|
+ نوشته شده در ساعت   توسط دوستداران استاد
|
بعضی ها باید به نفع اسلام از حوزه بیرون بروند
متن زیر گزیده ای از سخنرانی استاد محمود امجد در میان طلاب قم می باشد که عینا نقل می گردد. شما طلاب باید فقیه بشوید نه اینکه فقط فقه اصطلاحی بخوانید باید فقیه در دین باشید آية المحكمه،سنة قائمه، فريضة العادله ، فقیه بشوید کار دارد آقا زحمت می خواهد باید جان کند التماس ، التجا ، توکل و توسل می خواهد راه کوتاهی نیامده اید راه طولانی در پیش دارید آسان نیست خطرات فراوانی دارید شرایط زیاد و موانع سختی در پیش دارید توسل کنید بگویید بی بی دریاب مرا اگر تو بهم توجه کنی من ابراهیم خلیل الله می گردم زینب کبری اگر یک نگاهم بکنی من با انبیاء مسابقه می گیرم. تمام منبر بنده را کسی گوش دهد صددرصد نمی فهمد چه برسد به اینکه کسی یک طرف را بفهمد و یک طرف دیگر را نگیرد بنده در حرف هایم بسیاری از مشکلات اعتقادی جامعه حل می گردد اگر گوش شنوایی وجود داشته باشد منبر دیکته ای نیست که من بیام برای شما دیکته کنم سهمیه شماست باید سرتاپا گوش شوید که از اینجا رفتید چگونه گوش دهید این خودستایی نیست آقا ، من نیستم در منبر ، گوینده من نیستم منی مطرح نیست من ناچیزتر از آنی هستم که چیزی به شما بگویم به قول آقای تبریزی من ناچیزتر از آنی هستم که بگویم ناچیز هستم هدف امیرالمومنین از گفتن اینکه سلمان بالاتره یا حضرت ابوالفضل(ع) این بود که این حرف ها را ول کنید بس کنید از مطرح کردن اینکه امام خمینی مقامش بالاتره یا حضرت عبدالعظیم(ع)؟نگویید حضرت زینب بالاتره یا حضرت مریم ، این حرف ها را شما نزنید. این آقای نجفی هست که صفحه پنج شنبه روزنامه اطلاعات را می بندد این جدش از اصحاب آقای قاضی بوده آقای بهجت هم هنوز مو صورتش نبوده و هنوز ملتحی نبوده خوب نشسته در مجلس و آقای قاضی دارد دیر می آید می گوید ناراحت نشوید الان آقای قاضی حالش به هم خورده دارد دوا می خورد الان دارد در رخت کن رخت می پوشد دارد می آید حالا اینها هم در مدرسه نشستند آقای بهجت اینها را در نوجوانی اش به علما می گوید مثلا دارد می آید کجاست و کجاست تا اینکه در باز می شود و آقای قاضی داخل می شوند آقای قاضی صاف می رود پیش آقای بهجت و می گوید امروز شیرینکاری کردی ها یعنی مواظب باش ، آقای بهجت حالا جوان بوده می دانید که آقای بهجت از بچگی اهل برنامه بوده این آقای کشمیری از بچگی غیب می گفته تا اینکه در این اواخر آقای بهجت به ایشان گفته بود دهنت را ببند. اگر طلبه ای تنها بیاید از بنده بپرسد چه کنم من به او می گویم چه کند اینقدر بس تان است یا نه؟ یا می گویم اینقدر بخوان یا برو تبلیغ و یا برو از طلبگی بیرون و آن بستگی به اشخاص دارد فرد فرد از بنده بپرسند من می توانم بگویم که چه بکند بعضی ها هم بایستی به نفع اسلام از حوزه بروند بیرون ، به نفع اسلام و روحانیت بایستی بروند بیرون ، خدایا ما اینجا آمده ایم خدمتگزار و نوکر امام زمان باشیم به آبروی امام زمان(عج) خدایا ما را پیش امام زمان آبرومند گردان خدایا ما را مخلص گردان. بنده باید از طلبه ای که رونق پیدا کرد بایستی حظ کنم طلبه ای که در جامعه از وجودش استفاده می کنند البته به شرطی که این طلبه باتقوی باشد نه اینکه بازیگر باشد بنده از طلبه ای که بازیگر باشد بدم می آید خیلی سعی کنم دهنم را ببندم ولی طلبه ای ببینم که خدمتگزار هست در هرجایی خاک پایش می گردم این از بنده و از اول طلبه گیم هم اینطوری بودیم هرجایی رفتیم هر دهی و شهری رفتم سعی کردیم عالم و مبلغ آنجا را تبلیغ کنیم الحمدالله خدا این توفیق را به ما داده است. ابوالفضل کسی است که امام حسین (ع) در موردش می گوید که بنفسی انت یا الله ابوالفضل کسی است که مرده ها را زنده می سازد قرن ها این عشایر و بیابانیها میان حرمش و می گویند زودباش این خونم را پاک کن و حضرت آنها را پاک می کند بیا خار را از پام درآور ابوالفضل درمیاورد. طلبه اگر در این حرف ها اشکالی داری بیا اشکالت را از بنده بپرس اگر نمی خواهی بپذیری از طلبگی برو بیرون ، طلبه دنبال معنویات نباشد یک غاز ارزش ندارد ولو اعلم علما باشد طلبه وقتی دنبال معنویات نباشد هیچ ارزشی ندارد فردا می شود آلت دست سیاست و پدر مردم را درمی آورد قرن ها است که ابوالفضل مرده ها را زنده می سازد عشایری می آید بسم الله حالا می گویی از کجا دیدی؟ جنابعالی لندن نرفتی ؟پس چرا می گویی هست؟ آمریکا رفتی ؟ قدس رفتی ؟ پس چطور می گویی هست؟ دیگر این مسئله آنقدر متواتر گردیده است که علما دیده اند روستایی آمده گفته بچه ام مرده زود باش خوبش کن من کار دارم باید بروم آداب صحبت کردنش را هم بلد نیست حالا حضرت ابوالفضل مرده اش را زنده می کند این می رود این است ابوالفضل یا ابوالفضل .
+ نوشته شده در ساعت   توسط دوستداران استاد
|
استاد محمود امجد: زیباست خدا و بقیه زشت اند زنده باد دوست و مرگ بر هرچه غیر دوست
چشمت را نگاه به آسمان بکن عرض کنم آقا جون ببین آقا صاف برایت بگویم اگر عاقلی این زنهایی که هستند همه مثل هم هستند فرض کنید در خانواده ما یا خانواده شما از اینی که من می خواهم به او دل ببندم زیباتر و بهترش وجود داشته باشد شیطان می آید انسان را زینت می دهد اذیت می کند خواهر زاده من ، دختر من ، نوه من و دختر برادر من از همه بهترند ولی چرا من وقتی پیرزنی می خواهد از خیابان رد شود حواسم را جمع می کنم تا بهش نگاه بکنم؟ وقتی انسان عادت کرد به چیزی دیگر ترک آن خیلی مشکل می شود چه برسد به هروئین ، اعتیاد بد چیزی است غلام همت آنم که زیر چرخ کبود ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است .
یک وقت حمایت از اسلام است البته در بیرون والا مسجد مر بیت
آقا این به من و توچه ! ، این به ما مربوط نیست مقام امام خمینی بالاتره یا حضرت عبدالعظیم حسنی گفتن اینها درست نیست برای شادی روح همه شان صلوات بفرستید.
آقا خدا خواسته ، معصیتی پیش آمده انجام ندادند خدا خواسته یک چیزهایی به ایشان داده ، شیخ رجبعلی الگو نیست آقا شیخ جعفر مجتهدی الگو نیست آقا فخر (تهرانی) الگو نیست اینها الگو نیستند و و لكم فى رسولالله اسوه حسنه .
بله گناه می کند نمی تواند نماز شب بخواند گناه نکند تا بتواند نماز شب بخواند.
استاد کو؟ تو مطابق علمت عمل می کنی یا نه؟ نه ! به 124هزار پیغمبر مطابق علمت عمل بکنی به آنجا می رسی به این حضرت معصومه بی بی ملک و ملکوت ، شفیعه محشر ، کریمه اهل بیت و خاتون دنیا و آخرت که اینقدر مقام دارد که بتواند بیاید در جهنم همه را بیرون کند اگر ما خلاف نکیم بدانجا می رسیم دنده عقب نزنیم طبق رساله عمل بکنیم می رسیم .تو چه مفهمی استاد کیه؟ اینطور نیست که بلند شوی بروی در بیابان دنبال استاد بگردی اگر کسی روی هوا رفت استاد است؟ اگر کسی غیب گفت استاد است؟ ها؟ این شیطان است تو چه می فهمی استاد کیه ؟ به علمت عمل کن آن می شود استادت در و دیوار می شود استادت .
مخلص یعنی کسی که خدا انتخابش کرده شیطان دیگر نمی تواند بدو دسترسی داشته باشد.
منظور اینست که خودت را مقصر بدانی بیا جوراب منو در بیاور بیا جای منو بینداز باید بیایی دم در تعظیمم کنی این لوس گریها یعنی چه مگر دختر مردم کلفت تو اند؟ تو حق نداری باید صفا بکنی محبت عاقلانه یعنی عفو و اغماض و گذشت ، باید مردانگی داشته باشید.
یک وقت زنی مثل بانوی اصفهانی هزاران مجتهد به گرد پایش نمی رسند خیلی از این معروف ها به گرد پایش نمی رسند بانوی اصفهانی نود سال یک کلمه حرف لهو زد؟ علامه طباطبایی رفته بود دیدنش مواظب بود یک کلمه حرف اضافه نزند این مرد است یا نامرده؟خیلی مردها نامردند بعد هم خیلی زنها مردند.
عرفان بدون تقوی هیچ چیزی نیست شیطان است .اینکه کسی اصطلاحات را بیاموزد یعنی این عرفان است کسی که مطیع خدا باشد می شود نورانی و عارف نه اینکه سبیل اگر غیرت شود می شود عارف .
این سوال شما مثل سوالی است که از شیخ شد به شیخ نوشتند که من نمازشب بخوانم یا مطالعه کنم ؟ گفته بود آن ده دقیقه قلیانت را ترک بکن نماز شب بخوان.
علم را پیش مارکسیست هم می شود خواند ولی سابق به معنویات اهمیت می دادند کسی که معنویاتش بیشتر بود پیش او درس می خواندند. علم را باید از عالم استاد فرا گرفت عالمی که علمی ندارد بی تقوایی هست درسی را آموزش دهد من سیوطی بلد نیستم بیایم سیوطی بگویم این عین بی تقوایی هست من صرف بلد نیستم بیایم صرف بگویم این عین بی تقوایی می باشد اگر بی تقوایی استادی در درسش اثر نگذارد آن بهتر است که اعلم تر می باشد.
