تبليغاتX
سایت اطلاع رسانی استاد محمود امجد

استاد امجد:

زهد، نخوردن و نخوابيدن نيست

 

آیت الله امجد را بایستی  در جرگه  آندسته از روحانیونی  به شمار آورد که  که دارای نگاهی نو و اندیشه ای  جدید نسبت به فقه اسلامی و آموزه های اسلامی می باشند سرویس دین و اندیشه خبرگزاری انتخاب از این به بعد در نظر دارد در این ستون دیدگاه های ایشان  و سایر نواندیشان دینی را منعکس سازد.

                             استاد محمود امجد


 

كمى دير شده بود. ركعت دوم نماز مغرب بود كه او رسيد، با عجله مُهرى برداشت و روانه صف آخر شد تا از فضيلت جماعت باز نماند. جماعت كه سلام نماز را دادند، هنوز ركعتى از نماز او باقى بود. وقتى سلام داد، ديگر همه نگاه‏ها به او معطوف شده بود. لبخندى زد و به نشانه احترام دست خود را بر سر گذاشت. حالا همه متوجه حضور او شده بودند، حتى جوان بيست و يكى دو ساله‏اى كه عبا بر دوش انداخته و در جايگاه امام جماعت ايستاده بود. اطرافيان به حاج آقا اصرار مى‏كردند كه جلو برود و نماز دوم را اقامه كند؛ اما هيچ عجله‏اى نداشت. امام جماعت جوان با اندكى خجالت سريع به صف دوم رفت و جا را براى او خالى كرد. حاج آقا آمد، بدون مقدمه پيشانى جوان را بوسيد و با صداى بلند گفت: «همه ايران مى‏دانند كه من به شما عزيزان دانشجو عشق مى‏ورزم، من پشت سر تك تك شما نماز مى‏خوانم».
جمله بر آمده از دل او، جمله آشنايى بود كه بارها گوش نماز گزاران مسجد كوى دانشگاه تهران را نوازش داده بود. تواضع و فروتنى، صفا و صميميت، نشاط و شادابى، بى آلايشى و اخلاص، جوان پسندى و به روز بودن و... همه و همه از حاج آقا امجد، امام جماعت مسجد كوى دانشگاه تهران، شخصيتى ساخته كه محبوب قلوب پيرو جوان، روحانى و دانشجو، كارمند و بازارى و... است. نماز جماعت ايشان در مسجد كوى، محفل انسى است كه بسيارى از شيفتگان و تشنگان رؤيت جلوه‏هاى عملى اخلاق اسلامى را جمع كرده است.
حاج آقا، هر شب چند دقيقه بين نماز صحبت مى‏كند و سعى دارد با موعظه دانشجويان را با اصول اسلام آشنا سازد. جمله‏هاى ناب و كوتاه او همواره خاطر جوانان دانشجو را نوازش مى‏دهد:
اهل بيت(ع) قهرمانان همه فضائل هستند.


ما ميراث ‏دار ميراث بزرگ شيعه هستيم كه با رنج و دردهاى فراوان به دست آمده است. نبايد ميراث‏خوار باشيم.
گناه و معصيت دنده عقب است. آن قدر كه انسان وارد ميدان مين مى‏شود.
تقوا محبت را تقويت مى‏كند؛ ولى گناه و معصيت باعث تضعيف آن مى‏شود.
فايده عشق به اهل بيت(ع) اين است كه خود بينى از بين مى‏رود. چون اهل بيت - عليهم السلام - فانى در خدا هستند، انسان هم به عشق آن‏ها، خدا بين مى‏شود.
زهد، نخوردن و نخوابيدن نيست؛ زهد ناچيز دانستن دنيا است.
سه محور را بايد حفظ كنيم؛ مكتب، وحدت و رهبرى.
در ادامه بچه‏هاى مسجد كوى دانشگاه   خصوصيات اخلاقى و ويژگى‏هاى رفتارى استاد امجد را بازگو می کنند که با هم گوشه‏هايى آن را مى‏خوانيم.


