ان شاءالله تشكيل حكومت است و يك فرج خصوصي است. يكي از خدمتهاي به امام زمان(ع) دعا كردن است. خود ايشان هم دعا مي كنند. وقتي شما به آقايي مثل او خدمت كنيد چندجور افاضه مي كند؛ براي انسان گشايشها مي شود؛ بينشش بالا مي رود و امكانات براي او ايجاد ميشود. اين است كه بايد نسل جوان ما براي تكامل روح خودشان دائماً به ياد حضرت باشند.

مرحوم آيه الله حاج آقا اباصالح فاطمي قمي توصيه مي كنند كه با خطاب «يا اباصالح» و «يا صاحب الزمان» به حضرت توجه پيدا كنيد و باز ايشان مي فرمايد: من در سجده يوميه در بين الطلوعين بين حالت خواب و بيداري يك حالتي پيدا كردم و ديدم در يك بياباني گم شده ام، هاتفي صدا ميزند: «يا اباصالح المهدي اغثني» من نميدانستم اين كنيه حضرت است، بعد از اين ماجرا فهميدم كنيه حضرت است. يكي از كنيه هاي حضرت «اباصالح» است. او پدر هر چه آدم صالح است. بنابراين آدم بايد صالح باشد.

 

*** گفتاري اخلاقي از آيت الله شيخ محمود امجد

 

                                         

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دوستداران استاد  | 

استاد امجد در حال صحبت

 

استادامجد

 

استاد محمود امجد

 

استاد امجد در میان طلاب جوان

 

                                                              

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دوستداران استاد  |