آقای بهاءالدینی سیگار می کشید به من و تو چه! تو پدر جدت به گرد پای امثال آقای بهاءالدینی می رسد؟ آن عادت کرده بود سیگار می کشید هیچ هم اشکالی ندارد او تمام ماه رمضان را با یک سیگار افطار می کرد من و تو چه می فهمیم یعنی آدمی که یک ماه چیزی نمی خورد و نمی تواند بخورد و تنها با یک سیگار افطار می کند یک سیگار را هم نکشد؟ لب به سیگار بزنی خطرناک است سیگار کشیدن آقای بهاءالدینی هوا و هوس نبود ولی مال من و شما هوا و هوس می باشد خیال کرده سیگار بکشد می شود آقای بهاءالدینی .
قرآن بخوانید قرآن
این را بارها گفته ام نخیر ولی تفریحی اشکالی ندارد درس ات باید را بخوانی و به جای کارهای بی خود و شب نشینی می روی قدم زدن قرآن حفظ می کنی .
آقا لازم نکرده حال داری بخوان نداری ول کن یک قسمت را امشب بخوان و یک قسمت را فردا شب همین دعای ابوحمزه ثمالی را یک دو سه سطرش را امشب بخوان و باز فردا دو سه سطر دیگر را ، لازم نیست انسان همه آن را بخواند .
در حوزه اساتید اخلاق خوب زیاد است اونی که به گفته های خودش عامل تره آن را برگزینید .استادی که می گوید کمتر مستحبات را انجام بدهید آن واردتر می باشد طلبه مقدس خشک به درد اسلام نمی خورد طلبه باید عاقل باشد نماز واجبش را بخواند همه اش ده دقیقه خدا از ما نماز خواسته خیلی باشد هفده دقیقه ، این هفده دقیقه را با خدا حرف بزند بقیه خواست حرف بزند خواست حرف نزند طلبه ای که عاقل نیست باید برود پی کارش .
نمی خواهد حال نداشتین نخوانید حالا نمی خواهد نماز شب را طول دهید گردنت را کج کنی بلند شوید دو رکعت نماز بخوانید و ادای خوب ها را دربیاورید بعد بشین با خدا بگو خدایا من این هستم من نمی توانم درستم کن ، تو بینی و بین الله اگر دوستت از مسافرت بیاد اگر دو روز تمام هم نخوابیده باشی بلند می شی بانشاط می گردی خدا دوست شماست و بهتر از خدا هم دوستی ندارید حواستان باشد.
هیچ ، حال داری برو حرم دعا کن بیا بیرون حال نداری تو همان صحن بگو بی بی ملک و ملکوت توجهی به ما کن برخی وقت ها نورافکن خانم چنان قویه که آدم نمی تواند به حرمش برود بعضی ها وقتی نمی توانند به حرم بروند مبهوت می مانند هیچ لازم نیست هر روز بروید حرم آقای بهجت حسابش جداست ایشان می روند حرم و با حضرت معصومه صحبت می کنند تو هم اگر می توانی برو آیت الله کشمیری به بنده فرمودند که آقای بهجت که تازه آمده بودند به من گفتند که حضرت معصومه به بنده گفته بیا حرم بهش بگو بیاد حرم ، خانم دعوتش کرده بود به حرم .
دو چیز در قرآن است که برای علما خیلی مشکل است که خیلی از علما در مورد آن چیزی نمی دانند یکی عالم ذر می باشد و دیگری بهشت آدم می باشد ما تکلیف نداریم همه چیز قرآن را بفهمیم .
نخیر
+ نوشته شده در ساعت   توسط دوستداران استاد
|
استاد امجد:
ما علما لازم نیست به اتکای روزنامه ای حرف بزنیم
خیلی طرد نکنید مردم را ، کو آیت الله شهید بهشتی ؟ کجا رفت؟ چی گفت ؟ گفت جذب در حد اعلی و امکان ، دفع در حد ممکن ، چرا اینجوری شدیم ؟ / مرد می خواهد که با دین ،قرآن ، شهید ، انقلاب و سرنوشت مردم بازی نکند / حق نداری براساس زیارت عاشورا خوانی ، ریش ، عمامه و نماز شب خوانی به کسی مقام و مسئولیت بدهی است / در این کشور دادوقال زیاد است حج و عمره زیاد است زیارت ، تواشیح ، حفظ قرآن و... زیاد است اما آنچه مهم است حفظ تقوی است / آنهایی که امام حسین(ع) را کشتند همه نماز خوان بودند / ما علما لازم نیست به اتکای روزنامه ای حرف بزنیم / چسبیدن به ضریح زیاد مهم نیست قبر هارون الرشید در مشهد چسبیده به مرقد امام رضا(ع) می باشد / باید محکمات را بگیریم آن روایاتی که مردم می پذیرند عوام فهم و خواص پذیر / در نظام اسلامی چرا باید اینهمه تهمت باشد؟ / چرا اعمال و رفتار ما علما مردم را از دین بیزار می کند؟ / مرحوم سیدجمال اسدآبادی می گفت باید اول بگوییم ما مسلمان نیستیم، بعد تبلیغ اسلام را کنیم / سر چه چیزی یقه همدیگر را پاره می کنیم؟ / چرا با این مردم لج کنیم؟ / اگر کسی به این مردم خدمت نکند خائن می باشد / خدا جلال آل احمد را رحمت نماید عاقبت بخیر شد 1- دلبستگی به هیچ کس پیدا نکنید.همه خوب هستند همه زیبا هستند ولی تنها به خدا دل ببندید به امام زمان (عج) و ائمه اطهار دل ببندید اگر با چشم خدایی نگاه کنی همه چیز زیباست والا همه چیز را زشت می بینی . 2- آقا حرف زدن بالای منبر خیلی مشکل است چه بگویم چگونه بگویم کی بگویم چقدر بگویم به قول علامه طباطبایی چهار تا چه ، با عالم چگونه حرف بزنم با جاهل چگونه صحبت کنم با محرم چگونه حرف بزنم با نامحرم چگونه صحبت کنم بنابراین علما و بزرگان ما ملتزم به سکوت هستند. 3- اصل و اساس اخلاق تقوی است اگر حالا کسی می خواهد واقعا ممارست نماید و تقوی در وجودش پیاده گردد بهتر است که خطبه همام را زیاد بخواند در مورد آن کتب زیادی هم نوشته شده و می گوید آدم متقی اینست باید زبان خودش را حفظ می کند خودش را همیشه متهم می داند دیگران را تخطئه نمی کند و... انسان متقی وقتی خطبه حمام را می خواند می گوید هیچکدام از این صفات در من نیست منافقین هم وقتی می خوانند می گویند همه آنها در ما وجود دارد. حضرت در کلمات قصارش می گوید اینطور نباش که بگویی من صالحان را دوست دارم بلکه خودت صالح شو حرف نزن عمل کن طوطی هم بلد است سخن بگوید در این کشور دادوقال زیاد است حج و عمره زیاد است زیارت ، تواشیح ، حفظ قرآن و... زیاد است اما آنچه مهم است حفظ تقوی است. 4- در این مکه و زیارت ها اگر می خواهید بارتان بار شود و پر معنا گردد خدمت کنید آیت الله بهجت به آقای صدیقی فرموده بودند در این مسافرت ها خدمت کنید. آن یکی زائره ولی خادم می شود جزو اهل حرم ، بعد از ایمان هیچ عملی مانند خدمت به مردم نیست. 5- بیشتر اهل جهنم اهل دانش هستند پناه بر خدا ، مخصوصا آن عالم بی عمل . 6- به خواب هیچ اعتنایی نکنید اگر خواب خوب دیدید به فال نیک بگیرید اگر خواب بد دیدید صدقه دهید هر مکاشفه و خوابی خلاف برهان ، شرع و قرآن بود بزنیدش به دیوار . اما بزرگان ما خوابهایی می بینند و از این خواب ها استفاده هایی می کنند . 7- آقا باید دوتا عینک بزنیم یک عینک خوشبینی و عمومی به همه خلق شاید دیدی یک آدم بد یک ساعت دیگر از اولیاء الله شد من و تو حق نداریم به اشخاص نمره بدهیم من و تو خدای مردم نیستیم حق تحقیر هیچ انسانی را نداریم باید به دیده احترام به همه نگاه کنیم و یک عینک گزینش و انتخاب ، فردا اگر مسئولیت پیدا کردی حق نداری براساس زیارت عاشورا خوانی کسی به کسی مقام و مسئولیت بدهی ریش گذاشته عمامه گذاشته نماز شب خوان است هیچ چیزی شرط هیچ چیزی نیست الان یک عالمی جایی نماز می خواند و عده ای پشت سرش نماز می خوانند و من او را نمی شناسم با کمال احترام می روم و پشت سرش نماز می خوانم درستش هم همین است از کجا معلوم این عالم شیطان نباشد ولی یک عده از مومنین به او اقتدا کرده اند ، اما حالا می خواهید برای جایی امام جماعت انتخاب نمایید باید دقیق بگردید ببینید آیا این امام جماعت عادل می باشد یانه ؟ چون که آبروی مردم دست ماست . وقتی می خواهی نماینده و وکیل تعیین کنی استاندار انتخاب کنی قاضی و امام جمعه انتخاب کنی براساس ذره بین باید انتخابشان کنی.خدایا این منیت ها را از ما بگیر خدایا همه ما به ویروس بد بینی مبتلا شدیم و عمومی شده است این بدبینی را از ما بگیر یک عینک خوش بینی به خلق به ما عنایت کن. 8- آقای بهاءالدینی یک کلمه بیشتر نداشت می گفت که بازیگری را کنار بگذارید مرد می خواهد که با دین بازی نکند مرد می خواهد که با قرآن بازی نکند مرد می خواهد که با شهید بازی نکند مرد می خواهد که با انقلاب و سرنوشت مردم بازی نکند 9- کلاس اخلاق در این کشور فراوان است آنهایی که استاد اخلاق هستند کشیدند کنار ، امثال بنده شدم استاد اخلاق ، البته به من هم حق دارند بگویند استاد اخلاق چونکه از لقمان پرسیدند ادب از که آموختی گفت از بی ادبان ، شما هم بایستی از بی ادبی من ادب بیاموزید . 10- ائمه اطهار روسای مجاز دفتر خدا هستند می توانید به امام رضا(ع) بگویید فلان حاجت را از شما می خواهم می توانید بگویید تا فلان حاجت را از خدا بخواهد تا به شما دهد هیچ فرقی باهم ندارند هیچ فاصله ای هم ندارند اینکه بگویی یا علی و یا الله هیچ تفاوتی ندارند نه اینکه (نعوذباالله) علی خداست بلکه خدا را نمی توان شناخت جز در وجود علی و حضرت زهرا(س) ، آن حقیقتی که در وجود اهل بیت (علیهم السلام) است جز خدا را نشان نمی دهد علی آیینه تمام نمای خداست و خدای متعال روز اول ما را عاشق آنها نموده است سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی عشق محمد بس است و آل محمد . 11- دعای مکارم اخلاق هیچ چیزی را جا نینداخته است و کل دعا اینست اکمل الایمان که خدایا کامل ترین ایمان را به من بده کامل ترین ایمان هم شرایطی دارد اینها را ایجاد کن و یک موانعی دارد که اینها را برطرف کن راهش هم صلوات بر محمد و آل محمد می باشد اگر ما به این یک صفحه کاغذ عمل کنیم سلمان می شویم چه بسا حضرت ابوالفضل هم توجهی به ما بکنند و ما سلمان بشویم اشکالی ندارد اما هیهات و اینجور نیست که همه کربلاکاظم بشوند کربلا کاظم در یک لحظه حافظ قرآن شده است. 12- یک شب برای آیت الله جوادی رفته بودم منبر روضه بخوانم گفتم دو تا از علما باهمدیگر بحث کردند معمولا علما روی این جور چیزها بایکدیگر بحث می کنند که مقام حضرت ابولفضل بالاتر است یا سلمان فارسی ، علما هم اگر کش بدهند تا قیامت حرف برای گفتن دارند ولی وقتی رسیدند به محک آنجا دیگر نمی توان نفس کشید این می گوید ابوالفضل بالاتره آن یکی می گوید سلمان بالاخره این دو نفر مغلوب و غالب نشدند ، یک شب امیرالمومنین به این آقایی که می گفت ابوالفضل بالاتر است چرا گفتی پسر من از سلمان بالاتر است؟ پیغمبر گفته سلمان منا اهل البیت کجا گفته ابوالفضل منا ؟ با علی که دیگر نمی شود بحث کرد (فوق کل ذی علم علیم) .امیرالمومنین به آن عالم دیگرفرمودند که چرا گفتی سلمان بالاتر است پسر من سلمان آفرین است بالای منبر در خدمت آقای جوادی ، چند دقیقه ای سکوت کردم ایشان با مزمزه این حرف چند دقیقه ای رفتند تو فکر . حضرت آیت الله جوادی دامت برکاته قربان اینها بروم . 13- آقا ما خیلی پرتیم خیلی رفتیم در خاکی ، خیلی کارهای خلاف کردیم که نمی فهمیم من خودم بدترین تعارف ندارم بدترینم ولی خلافکاری زیاد کردیم والا اگر خلافکاری نکرده بودیم یک بدوی عرب بیابانی که نه می داند نماز چی هست نه خمس چیه بچه فلجش را می آورد به حرم حضرت ابوالفضل می گوید این را شفا بده و ابوالفضل بچه فلج صددرصدی را شفا می دهد حالا اگر او را شفا ندهد او می رود و دیگر برنمی گردد ولی اگر ما را از این در بیرون کنند از آن یکی در برمی گردیم . علامه امینی رحمت الله علیه مدتی در نجف اشرف با التماس و دعا و با موالی آداب در کنار حرم علی(ع) سکنی کرده بود بعد مدتی دید یک کسی مرده اش را آورد حرم و بعد زنده شد رفت برگشت گفت یا علی این چه وضعش می باشد من با این التماس و ادب و فلان بعد گفت خداحافظ . می گوید در خواب امیرمومنان فرمودند امینی این اعتقادش به من بود این اعتقادش این است که من زنده اش می کنم ولی تو که بدتری از هر دری بیرونت کنم از آن یکی در وارد می شوی بعد صبحش رفت و الغدیر را با توسل به امیرمومنان شروع به نوشتن نمود . 14- امام سجاد(ع) یادگارهایی دارد یکی رساله حقوق است اگر بنویسیدبه اندازه کف دست است تمام حقوق بشر را از تمام موجودات نسبت به خدا تا از ذرات و موجودات و کفار و همه چیز را بیان کرده است تمام حقوقدانان جهان جمع گردند نمی توانند چنین فهرستی بنویسند یک صفحه است و هیچ چیزی را جا نگذاشته است . 15- ما یک میلیون حدیث از امام باقر(ع) و امام صادق(ع) داریم . یک اخباری به یک اصولی رسیده بودن به هم ، آن اخباری به اصولی گفته بود شما چند تا حدیث از حفظ هستین؟ و اصولی برگشته و گفته من 80 هزار حدیث از حفظم گفت پس حالا یکی از آن حدیث ها را بخوان حدیث را که خواند گفت می دانی معنای این حدیث چیه؟ معنایش را که گفت برگشت اخباری گفت اگر اینجور باشد چی؟ گفت بد نیست اگر اینجور باشد چی ؟ اگر اینجور باشد چی ؟ گفت برو حدیث بفهم درایت شرط است حفظ خود روایت که مهم نیست ضبط صوت هم حفظ می کند به قول آیت الله بهاء الدینی اگر آدم کندوکاو کرد می تواند به منبر برسد به منبر که رسید فوران می کند بعضی ها حرف آقای بهاءالدینی را خودشان می گویند خیلی هم بی مزه ، دیدم یک آقایی می گوید که مبدأ میلتان را عوض کنید حالا ذهنتان پیش کسی نرود این هنوز نفهمیده این حرف یعنی چه آقای بهاءالدینی می فرمود مبدأ میل را عوض می کنند آقای بهاءالدینی می دانست چه می گوید او رسیده بود این آقا یک چیزی از آقای بهاءالدینی شنیده می خواهد جای آقای بهاءالدینی بنشیند او آیت الله العظمی بوده و این بچه طلبه می خواهد مثل او حرف بزند بابا زشته هر حرفی به دهن هر کسی نباید جاری شود اقلا اگر می فهمید چه گفته چیزی بود مبدأ میلتان را عوض کنید اصلا تو می دانی مبدأ میل اصلا چی هست؟ عوض کنید یعنی چی؟ آن مرد بزرگ که یک عمری با خودش ور رفته و با امثال ماها رنج کشیده او فهمیده مبدأ میل را عوض می کنند. 16- آقایان خطرات دارد تهدیدمان می کنند من با این وضع کسی را سالم نمی بینم مگر کسی که با صدق نیت به اهل بیت عصمت و طهارت متوسل شده باشد نه دادوقال و این دریافت من است که در اثر خلاف انسان مخالف خدا و پیغمبر می گردد مخالف امام زمان می گردد آنهایی که امام حسین(ع) را کشتند همه نماز خوان بودند. 17- ما مبلغیم لازم هم نیست که در مسائل سیاسی وارد شویم که مردم را گیج و ویج کنیم مردم در مسائل سیاسی خیلی از ما جلوترند در جریان امور هستند این نیست که بی اطلاع باشند ما وظیفه مان تبلیغ و ارشاد و هدایت مردم می باشد ما وظیفه مان اینست که مردم به قرآن و اهل بیت ارادت پیدا نمایند وقتی ارادت پیدا کردند خودشان هدایت می شوند لازم نیست اختلافات را بیان کنیم لازم نیست به اتکای روزنامه ای حرف بزنیم نه آقا باید به اتکا قرآن و حدیث حرف بزنیم مردم هم می خرند ولی اگر بگوییم اینطور کنید آنطور کنید بر می گردند می گویند شما خودتان چرا نمی کنید . 18- ابتداي هر منبري اين فراز از دعاي ندبه را بخوانید: «اين صدرالخلائق ذوالبر والتقوي» ما از طرف حضرت صاحب حرف ميزنيم، اول از حضرت اجازهبگيرید، اتصال كه برقرار شد شروع كنید. 19- چسبیدن به ضریح زیاد مهم نیست قبر هارون الرشید در مشهد چسبیده به مرقد امام رضا(ع) می باشد. در یمنی چو با منی پیش منی . اویس قرنی پیامبر را ندید پیامبر هم اویس را ندید فرمود: بوی خدا می شنوم یک چوپان. بدترین موجودات خود انسان است و بهترین موجودات هم خود انسان می باشد. 20- کلید قبولی حاجات و امیدها دعاست دعا کلید همه خیرات می باشد و در این دنیای پر از شر و شور و اینهمه طوفانهای سهمگینی که روزگاری است ایمان فلک رفته به باد جز دعا چاره دیگری داریم با دعا امید به همه چیز داریم . 21- در اهمیت ذکر صلوات باید بگویم علامه طباطبایی در عالم رویا به من فرمود یک صلوات برای همه شهدا کافی می باشد . 22- اینکه دعاهامون مستجاب نمی شود از بی معرفتی مان است ما به اندازه یک جنین چیز نمی فهمیم در این عالم ، سر و ته این عالم را نمی فهمیم بزرگان ما جلوی فهمشان دیوار است فقط 14 نفر قدشان بلند است . خدا سه باب برای ما قرار داده یکی توبه است دومی دعاست و دیگری توسل می باشد و این سه باب را برای همه گذاشتند همه جا و همه کس و دعا را هم قرار نیست حتما به سمت قبله باشد اینکه ما بفهمیم خدا می تواند دعایمان را مستجاب کند و بدهد این دعاست همین که بدانیم خدا ما را می تواند عذاب نماید توبه می باشد یک استغفرالله و یک صلوات همه گناهان آدمی را از آسمان تا به زمین می ریزد . 23- ما سه تا حال داریم زبان حال ، زبان قال و زبان استعداد ، زبان استعداد ما هر چیزی از خدا بخواهد خدا بی بروبرگرد می دهد یعنی اینکه واقعا بخواهیم. 24- باید مروت پیدا کرد بعد ازدواج نمود باید بلوغ پیدا کرد بعد ازدواج و الا ازدواج های بدون بلوغ فکری خطرات زیادی دارد و بی دینی می آورد. 25- بهترین دعا استغفار است در مردم رسم بوده استغفار می کردند از مد افتاده چرا باید اینجور شود چرا مردم را نباید ببریم در روایت آنهم روایت محکم نه روایت پیچ در پیچ که به علامه طباطبایی نیاز داشته باشد برای تفسیر آن ، یا اگر هم بفهمیم نتوانیم بیانش کنیم بهتر آنست که محکمات را بگیریم آن روایاتی که مردم می پذیرند عوام فهم و خواص پذیر. آقایان این منبر و محراب جای امام زمان(عج) می باشد الان من و شما جای امام زمان نشستیم و نقش امام زمان را داریم باید ببینیم اگر امام زمان اینجا می نشست چه چیزی بیان می فرمود نباید مسائل اختلاف برانگیز را بیان کنیم این به آن لعن بفرستد و آن به این ، آیا امام زمان اینطور عمل می کرد؟امان از این مقدس های خطرناکی که از شمر بدترند از حرمله بدترند در این دوره مقدس مآب هایی وجود دارند که از سنانه بدتر هستند در عوض جوانهایی در جامعه وجود دارند که از اولیاء الله هستند. 26- اینهمه غیبت و تهمت برای چیه ؟ در نظام اسلامی چرا باید اینهمه تهمت باشد؟ اینهمه اختلافات مال اینست که از فرهنگ اسلام دور شدیم الان اینهمه اختلافات خانوادگی برای چیه؟ این زندگی های جهنمی از کجا درست شده؟ برای اینست که از اخلاق اسلامی دور افتاده ایم. 27- آدم تا قلم دستش نگرفته نمی داند که این علما چقدر زحمت کشیدند مرحوم علامه مجلسی یک کتابخانه بزرگ در اختیار ما گذاشته است آن وقت بعضی ها به وی فحش می دهند حالا به قول مرحوم آیت الله زنجانی پدر آیت الله شبیری اگر کسی یک کتابخانه کتاب برایمان سوغات آورد و در میان آنها دو کتاب از ما بد نوشته بود باید آنوقت به او فحش بدهیم چقدر زحمت کشیده و کتاب ها را از کل دنیا جمع آوری نموده و بحارالانوار را نوشته ، بحار جمع بحر است بحر دریاست همه چیز دارد جواهرات دارد و در عین حال خزه هم درش پیدا می شود. 28- رسول اکرم (ص)در جواب شمعون ابن یهود که از حواریون عیسی مسیح بود گفت: حلم از عقل سرچشمه می گیرد و از شعبات آن می باشد و علم هم از حلم . 29- گفته شده است علامت اذن دخول حرم حضرت اباعبدالله الحسین(ع) اشک می باشد .یک وقت هم هست که اشک انسان نمی آید یک بنده خدایی در کربلا می خواست برگردد می گفت من در این چند روز اصلا اشکی از من نیامد گفتم خیلی آسان است بنشین یک کمی فکر کن اگر خواهر تو دیده بود که سر تو را می بریدند چه حالی داشتی؟ آقا شروع کرد به گریه کردن . حالت ندارد توجه ندارد. البته اشک علامت استجابت می باشد . علامه امینی وقتی می آمدند حرم همه می فهمیدند علامه امینی آمده است حرم ، مثل مشک آب از چشم هایش سرازیر می شد. آقا من دو نفر را دیدم که اشک عجیب می ریختند یکی آقا میرزا جعفر مجتهدی که خدا رحمتش کند و یکی هم علامه طباطبایی رضوان الله علیه بود وقتی اسم امام حسین می آمد این اشک مثل فندق دور چشمانشان جمع می شد توفیقی هست که خدا اشکی به ما بدهد اشک چیز خوبی است یک قطره اشک آتش جهنم را خاموش می سازد ، چه کسی می گوید کارشناس می گوید من نمی گویم امام صادق (ع) می گوید ، ولی باید سیل آسا گریه کنیم نه اینکه پسرم رفته سفر و من دلم برایش تنگ شده یا بچه ام مریض است یا ساعتم گم شده اشتباه نکنیم سیل آسا باید گریه کنیم تا یک قطره اشک برای امام حسین از ما دربیاید اشک جهنم را خاموش می سازد چطور غضب و شهوت من را خاموش نمی سازد!این خودش جهنم است دیگر لذا باید خاموش سازد. 30- حسینی باشید خیلی طرد نکنید مردم را ، کو آیت الله شهید بهشتی (رحمت ا... علیه) ؟ کجا رفت؟ چی گفت ؟ گفت جذب در حد اعلی و امکان ، دفع در حد ممکن ، چرا اینجوری شدیم ؟ چرا دست پا شدیم ؟چرا اعمال و رفتار ما مردم را از دین بیزار می کند؟ آیا ما حسینی هستیم ؟ حسین می گوید بیا مسیحی بیا گناهکار بیا اشتباه نکنیم نمی گوید مطب باز کردم برو مریض شو می گوید مریض ها بیایید رسول ترک بیا. 42 سال پیش خدا رحمت کند حاج حسین کبیر را ، رسول ترک دهنش را آب می کشیده و می آمده مسجد به احترام امام حسین(ع) ، گردن کلفت محل هم بود و باجگیر کلانتری هم بوده ، شما ندیدید آن وقت ها گردن کلفت ها و باجگیران کلانتری عالمی داشتند کارهایی که دولت نمی توانست اینها می توانستند انجام دهند گردن کلفت محل بود و می توانست صد نفر را در محل بزند این آدم دهنش را آب می کشیده و می آمده مسجد به احترام امام حسین(ع) ، یکبار گفته بودند که به او بگویید نیاید مسجد یا ترک کند و نجس نخورد یا مسجد نیاید او هیچی نگفته بود در حالی که می توانست صد نفر را بزند ولی به احترام امام حسین(ع) حرفی نزد کاری نکرد ادب کرد رفت توی خانه و دلش شکست رئیس امنای مسجد خواب دید و صبح رفت و به او گفت بیا که امام حسین دعوتت کرده است آقا در اینها نکته هایی هست حر به اصطلاح ما گردن کلفت محله شان بود با هزار نفر جنگی می جنگید حر حر حر آقا حر در یک لحظه برگشت و آمد این طرف و توبه کرد تمام شد. آقا چرا اینقدر به جامعه بدبین هستیم جامعه را بیاوریم آقا جوانان ما روی بند هستند چه می کنیم ما؟ کجاییم ما؟ سر چه چیزی جنگ می کنیم؟سر چه چیزی یقه همدیگر را پاره می کنیم؟ برای چی برای خدا به عشق امام حسین ؟ مگر ما یک مملکت نداریم یک رهبر نداریم یک قبله نداریم ؟ مگر امام حسینی نیستیم؟امام حسین می گوید هر کی هستی بیا ، در تلویزیون مسیحیان تهران را نشان می داد که برای امام حسین(ع) سینه زنی و عزاداری می کردند حالا بیا ببین چقدر گوسفند نذر می کنند آقا مسیحی روز تاسوعا می آید و می گوید یک خورده برنج بده و خورشت نریز رویش چرا؟ برای اینکه ما این را می خواهیم بگذاریم در فریزر و در تمام سال مریض هامون را با آن شفا بدهیم . چرا این مردم را محروم کنیم ؟ چرا با این مردم لج کنیم؟ من یک حالاتی برای خودم دارم روز 22 بهمن داشتم در راهپیمایی می رفتم یک وقتی بود که صدام گفته بود می زنم و مردم آمده بودند من یک وقت دیدم آقایی باید نمازخوان نباشد ولی دست بچه هایش را گرفته و آمده راهپیمایی ممکن است بمب بزنند موشک بزنند وقتی اخیرا امسال در راهپیمایی 22 بهمن حضور مردم را دیدم احساس کردم که امام و شهدا دارند راهپیمایی را نظاره می کنند بارک الله به این مردم ، همانجا بود که گفتم ...اگر کسی به این مردم خدمت نکند خائن می باشد چه برسد که پشت میز نگه اش دارد پشت در اتاق نگه اش دارد. 31- سیر و سلوک یعنی اینکه خلاف نکنیم گناه نکنیم.تمام انبیاء فقط یک کلمه گفتند و آن اینست که گناه نکنیم. 32- ما فقط یک ترس داریم خلافکاری انسان را تاریک می کند و ضد امام حسین(ع) می باشد عمامه سرش نمی شود آیت الهی سرش نمی شود هیچی ، خلاف آدم را تا ته جهنم می برد خلاف هم دنده عقب می باشد و دنده عقب هم در منطقه مین. 33- الان اگر بنده بگویم من نمونه ی حوزه ی علمیه هستم، اصلاً مردم از حوزه ی علمیه متنفّر می شوند. باید بگویم من هم یک طلبه ی ناقص از حوزه هستم، اگریک نواقصی از من دیدی، آنها را به حساب حوزه نگذار. من یک مسلمان کالی(ناقص) هستم. اگر از من اشکالی دیدی به اسلام لطمه نزن. 34- مرحوم جمال الدین اسدآبادی - خدا او را رحمت کند - می گفت باید اول بگوییم ما مسلمان نیستیم، بعد تبلیغ اسلام را کنیم. ما یک سری سلیقه ی شخصی ازشرق و غرب جمع کرده ایم و اسمش را اسلام ... گذاشته ایم. 35- عروسی و عزای ما اسلامی است ؟مراسم و رفتارهای ما اسلامی است ؟ کجای ما اسلامی است؟ 36- البته اینطوری نیست که فکر کنیم حضرت وقتی بیایند، من عوض می شوم و نفوس عوض می شوند. منتها من جرأت نمی کنم کار بد کنم. الان جرأت نمی کنم از ترس قانون، شراب فروشی باز کنم ولی در خانه ام می توانم شراب بسازم. امّا آنوقت جرأت نمی کنم در خانه ی خودم هم شراب بسازم، نه اینکه نخواهم این کار را بکنم. آن کسی که می خواهد دزدی کند دیگر نمی تواند، نه اینکه نمی خواهد دزدی کند.اینطوری نیست که وقتی امام زمان بیاید همه ی نفوس، مسلمان می شوند، نخیر، چنین چیزی نیست، چرا؟ چون قرآن می فرماید: (وَ ألقَینا بَینَهُم ُ الْعَد'اوَة َ وَ الْبَغْضاءَ الی ' یَوم ِ الْقِیامَة) تا قیامت، این بشرهمینطوری است. منتهی همین طور که برای حضرت سلیمان، همه ی جن و انس در خدمتش بودند، وقتی حضرت بیاید، همه ی قدرت ها در دست اوست. آن وقت آدم از در و دیوار و عیال خودش و از شنود شدن حرفهایش می ترسد.وقتی اینطور شد من دیگر می ترسم خلاف کنم. نه اینکه خیال کنیم نفوس ما عوض می شود ولی الان اگر انسان کاری کند امام زمان راضی شودهفتاد برابر آن وقت است، منظور از هفتاد، عدد نیست، کنایه از کثرت است، یعنی اعمال خیلی ارزش دارد. 37- شما الان هرکار خوبی بکنی، هفتاد برابر آن وقت است. ما کافی است واجب را انجام دهیم و حرام را ترک کنیم آن وقت سلمان زمان می شویم. اگر کسی به واجب عمل کند و حرام راترک کند، خدا دستش را می گیرد و او را هفت شهر عشق می گرداند. ما خیال کرده ایم کلاس اخلاق امجد کسی را می سازد، نه، چنین نیست ! امجد خودش را نساخته، بعد بیاید تو را بسازد؟از این کلاس اخلاق به آن کلاس اخلاق. 38- یک عده شیّاد هم در جامعه افتاده اند و فرمول دست شان است و از غیب هم می گویند و اسرار بقیه را فاش می کنند. آن وقت یک عده شیّاد با این جوان هاافتاده اند. خدا قوام را رحمت کند. وقتی خطایی می دید عبا را به سر می کشید تا نبیند. بزرگان مامظهر ستّاریت بودند، مظهرِ (یا مَن ظَهَرَ الجَمیل و سَتَرَ القبیح) بودند. 39- استاد گفت چرا دیر می آیی ؟ طلبه برگشت گفت که راهم دور است استاد گفت یک بسم الله بگو تا از رودخانه پرت شوی این ور آب ، گفت خیلی خوبه این آقا که بسم الله رو یاد گرفت بسم الله را که گفت هر روز از بالای رودخانه پرت می شد یک روز با استاد آمد بسم الله رو گفت و پرت شد برگشت گفت استاد تو هم بسم الله را بگو و رد شو استاد گفت بسم الهی که تو می گویی با بسم الله من تفاوت دارد ، آقا کسی بسم الله را با احترام بگوید زمین تا آسمان می رود آسمان هم تا زمین می آید کسی بسم الله را با احترام بگوید روی هوا می رود روی آتش می رود هیچی هم نمی شود این یک فرمول ، حالا شن را طلا بکند این نیست ، ولی ما به بسم الله احترام قائل نیستیم ، سید مرتضی یک نفر سرش درد می کرد بسم اللهی نوشت و این رو در داخل عمامه اش گذاشت یک روز عمامه اش را باز کرد و چشمش به کاغذ افتاد و گفت اینکه بسم الله خودمان است به محض این بی احترامی دوباره دردش برگشت ، تمام عالم در این دو تا کلمه رحمن و رحیم می باشد تا قیامت می توان در مورد این دو کلمه صحبت کرد یک نفر یک سوره حمدی خواند برای شفای بیماری یکی از علما ، این بنده خدا دل دردش خوب شد این هم دلش سوخت گفت حمدی که خواند غلط و غلوط زیادی داشت پس گفت این حمدی که خواندی غلط زیاد داشت بیا تا حمدت را درست کنیم برگشت گفت حمد غلط خودم برای خودم درد تو هم برای خودت درد شکمش برگشت . ما درون را بنگریم و حال را / نی برون را بنگریم و قال را. 40- خدا جلال آل احمد را رحمت نماید عاقبت بخیر شد خسی در میقات او ، جلال آدم صادقی بود می ترسم این حرف را بزنم نپذیرید او بزرگترین ایدئولوگ شد بالاخره با ایمان از این دنیا رفت . جلال به یکی از این مارکسیست ها گفته بود که تو از این مارکسیست چی داری؟ مشکلی داشته باشی متوسل کی می شوی؟ ***گزیده ای از سخنان اخلاقی آیت الله محمود امجد
+ نوشته شده در ساعت   توسط دوستداران استاد
|
برنامه سخنرانی استاد امجد در امام زاده صالح تهران
آستان مقدس صالح بن موسی الکاظم (ع) واقع در تجریش تهران
زمان: ۲ ساعت قبل از اذان مغرب
+ نوشته شده در ساعت   توسط دوستداران استاد
|
حضور استاد محمود امجد
در غرفه انتشارات علمي و فرهنگي
فردا چهارشنبه ۱۸ اردیبهشت از ساعت ۱۶ الی ۱۸ عصر در ادامه برنامه حضور محققین ، اساتید ، نويسندگان و كارشناسان عرصه کتاب در غرفه انتشارات علمي و فرهنگي، بازدیدکنندگان می توانند از ساعت ۱۶ تا ۱۸ فردا با «استاد محمود امجد» مدرس اخلاق ديدار و گفتوگو كنند.