به همه شخصيت مى‏دهند
يكى از خصوصيات بارز ايشان اين است كه به دور از حب و بغض‏هاى شخصى فقط براى احترام به طرف مقابل با افراد انس مى‏گيرند. خيلى از مواقع در مجالس مى‏بينيم حاج آقا از هنر همه استفاده مى‏كند؛ به يكى مى‏گويد شعر بخوان، به ديگرى مى‏گويد قرآن بخوان، به ديگرى مى‏گويد سؤال كن و... خلاصه به همه شخصيت مى‏دهند. ايشان به دنبال مطرح كردن خود نيست، بلكه به دنبال طرح فضيلت و خوبى است. حاج آقا خيلى خوب است و من هرچند به عنوان يك خانم نمى‏توانم مانند آقايان از نزديك از ايشان استفاده كنم ولى صحبت‏ها و حركات و رفتار ايشان خيلى در من تأثير داشته و كلاً ديدم را عوض كرده است.
الهه سادات موسوى - فلسفه


نيازى كه دانشجويان به امثال او دارند...
نيازى كه دانشجويان به امثال حاج آقا امجد دارند، از نياز به يك استاد تحصيل كرده در سطح بالا هم بيش‏تر است؛ چون ما در عملكردمان دچار يك تضاد شده‏ايم، در اعتقاداتمان مشكل داريم و براى موفقيت در آينده بايد خودسازى كنيم. باحضور ايشان ما بهتر خودسازى مى‏كنيم. استعدادهاى خوب دانشگاه به امثال حاج آقا نياز دارند. نكته اين است كه روحانيان بايد احساسات و نيازهاى دانشجويان را درك كنند، همان كارى كه حاج آقا مى‏كند.
منصور ملكى - اقتصاد


شارژ روحى‏
حاج آقا امجد بيش‏ترين تأثيرش در تأليف قلوب است. بچه‏ها چون در خوابگاه خسته مى‏شوند، وقتى به مسجد مى‏آيند، از لحاظ روحى شارژ مى‏شوند. ايشان به بچه‏ها دلدارى مى‏دهند؛ با آن شخصيت عرفانى كه دارند، باعث مى‏شوند خستگى بچه‏ها از اجتماع و خوابگاه برطرف شود. علت موفقيت حاج آقا امجد اخلاص ايشان است. هر كس اخلاص داشته باشد و همت كند تا به خاطر خدا به يك عده دانشجو كمك كند، موفق مى‏شود.
علت علاقه من به ايشان قلبى است، نمى‏توانم بگويم؛ چون من خوبى را دوست دارم.
حسن صالحى وزيرى
جاذبه خاص‏
علت موفقيت ايشان در اين است كه خود را به دانشجويان نزديك احساس مى‏كنند. طبق اظهار نظر خودشان، خود را خادم دانشجو مى‏داند و مى‏گويد من شما را خيلى دوست دارم، بايد قدر خود را بدانيد. صحبت‏هاى بعد از نماز و برخوردها و نصيحت‏هاى ايشان در مجموع باعث ايجاد برآيند خاصى در ذهن من شد و براى من جاذبه خاصى به وجود آورد.
فرزاد ابراهيمى - مكانيك


اهل عمل‏
علت علاقه‏مندى من به حاج آقا اين است كه خودشان اهل عمل هستند و به چيزهايى كه مى‏گويند عمل مى‏كنند.
اصغر تفضلى - الاهيات


اگر من را از در بيرون كنند، از پنجره مى‏آيم.
حاج آقا خود را از بچه‏ها مى‏دانند، حتى اين جمله را چندين بار گفته‏اندكه: اگر من را از در بيرون كنيد، از پنجره مى‏آيم. به همين خاطر، رابطه دانشجويان با ايشان دو طرفه است. بچه‏ها حاج آقا را دوست دارند و ايشان هم به بچه‏ها محبت مى‏كنند.
امين جلال منش - تربيت بدنى‏


تنها يك جمله‏
اگر جمله‏اى از خود ايشان بگويم، ابعاد وجودى‏اش بهتر مشخص مى‏شود. ايشان مى‏فرمايند:
«چون از او گشتى همه چيز از تو گشت». با همين جمله مى‏توان همه چيز را فهميد.
حسين خان دانا - برق