+ نوشته شده در ساعت   توسط دوستداران استاد
|
آيتالله محمود امجد :
حاج داوود كريمي، بسيار بزرگوار،
مهربان، محكم، و غيرقابل نفوذ بود.
آيتالله محمود امجد : حاج داوود كريمي، بسيار بزرگوار، مهربان، محكم، و غيرقابل نفوذ بود، در نهايت لطف و محبت و مهرباني، همه را ميپذيرفت و خيرخواه همه بود و خود را وقف اسلام و انقلاب كرد. خداوند ايشان را با امام حسين(ع) محشور گرداند.
+ نوشته شده در ساعت   توسط دوستداران استاد
|
استاد امجد: همه بايد تربيت شويم
همانطور كه بدن را مي توان تحت مراقبتهاي خاصي تربيت كرد و حالت خاصي به آن داد؛ روح و نفس هم در اثر تمرين شكل مي گيرد. در طول تاريخ، بسياري در صدد تربيت انسانها برآمده اند ولي سليقه هاي خود را اعمال كرده اند. بهترين تربيت، تربيت انبياي الهي است كه افراد را براي بندگي خدا تربيت مي كنند؛ چون اگر شهوات در انسان رشد يابد انسان بنده شهوات مي شود. انسان اگر بندگي خدا بكند «عبدالله» و بنده خدا؛ مي شود. خداي تعالي همه صفات خوب را داراست و مي خواهد بندگانش بيرنگ شوند تا رنگ الهي پيدا كنند. مثلاً خداوند «ستارالعيوب» است و دوست دارد كه انسان هم ستار عيوب ديگران باشد. يكي ديگر از صفات الهي كتمان اسرار مردم است؛ بنده خدا نيز بايد رازدار و امانتدار اسرار مردم باشد. از ديگر صفات خدا كريم بودن است، انسان هم بايد كريم باشد و بدون اينكه از او درخواستي شود به اشخاصي كه نياز دارند رسيدگي كند و در مقابل توقعي نداشته باشد. پس، تربيت انبيا، تربيتي است كه انسان را وارد فضايي نوراني ميكند يا به عبارت ديگر انسان را آسماني مي كند. انسان در يك علو و مرتبه اي آفريده شده و به تعبيري كه در روايت آمده انسان « علوي» است؛ يعني علو همت دارد و فطرتاً به مسائل پست و دور از ارزشهاي انساني توجهي ندارد. توجهش به مسائل بلند و متعالي است. خداي تعالي دوست دارد كه انسان علوي و حسيني باشد. با آنكه همه خوبيهاي عالم از سوي خداوند به امام حسين(ع) داده شده بود؛ يعني او عصاره فضايل همه انبيا و اوليا بود، اما با همه اين فضايل و كمالات او خود را فداي نجات بشريت و هدايت انسانها مي كند؛ نجات بشر از خودخواهيها و بدانديشيها. انسانهاي والا چنين اند. تمام كمالات انسان در بندگي خداست. خرق عادت، غيب گوئي، روي آب راه رفتن يا به هوا پريدن و در آتش رفتن براي انسان كمال نيست. كمال انسان بندگي خداست. نتيجه بندگي هم اين است كه انسان رنگ خدايي مي گيرد. انسان اگر صفات الهي را در خود محقق كند آسماني مي شود. نتيجه تربيت انبيا رسيدن به كمالات واقعي است. اگر واقعاً مربيان بشر بخواهند انسان را خوب تربيت كنند بايد به دنبال انبيا بروند. يكي از بهترين برنامه هاي تربيتي براي انسان و مخصوصاً نسل جوان، آشنايي با نامه 31 نهج البلاغه است كه حضرت اميرالمومنين(ع) آن را خطاب به امام حسن(ع) نوشته اند. اگر كسي واقعاً بخواهد تربيت كند و تربيت شود اين نامه كافي است. در واقع اين نامه، نامه حضرت به جامعه نادان بشري است. اگر كسي تربيت يافته مكتب انبيا و مكتب اسلام باشد تمام آرزويش اين است كه جامعه رشد كند، از فساد پاك شود و به صلاح برسد. كساني كه تربيت يافته و صالح اند قطعاً مصلح هم هستند ولي چون نمي توانند خودشان جامعه را اصلاح كنند؛ نياز به مصلح جهاني را درك ميكنند و منتظر ظهور آن مصلح جهاني مي شوند؛ كه همه انبيا منتظر ايشان هستند. انبيا، اين مربيان بشر همگي منتظر ظهور مصلح جهاني بودند. آنها مي خواستند كه جامعه را اصلاح و افراد را تربيت كنند ولي چون موفق به تربيت كامل جامعه انساني نشدند، آنها هم منتظر بودند كه با ظهور حضرت بقيه الله، ارواحنا له الفداء، جامعه دلخواهشان تحقق پيدا كند. اگر عدالت در جهان به دست امام مهدي(ع) تحقق پيدا كند خود زمينه اي خواهد شد براي تربيت همگان. البته اگر در شرايط و زمان فعلي كسي در فكر اصلاح و تربيت خودش باشد ارزش كارش بيشتر است. در روايت آمده ارزش كار چنين كسي هفتاد برابر ارزش كار كسي است كه در زمان ظهور اقدام به اصلاح خود مي كند. گو اينكه خود اين افراد هم آرزو دارند كه روزي برسد كه زمينه بندگي و تربيت براي همه انسانها فراهم شود. معلوم است كه در اين زمان زمينه اش كم است اما در آن زمان؛ يعني زمان ظهور حضرت، زمينه تربيت و اصلاح بسيار فراوان و آسان خواهد شد. از اين رو كساني كه تربيت يافته هستند بيش از همه طالب ظهور حضرت اند؛ زيرا كسي كه خواهان مصلح است بايد خودش صالح باشد، صالح باشد و از فساد بيزار باشد تا خواهان مصلح شود. هميشه بهترين وسيله تربيت، توجه به حضرت است. ما معتقديم حضرت در يك نقطه از عالم حضور فيزيكي دارند، اما از نظر احاطه وجودي، ايشان بر تمام جهان خلقت احاطه دارند. بندگان درجه چندمش هم همين طورند و خيلي احاطه و اشراف دارند. اگر كسي بخواهد امام را بشناسد حداقل يك مرتبه بايد «زيارت جامعه كبيره» را مطالعه كند. در اصل صدور اين زيارت از معصوم نبايد شبهه كرد؛ چون غير از امام معصوم كسي نمي تواند چنين جملاتي بسازد. در اين زيارت دويست و اندي صفت براي امامان برشمرده شده است كه هر كدام از آنها خودش يك دنيا معنا دارد. به قول آقايان اهل علم «تعليق بر وصف مشعر بر عليت است» در برخي از اوصافي كه در اين زيارت به آنها اشاره شده دقت كنيد: «بيت النبوه»؛ خاندان نبوت؛ «موضع الرساله»؛ خاستگاه و جايگاه رسالت؛ «معدن الرحمه»؛ معدن و سرچشمه رحمت؛ «قاده الأمم»، پيشوايان امتها. معناي اين اوصاف اين است كه تمام انبيا هر چه تربيت ميكردند مربوط به امامت است. ما معتقديم كه امام هر جا هست خدا هست، هر جا خدا هست امام هست و از ازل تا به ابد را مي داند؛ يعني «ملكه علمي» دارد. ملكه علمي يعني اينكه حضرت هرگاه اراده فرمايد جايي را ببيند، مي بيند. او لازم نيست در حالت عادي و از نظر عنصري ببيند بلكه در ملكه علمي اش، در علم اجمالي و علم تفصيلي اش هست. علم امام با علم خدا فرقي ندارد. قدرتش با قدرت خدا فرقي ندارد. فرقش وجوب و امكان است. خداي تعالي واجب بالذات است. قدرت او عين قدرت است نه اينكه كسي به او قدرت داده باشد. غير خدا قادر است؛ چون قدرت را خدا به او داده اگر نداده بود؛ قدرت نداشت. خدا عين هستي است؛ عين قدرت است؛ عين علم است. اين را مي گويند وجوب ذاتي، ولي ماسوي الله همه عالم امكان اند. وقتي اراده الهي بر اين قرار بگيرد كه آن بزرگوار، امام عصر، حضرت بقيه الله(عج) بيايد و اينهمه ظلم و جنايت را از روي زمين بردارد مي آيند. اراده ايشان اراده خداست. قدرت ايشان قدرت خداست. در عين اينكه فقير است، او و همه فقيرند، اما او آئينه خداست؛ «عين الله» است؛ «قدرت الله» است؛ «افذن الله» است. آنچه خدا مي شنود او مي شنود. آنچه خدا مي بيند او مي بيند، آنجايي كه خدا هست او هم هست. از تمام ذرات جهان از ازل تا به ابد اطلاع دارد. محيط است؛ چون خدا، محيط است. هر صفتي كه خداي تعالي دارد او به حقيقت دارد. وقتي انسان بداند كه كسي حاضر و ناظر است و حركات و اعمال او را مي بيند؛ از اعمال خود مراقبت مي كند. كسي كه معتقد به امامي است كه نماينده خداست در روي زمين و در كل جهان خلقت، اولاً از اعمال خودش مراقبت مي كند و ثانياً هر چه به آن بزرگوار بيشتر توجه پيدا كند آن بزرگوار هم بيشتر متوجهش مي شود. اين رابطه طرفيني است. پس بهترين وسيله تربيت، توجه به حضرت بقيه الله است و اتفاقاً انسان از حضرت بيشتر خجالت مي كشد تا خداي تعالي؛ چون يك سنخيتي بين خود و او مي بيند. مثل الان، ما انسانها مي دانيم خدا حاضر و ناظر است ولي از او خجالت نمي كشيم اما از انسانها خجالت مي كشيم. چون با آنها سنخيت داريم. با حضرت هم سنخيت داريم از نظر انسان بودن اما مي دانيم كه آن حضرت احاطه وجودي دارند و همه اسرار خلقت را مي دانند. بنابراين ما فقط بايد از درون خودمان را بسازيم نه فقط از بيرون و ظاهر. هر چه شخص معرفتش بيشتر باشد دلش بيشتر براي جامعه مي سوزد. درون و برونش يكي مي شود، چون درون و برونش مي سوزد، در دلش دعا مي كند، تلاش مي كند و فعاليت مي كند براي زمينه سازي حكومت جهاني امام زمان(ع). انسان به اندازه اي كه در طيف مرحمت حضرت حجت(ع) و معرفتشان واقع بشود از آن حضرت بهره مي گيرد. شما ببينيد، آهن ربا، براده هاي آهن را جذب مي كند اما، سنگ را جذب نمي كند. بايد سنخيت ايجاد كرد. آن حضرت صفات عاليه دارد انسان هم بايد صفات عاليه داشته باشد تا در حوزه جذب ايشان قرار گيرد. مروت، عاطفه، آزادگي، ايثارگري، بزرگواري، كريمانه برخورد كردن با خلق الله، اينها وسايل ارتباط و نزديكي با حضرتند. داد و قال و... كه وسيله ارتباط نيست. سنخيت بايد پيدا كني تا در طيف مرحمت، محبت و معرفت واقع شوي. يك جذبه از هزار سال عبادت بهتر است. يك دفعه انسان را مي برند به عرش اعلا. جوانهاي اين دوره اگر مي خواهند سلامت و صلاح خودشان را تأمين كنند و خدمتگزار باشند بايد دلداده امام زمان(ع) باشند و بدانند كه فرمانرواي كل عالم اوست و او مي تواند انسان را اصلاح كند. اگر انسان خودش را در اختيار او بگذارد اصلاح مي شود. دل ما از آهن كه سخت تر نيست، آهن به دست حضرت داوود(ع) نرم شد، بايد دل را بدهيم به امام زمان(ع)، او دلبر ماست. اگر دلمان را بدهيم به امام زمان، امام زمان دل ما را اصلاح مي كند. بنابراين بايد زياد دعا كنيم براي فرج آقا امام زمان تا آن بزرگوار هم براي ما دعا كند. خودش فرمود: «أكثروا الدعاء بتعجيل الفرج فان ذلك فرجكم»؛ زياد دعا كنيد براي فرج، فرج شما همين است. جوانهاي امروز بهترين راهشان توجه به آقاست. بدانند كه يك آقايي دارند كه اين آقا آنها را مي بيند، ناظر است. منتها ما او را نمي بينيم. تو از جان خودت مي خواهي خبردار شوي با جان جانانت حرف بزن. بگو: آقا! تو فرمانرواي كل عالمي. تمام موجودات در قبضه شماست. من را در قبضه خود بگير. اين درخواست هم بايد صادقانه صورت بگيرد نه اين كه از او بخواهيم ظهور كند و به ميل ما رفتار نمايد. «امام شناسي» بهترين بحث براي جوانان است -كه متأسفانه رايج نيست- تا جوانها بتوانند امامشان را بشناسند. امام را بشناسند به نورانيت نه اين كه بگويند: قربان چشمان امام زمان(ع) بروم، قربان ابرويش بروم، قربان كفشش بروم، اينها فايده ندارد، كافي نيست. امام زمان كه اين نيست. امام زمان يك مقام الهي دارد كه همه ما سر سفره او هستيم. بايد بدانيم كه سر سفره او هستيم. اين سفره مال امام زمان است. اين مغز ما مال امام زمان(ع) است. براي فرج زياد دعا كنيد. يك فرج عمومي است كه ان شاءالله تشكيل حكومت است و يك فرج خصوصي است. يكي از خدمتهاي به امام زمان(ع) دعا كردن است. خود ايشان هم دعا مي كنند. وقتي شما به آقايي مثل او خدمت كنيد چندجور افاضه مي كند؛ براي انسان گشايشها مي شود؛ بينشش بالا مي رود و امكانات براي او ايجاد ميشود. اين است كه بايد نسل جوان ما براي تكامل روح خودشان دائماً به ياد حضرت باشند. مرحوم آيه الله حاج آقا اباصالح فاطمي قمي توصيه مي كنند كه با خطاب «يا اباصالح» و «يا صاحب الزمان» به حضرت توجه پيدا كنيد و باز ايشان مي فرمايد: من در سجده يوميه در بين الطلوعين بين حالت خواب و بيداري يك حالتي پيدا كردم و ديدم در يك بياباني گم شده ام، هاتفي صدا ميزند: «يا اباصالح المهدي اغثني» من نميدانستم اين كنيه حضرت است، بعد از اين ماجرا فهميدم كنيه حضرت است. يكي از كنيه هاي حضرت «اباصالح» است. او پدر هر چه آدم صالح است. بنابراين آدم بايد صالح باشد. *** گفتاري اخلاقي از آيت الله شيخ محمود امجد
+ نوشته شده در ساعت   توسط دوستداران استاد
|
اختلاف از گوساله پرستي بدتر است
اختلاف از گوساله پرستي بدتر است/ پاره کردن يقة همدیگر و تهمت زنی بهغير از هواي نفس و ریاست طلبی دليل ديگري ندارد/ من از خار سر ديفال دانستم كه ناكس كس نميگردد از اين بالا نشينيها / چرا تا ميز ریاست را از تو ميگيرند، ضدانقلاب ميشوي / اگر انسان فكر كند كه فقط رو به قبله دعايش مستجاب ميشود، مشرك است / آن بزرگي كه معيار انتخابش پول است نه تقوي، اين بزرگ است؟! / طلبه ای که تحمل قول مخالف را نداشته باشد رشد نخواهد کرد / با مريد ومرادي کسی به آرامش نمی رسد / مظلومترين دعا در كشور ما دعاي كميل است آيت الله مصطفويميگفت: من به عمرم نتوانستم يك بار تمام اين دعا را بخوانم/ هیچ چیز نباید انسان را به قید بکشاندحتی نماز اول وقت!!
1)الحمدلله كه غرق نعمت هستيم يك نفر در بالاي منبر ميگفت والله قسم اگر يك خبرنگارالان بيايد و بگويد كه بدترين خلق خدا كيست من دستم را بالا ميبرم. اگر بگويند چه كسي بيشتراز همه غرق نعمت است من دستم را بلند خواهم كرد. شب و صبح حسين حسين ميكنيم اما آنطور كه بايد باشيم نيستيم.
2)بعضیها می گویند فلانی حرف بزند . مگه حرف زدن ماست خوردنه؟همین حرف زدن ما را بدبخت کرده اگر مردی زبانت را نگهدار ز کذب و غیبت و بهتان و آزار .حرف حرف حرف ...حالا یکی ندونه هارمجدون (آرماگدون) چیه مسلمون نیست؟
3)صد جور خدا را اثبات می کنیم . هزار جور اثبات حفظ می کنیم . خب خاک بر سر من! چند نفر با این حرفها برگشته اند؟ بابا برهان عمل ماست .یکی به من می گوید نتیجه ی عمل به رساله کو؟ شما که بچه حزب اللهی هستی پس کو نشانه هایش؟ پس کو آن آثار خوبش؟ چه چیزی به او بگویم؟ خب الان پیش خودش فکر می کند فقه و حوزه و ... همه چی کشک است .اسلام رو یا چپوندیم تو کتابهای فلسفی و ... یا تو مجالس مداحی و مداح ها . اگه یکی بگه بالا چشه فلان مداح ابرو یا فلان شعرش کم محتوی بود یا اصلا بد بود شکمشو پاره می کنیم .
زگلبانگ جهان تابم چه آتشهاست در دلها
نمی گیرد چرا در تو نمی دانم ، نمی دانم
4)دوست علي اهل بهشت است. اگر همه مردم دوست اميرالمؤمنين (عليه السلام) بودند خدا جهنمرا خلق نميكرد، اين حرف خود ائمه (عليه السلام) است ولي بر اين دوستي ماندن مشكل است.امروز مهرسوز زياد است. گناهان اين مهر را از بين ميبرند. والا هركس با محبت اميرالمؤمنين(عليه السلام) از دنيا برود نجات پيدا ميكند.
5)آقايان اختلاف از گوساله پرستي بدتر است. يك كاري كنيم اين اختلافها از بين برود.نكند به خاطر جشن عيد الزهرا يك كارهايي بكنيم كه باعث كشتن شعييان بشود. كجا حضرتزهرا (سلام الله عليها) راضي است كه هر حركتي بكنيم و آنرا به اسم حضرت زهرا (سلام اللهعليها) بگذاريم. بله ما حب و بغض داريم. خداوند در قرآن ميفرمايد: «يكفر بالطاغوت و يؤمنبالله» ؛ «لااله الا الله» همة اينها يعني تبري و تولي. اما اختلاف از گوساله پرستي بدتر است. به ايندليل كه وقتي حضرت موسي (علي نبينا و آله و عليهم السلام) وقتي از كوه طور برگشت، ريشهارون را گرفت و گفت چرا گذاشتي مردم گوسالهپرست بشوند. هارون گفت: «يابن ام لا تأخذبلحيتي و لا براسي اني خشيت ان تقول فرقت بين بنياسرائيل» . هارون عواطف موسي راتحريك كرد و گفت اي برادرم ريش و موي سرم را مگير، من ترسيدم كه بگويي در بين مردم چرا اختلاف انداختي. آنوقت ما براي رياستهاي دنيا، براي جيفة دنيا بعداز شهادت و قرباني شدناين همه دكتر و مهندس و آيت الله، بخاطر دنيا يقة هم را پاره ميكنيم و به هم تهمت ميزنيم كه بهغير از هواي نفس دليل ديگري ندارد.
6)مرحوم محقق كسي بود كه وقتي به او ميگفتي راجع به معراج حرف بزن شش ماه حرفحسابي براي گفتن داشت. او هميشه قلم در دست داشت و يادداشت ميكرد. اين يادداشتها ميشود دائره المعارف. متأسفانه امروز كاغذ و قلم كنار رفته است. دانشآموز و دانشجو ودانش پژوه بايد كاغذ و قلم داشته باشد. يك وقت يك نكتهاي ميشنود و يا در جلسهاي يك نكتهايميخواهد تذكر بدهد نياز به نوشتن دارد. ممكن است يك نكتهاي بگيرد و آن را يك كتاب كند.روايت داريم كه ميفرمايد چه بسا حامل معرفتي كه خود از آن نصيبي نبرد. بنده يكدانشآموزم و شما يك استاد هستيد ولي يك استاد از يك دانشآموز استفاده ميكند. يك آدمعاقل و عارف از يك لات ولگرد در خيابان استفاده ميكند، لاتهاي سابق با لهجه خاص خود اينشعر را ميسرودند و ميخواندند: /من از خار سر ديفال دانستم كه ناكس كس نميگردد از اين بالا نشينيها / همه مسئولان كشور بايد اين شعر را حفظ كنند. چرا تا صاحب ميز و پستي ميشوي خدا رافراموش ميكني. اين ميز ثمرة خون شهداست اين ميز مخصوص خدمت است نه سلطنت. و ازآن طرف چرا تا ميز را از تو ميگيرند، ضدانقلاب ميشوي / من از افتادن نرگس به روي خاك دانستم كه كس ناكس نميگردد از اين افتان و خيزانها.
7)اگر انسان فكر كند كه فقط رو به قبله دعايش مستجاب ميشود، مشرك است، قبله وطهارت همه نساب دعاست «فاينما تولوا فثم وجه الله» بايد انسان بداند هميشه رو به خداست.خداييكه آن طرف است را ما قبول نداريم. خدايي كه اين طرف است را هم ما قبول نداريم خداييكه همه طرف است را ما قبول داريم. بنابراين نبايد اينقدر تحجر و تقيد داشته باشيم كه فكر كنيمرو به قبله دعايمان مستجاب ميشود. نساب دعا اينست كه انسان رو به قبله بنشيند. يك وقتاست كه انسان در يك جمعي است، به حرم ميرود به امام زاده ميرود به مسجد ميرود، رو بهقبله مينشيند، با طهارت ميشود، امن يجيب ميخواند. دعا يك شرط بيشتر ندارد و آن خواندنخداست. يارب از دلهاي ما نور محبت را نگيراين تجمع اين توسل اين ارادت را نگير هستي مابستگي دارد به عشق اهل بيتهرچه ميخواهي بگير اما ولايت را نگير.
8)همه ی عرفان اينست که که خلاف نکنيم .يکی از چيزهايی که خيلی رویش تاکيد شده نماز شب است . چند نکته دارد که علما خيلی گوش زد می کنند :
الف - حال نداری نمی خواهد همه ی ۱۱ رکعت را بخوانی يا رکعت آخر تو قنوت آن اعمال (مانند ۷۰ تا استغفار و ...) فقط سه رکعت آخر (۲ رکعت شفع ۱ رکعت وتر) رابخونيد.
ب-اگه حال نداريد صبح بلند شوید شب هنگام و قبل از خواب يا شب هر وقت حال داشتيد بخوانيد .
ت-شب زياد نخوريد که صبح بتوانیدبيدار شويد .
9)دعا فرهنگ اسلام است. مظلومترين دعا در كشور ما دعاي كميل است. آيت الله مصطفويميگفت: من به عمرم نتوانستم يك بار تمام اين دعا را بخوانم. آنقدر كه اين دعا عميق است.امام سجاد (عليه السلام) 35 يا 40 سال با دعا فرهنگ اسلام را ترويج كرد و مطالبي را مثلوظايف پدر و مادر نسبت به فرزند و وظايف فرزند نسبت به پدر و مادر را در قالب دعا مطرحنمود. اما چون از صحيفه دور شدهايم زندگيمان آتش شده است نه پدر و مادرها وظايفشان رادرست انجام ميدهند نه فرزندان. از طرفي به جوانها ميگوييم در ازدواج به صورت خيابانيهمسر انتخاب نكنيد؛ بزرگان قوم بايد اين كار را انجام بدهند و از طرفي هم با خود فكر ميكنمميبينم بزرگي هم نمانده آن بزرگي كه معيار انتخابش پول است نه تقوي، اين بزرگ است؟! وليدر عين حال جوانهابه بزرگترها احترام بگذارند.
10)خواب و كشف وكرامات هيچ حجتي ندارد. دو چيز فقط حجت دارد يكي قرآن و يكي هم قولمعصوم است. هرچه خواب و كتاب و حرف است اگر با قرآن و روايات معصومين (عليهم الصلوهوالسلام) مطابقت نداشت همه رابه دريا ميريزيم.
11)با اخلاص يك استكان را از زير پايت بردار ميبيني از هشتاد هزار سالعبادت برتر ميشود و تو را بالا ميبرد. يك كار كوچك با اخلاص انسان را بالا ميبرد/بر باد فنا تا ندهی گرد خودی را هـرگز نتوان ديد جمال احـدی را/.
12)نه سنی ها سنی هستن نه ما شيعه ، قرآن می گوید اهل بيت ؛ اهل بيت هم می گویندقرآن ؛ نتيجه ی تقوا و عمل به رساله ، محبت اهل بيت است ؛ نتيجه ی محبت اهل بيت هم تقواست .در حديث ثقلين می گوید لن يفترقا ؛ نگفته جدا نکنيد گفته قران و اهل بيت جدا نمی شوند.
13)نگو هر غلطی دلم می خواهد می کنم بعد می گویم مولا و همه چی درست می شوداز آن ور هم نيفت که بگویی اگر يک بار نماز صبحت قضا شد می روی جهنم .
14)حالا تا نصف شب برو بگو حسين ، مادرت هم در خانه دلش هزار راه برودمرجع تقليد مادرت هم باشی مادرت راضی نباشد نمی توانی پای منبر و عزاداری هيچ کس بروی.
15) تقوا چند مرحله دارد مرحله اولش انجام واجبات است و ترک محرمات .
16)انسان مربوب خداست،پس چه بهتر که محبوب او هم باشد.
17)جسم را تبدیل به جان کنیم و جان را تقدیم به جانان.
18)عبد را دعا باید نه ادعا.
19) ضربتی بر پیکر خواب سحرگاهی بزنیم تا شربتی از آن شراب ناب بنوشیم.
20) شرارت در دنیا ، مرارت و حرارت برزخ و دوزخ را به دنبال دارد.
21)دنبال مقصر نگردیم،دنبال مؤثر بگردیم ،مؤثر هم فقط خداست.
22)در صعود الی الله،تقوا هم نردبان دل است و هم دیدبان دل.
23)عمر خویش گم نکنیم که المثنی ندارد.
24)هر که قائم را چشم به راه باشد،باید که خود سر به راه و وضعش رو به راه باشد.
25)امام زمان برای این ظهور نمی کنند که تبعیت نمی کنیم.
26)در مجلس عقدي ، در حضور مقام والاي وِلاء(مقام معظم رهبري)، به ايشان عرض كردم: دبستاني يا دبيرستاني يا دانشگاهي يا فوق دانشگاهي بخوانم؟ فرمودند : بخوانيد! گفتم: شاعري در مرحلة دبستاني گفته است :
چو رسي به طور سينا أرِنيِ مگو و بگذر
كه نيرزد اين تمني به جوابِ لَن تَرانِي
شاعر ديگري در مرحلة دبيرستاني سروده است :
چو رسي به طور سينا ، أرِني بگو و مگذر
چه خوش است از او جوابي ، چه تَري چه لَن تَراني
و ديگري در مقام بالاتر گفته است :
أرِني كسي بگويد كه تو را نديده باشد
تو كه با مني هميشه، چه جواب لَن تَراني؟!
اما به مرحوم علامه طباطبائي منسوب است كه در مقامي بالاتر ، ( بادلي شكسته ) فرمود: سحر آمدم به كويت که ببینمت نهانی ارنی گفتی دوهزار لن ترانی ، و آقا خيلي خوششان آمد.
27)خداوندا به مهدی زهرا قسمت می دهیم ما را طوری تربیت کن که خود می خواهی چرا که جوانی موسم عطرافشانی بوستان عمر و فصل شکوفه باران زندگیست.اگر غوغای بهار در باغ زندگی ما بر پا نشود و اگر بلبل جوانی بر شاخسار عمرمان ترانه ی زیبای پاکی نخواند،ما همان خزان زده ی سرد و خموده ایم، هر چند صد بهار بیاید و بگذرد.کاش قدر جوانی را بدانیم،جوانی مناسب ترین فصل رسیدن به خودباوریست،جوانان اگر از پند پیران و تجربه بزرگان و خوبان عالم بهره گیرند کمتر دچار حسرت خواهند شد.جوانی زیباترین گلی است که در بوستان عمر می شکفد. اما عمرش کوتاه،گلبرگ هایش لطیف و بسیار آسیب پذیر است.آن که نقد جوانی را رایگان از کف دهد کوله باری از حسرت را تا دامنه قیامت باید به دوش بکشد.قیامتی که اولین پرسش آن فرصت جوانی است.خدایا!خداوندا!آنان که جوانی را دریافته اند، آنان که گل زیبا و با طراوت زندگی را چون جان شیرین پرستار بوده اند و مطاع جوانی را با خریداری بس منصف نقد کردند، چه خوش معامله ای داشتند و آنان که عمر این گل را در بی خبری و غفلت سر آوردند چه بد زیانکارانی بودند و هستند؟!!
28)بهترین ذکر برای گشایش ، ذکر صلوات بر محمد و آل محمد است .
29)رمز طلبگی تحمل است ، بهترین کار طلبه تحمل قول مخالف است که رشد خواهد کرد وگرنه رشد نخواهد کرد .
30)آیات 54تا 56 سوره مبارکه اعراف برای نورانیت قلب خیلی خوب است :ان ربکم الله الذی خلق السموات و الارض فی سته ایام ثم استوی علی العرش یغشی اللیل النهار یطلبه حثیثا و الشمس و القمر و النجوم مسخرات لامره الا له الخلق و الامر تبارک الله رب العالمین * ادعوا ربکم تضرعا و خفیه انه لا یحب المعتدین * و لا تفسدوا فی الارض بعد اصلاحها و ادعوه خوفا و طمعا ان رحمت الله قریب من المحسنین.
31)کامل ترین حمد ، آیات 36و 37 سوره مبارکه جاثیه می باشد :فلله الحمد رب السموات و رب الارض رب العالمین * و له ا لکبریاء فی السموات و الارض و هو العزیز الحکیم.
32)آیات 2و 3 طلاق را زیاد بخوانید : ... و من یتق الله یجعل له مخرجا * و یرزقه من حیث لا یحتسب و من یتوکل علی الله فهو حسبه ان الله بالغ امره قد جعل الله لکل شی ء قدرا.
33)يك كسي آمد موعظه خواست از اميرالمومنين (عليهالسلام) حضرت فرمود اينجور نباش كه بدان عمل آخرت بخواهي قانع نباشي آرزوهاي طول و دراز داشته باشي اين جور نباش از كساني نباش كه نسبت به مردم بد بين است خيال كرده كليد بهشت دست خودش است و بقيه جهنمي ، اینکه مردم را نجاتدهی خودت را سعي كن از جهنم نفس و هلاكت نجات بدهي اينجور نباش نسبت به مردم با نظرخفت و سبكي تماشا كني و با نظر عظمت به خودت وقتي كه پولدار ميشود امكانات پيدا ميكند سبك مغزي ميكند و مفتون ميشود و وقتي فقير ميشود خيلي مأيوسانه اينجور نباش در عمل خيلي كوتاهي ميكند ولي وقتي چيزي ميخواهد مبالغه ميكند كاري ازو ميخواهند كوتاهي ميكند كار ديگر ميخواهند با مبالغه ميخواهد انجام بشود شهوت كه بهش ميآيد گناه را جلو مياندازد و توبه را پس مياندازد گناه را انجام ميدهد ولي ميگويد بعدا توبه ميكنيم و اين كار خطرناكي است اينجور نباشد وقتي كه ناراحتي در ميآيد ازش از دين و مذهب خارج ميشود موعظه ميكند صحبت ميكند ولي خودش موعظه نمي گيرد معتبر نمي شود خيلي موعظه ميكند خيلي حرف ميزند براي ديگران اما خودش متحد نمي شود مشكلي دارم زدانشمند مجلس باز پرس توبه فرمايان چرا خود توبه كمتر ميكنند اول بايد خود توبه كند خدا تعالي در حديث قدسي ميفرمايد اول خودت را موعظه كن بعد مردم را ، از من خجالت بكش بعضي از علما وقتی این حديث راديدند منبر را تعطيل كردند ... واي بر كسي که حرف خوب بزند و خودش نباشد جهنم كه اگر بويش به دنيا برسد همه هلاك برسد جهنم و جهنميان از بوي تعفن عالمي كه به علمش عمل نكند متعزيند خدا توفيق عمل بدهد ميفرمايد كه اينجور نباش كه موعظه ميكند ولي متحد نمي شود و در قول و سخنراني پز ميدهد سخنراني ميكند در عمل ميآيد كمي ميشود سبقت ميگيرد در چيزي كه فاني و دنيايي است در چيزهايي كه باقي است مسامحه ميكند از اينها نباش که ضرر را نفع ميداند نفع را ضرر ميداند به عقلش رفتار نمي كند از اينها نباش از موت ميترسد ولي از دست رفتن فرصت نمي ترسد از فرصت استفاده می كند گناهان ديگران را بزرگ ميداند ولي گناه خودش را كوچك ميداند كار ديگر را كوچك ميداند ولي كار خودش را بزرگ ميداند به مردم طعنه ميزند ملامت ميكند و به خودش مداهنه ميكند روغن مالي ميكند سر خودش كلك ميزند شيره مالي ميكند از مردم توقع همه چي دارد توقع خوبي دارد از اينها نباشد جوري باشد علم و عمل توأم باشد و سعادت تو را تأمين كند.
34)اهل تقوي تن پرور نيستند . حضرت امام باقر عليه السلام هم گوشتي بودند .
35)من از جواني خوشم مي آيد که منتقد و روشنگر باشد.
36)هر آنچه که عنصري و مادي است جزء آسمان دنيا است و از پس پرده آسمان دنيا شش آسمان معنوي است .
37)آنچه در قرآن مهم است تربيت و اخلاق قرآني است و پي بردن به چگونگي و کيفيت بسیاری از چیزها مهم نيست . مانند چگونگی پدید آمدن آسمان ها و یا کیفیت معاد که همه حکمای اسلام در مورد آن بحث کرده اند که قائل به معاد جسماني هستند و هر کسی کيفيت و چگونگی آن را به گونه ای دانسته و البته این قبیل مسائل به درد ما هم نمي خورد، اعتقاد به معاد است که غیر قابل انکار است.
38)آفرينش آسمانها و زمين در شش روز است ، توجه داشته باشيد که روز و شب بر اثر حرکت وضعي زمين است و در آن زمان اصلا زميني نبوده که ما شش روز به حساب همين روزهاي کنوني داشته باشيم ، پس خلقت زمين و آسمان و مابين آن را در شش مرحله وجود داشته است .
39)اينکه ميگويند زمين قطعه اي از خورشيد بوده و از آن جدا شده و سالها سرد شده و در آن دحو الرض رخ داده و ... ريزه کاريهايي است که قرآن در مورد آن صحبت نکرده و به ما هم ربطي ندارد زيرا قرآن کتاب تربيت است. نگاه کردن به ريزه کاريهاي طبيعت و ادبيات و علم و ... خيلي خوب است و براي ديدن عظمت الهي است ، ولي بايد بدانيم بيان چيزهاي غير ضروري بالاخص از سوي مبلغان دین مایه تاسف است و خدا هم نميخواهد اين ريزه کاريها را بگويد و اصل مطلب را که در مسير هدايت است بازگو مي کند .
40)تفسير قرآن را در دو حالت داريم :اول- ظاهر قرآن که براي تفسير به آن احتياج به علم ، برهان عقلي و قول معصوم داريم . دوم – تفسير باطن قرآن که براي آن احتياج به عرفان قلبي ، علم حضوري و سنت معصومين داريم.
41)بنا بر نظر علما الفاظ برای معانی عامه وضع شده است و معناي انتزاعي دارد ، مثلا چراغ يک معناي عام است . اول چراغ موشي بود بعد چراغ توري شد ، بعد برق آمد و ... اما هميشه چراغ يک معناي انتزاعي داشته است و بر همه اينها صدق مي کرده است . گاهي الفاظ مشترک است اما معاني برداشت شده از آن متفاوت است ، مثلا يک قبيله به عين، چشمه و قبيله ديگر نقره و ديگري زانو اطلاق می کردند.در مورد قرآن کریم گفته شده قرآن وجوه معنایي مختلفی دارد ،اما توجه داشته باشيم که متکلم خداست و محدوديت علمي ندارد و مخاطب اصيل قرآن حضرت رسول (ص) است که در فهم معاني متفاوتي که منظور متکلم بوده مشکلي ندارد و ظرفيت آن را دارد . پس اگر متکلم لفظي بگويد و هزاران معنا را قصد کند ، مخاطب هم که رسول است هزار معنا را بفهمد ، ديگر اشکالي در رابطه با ذي وجوه بودن قرآن وجود ندارد . البته بايد به اين نکته توجه داشت که قرآن ذي وجوه است اما هرگز ايهام شعري در آن وجود ندارد. و همچنین با اینکه مخاطب اصيل قرآن حضرت رسول (ص) است ، اما اين موضوع منافاتی با عربي مبين بودن (فهم همگانی) آن ندارد.قرآن ذي وجوه است و اگر نمي توانيد معاني مختلف را بر آن حمل کنيد ، آن معني را که خوب و عقلاني است قبول کنيد .هرچه آدم با قرآن انس بگيرد بيشتر بالا مي رود و ظهور و بروز اخروي او نيز بيشتر مي شود .خدايا بخل و حسد و کينه و تمام اين نجاسات اخلاقی را از ما بگير و ما را طاهر و مطهر گردان تا قرآن را بهتر بفهميم .
42)من دلم ميخواهد تا شما بچه مسلمانها را تحريك كنيد تا با معارف اوليه و ثانويه آشنا بشوند تااز معاني نهجالبلاغه و صحيفه سجاديه لذت ببرند. البته نميخواهد خيلي عميق بشوند آن كار اساتيد است مثلاً بر روي عنكبوت شصت سال تحقيق ميكنند و بيست هزار نوع عنكبوت كشف ميكنند،خوب يكنفر آنجا هست و كافي است. اما يك بچه مسلمان وقتي ميگويد: «اياك نعبد و اياكنستعين»، بايد بفهمد يعني چه، يعني خدايا انحصاراً تو را ميخواهم يعني عاشق توام آنوقت ازفهم آن لذت ميبرد، يا وقتي ميگويد: «الا بذكر الله تطمئن القلوب»؛ يعني دل آرام گيرد به يادخداي ؛ وقتي ميفرمايد تقديم متعلقات مفيد حصر است، لذت ميبرد . در جاي ديگر اين لذتها وآرامشها نيست. كسي با سيگار و مواد مخدر و شراب و قمار به آرامش نميرسد. با مريد ومرادي و با پول و ثروت هم همينطور. همگي مثل هم است. مستي دنيا خيلي بدتر و نجستر ازشراب است. «هر قبله كه بيني بهتر است ز خود پرستي» هو الحي ؛ الف و لام مفيد حصر است ؛يعني جز يكي نيست نقد اين عالمبازبين و به عالمش مفروش.
43)آيت الله فلسفي وقتي به اصفهان ميرفت سينماها تعطيل ميشد. ايشان هفتاد سال از كيانو حريم اسلام دفاع كرد. او يك روضه خوان امام حسين عليه السلام بود. ايشان ميگفت حديثبخوان، بيان خدادادي چيست. حالا بياييد ببينيد اين منبرهايي كه بندهو امثال بنده ميرويم چقدرمايه دارد.
44)در اين مجالس مخصوص فاتحه خواني به جاي اينكه چهار تا مسئله و حديث درمورد قبر بگويند،مسائل كفن و دفن و نماز ميت را بيان كنند، منبري حرف خودش را ميزند وكاري هم به ديگرانندارد كسي هم گوش نميدهد.
45)دم چو فرو رفت هاست، هوست چو بيرون روديعني از او در همه، هر نفسي هاي و هوستاينست كه امام حسين(عليهالسلام) در كربلا چيزي جز خدا نميبيند. قرآن از اول تا آخرش فلشاست. قرآن يك كلمه بيشتر نيست همه قرآن آيت است. من چراغ خطر را كه ميبينم در فكر قطع ووصلش نيستم. در فكر مخترعش نيستم در فكر چگونگي نصبش نيستم كه شهرداري آن رانصب كرده يا راهنمايي و رانندگي. من تا ميبينم چراغ قرمز است ميفهمم خطراست و ترمزميكنم. عالم چراغ است در بينشاني نشان اوست.جز يكي نيست نقد اين عالمباز بين و به عالمش مفروش/يا حسين يا حسين گفتن و مردن خوش استجان خود را به دست او سپردن خوش است /لب شط فرات به ياد سقاي عشقتشنه لب بودن و از آن نخوردن خوش است /قبر شش گوشه را بغل گرفتن خوش استراز دل با گل فاطمه گفتن خوش است.
46)بايد از نمازهامون توبه و استغفار کنيم نمازي که با تکبيرة الاحرام تا السلام عليکم اش توجه به همه چيز هست الاّ خدا .
47)شخصي به مرحوم علامه طباطبایی عرض کرد: «با اين پدر و مادرهاي پر توقع چه کنيم؟ ايشان فرمودند: « غيبت پدر و مادرها را نکنيد!»
48)هیچ چیز نباید انسان را به قید بکشاند.حتی نماز اول وقت!!اگر قرار است در آن لحظه گره کاری یکی از بندگان خدا به دست تو باز شود و نماز اول وقت را بهانه کنی این نماز می شود همان نمازی که کوفیان خواندند.
49)حتی اگر مؤمنی هم خبری به شما داد دربارۀ آن تحقیق کنید چه برسد به فاسق.
50)حرم امام رضا رفتن مهم و اصل نيست بلکه حرم در دل شماست (اگر بدانيد معناي اين حرف چيست.)
***حضرت آیت الله محمود امجد
+ نوشته شده در ساعت   توسط دوستداران استاد
|
|
|