 


اسلام‏شناسى‏
به نظر من، مهم‏ترين خصوصيت حاج آقا اسلام‏شناسى او است؛ يعنى واقعا روح تشيع را پياده مى‏كند. در خيلى از مسائل مى‏گويد: شخص گرا نباشيد، اصول گرا باشيد؛ احترام به افراد به جاى خود، اما هر كس هر حرفى زد به دنبال او نرويد.
فرزانه پاينده - رياضى كاربردى


حتى انتظار ندارد پيش پاى او بلند شويم.
يك مشكلى كه از ديدن خيلى‏ها داشتم اين بود كه احساس مى‏كردم براى خود شخصيتى قائل هستند؛ اما ايشان كسى نيست كه خود را بگيرد يا خود را بزرگ بداند يا انتظار چيزى داشته باشد. حتى انتظار ندارد جلوى پاى او بلند شويم؛ اما تنها كسى است كه از در مسجد كه وارد مى‏شود، همه جلوى پاى او بلند مى‏شوند؛ يعنى چيزى كه نمى‏خواهد براى او اتفاق مى‏افتد.
مجيد امامى - مهندسى شيمى


گفت كه در زندگى آزاد باش!
حاج آقا با جوان‏ها خوش است و جوان‏ها هم از او خوششان مى‏آيد. بارها خودشان به شعرى از استادش علامه طباطبايى، تمسك كرده‏اند كه:
پير خرد پيشه نورانى‏ام
بُرد ز دل زنگ پريشانى‏ام
گفت كه در زندگى آزاد باش
هان گذران است جهان شاد باش‏
احمد توكلى – الهيات


یک لحظه غفلت
چند شب قبل که در مجلس استاد امجد بوديم ، ايشان بيتي خواندند که ازآنجا که فهميدن صحبت هاي استاد هنر خاص خودش را مي طلبد ، در آن جلسه من دقيقا نتوانستم آن شعر را بفهمم ولي دوستی زحمت کشيد و آن را برايم معنی نمود
رفتم ز پا خاري کشم ، محمل ز چشمم دور شد


يک لحظه غافل گشتم و صد سال راهم دور شد


گمان کنم يادآوري اين بيت هر از چند گاهي ضرر نداشته باشد. بالاخره هرچه باشد ، آقاي امجد که حرف نامربوط نمي زند.



حضرت آيت الله محمود امجدي (امجد) در سال 1318 ش. در شهرستان كنگاور از توابع كرمانشاه در خانواده اي روحاني متولد گرديد. پدر ايشان از علماي آن ديار بود كه به عنوان پايگاهي در مسير ايران به كربلا، ميزبان علماي هم عصر خويش بود. ادب و معنويت و عشق به اهل بيت (ع) شاخصهء مهم علماي خانواده امجد مي باشد. پدر بزرگ ايشان از علما و شعراي با اخلاص و ارادتمند خاندان عصمت و طهارت است كه تضمين هاي عاشورايي ايشان از اشعار حافظ مشهور است.
ايشان بعد از اتمام تحصيلات متوسطه وارد حوزه مي شوند و بعد از مدتي در مدرسه حجتيه قم به تحصيل علوم ديني مي پردازند.
اساتيد ايشان عبارتند از: امام خميني(ره)، علامه طباطبايي، حاج آقا حسين فاطمي و ...
خود استاد بارها مي فرمايند: من در همه دروس خصوصي و عمومي علامه طباطبايي شركت داشته ام. ارادت علامه نيز به ايشان مشهود بوده است بطوري كه مي فرموده اند به او امجد كرمانشاهي نگوييد بلكه امجد كربلايي بگوييد.
بزرگترين استاد اخلاق و عرفان ايشان مرحوم آيت الله العظمي بهاءالديني بود كه هميشه استاد امجد از او ياد مي كنند. آيت الله بهاءالديني هم در خصوص ايشان عنايت ويژه اي داشته اند و بارها توكل به خداوند را از بارزترين خصوصيات ايشان مي دانند.
آيت الله امجد به اصرار بعضي از علماء چندين سال است به تهران مهاجرت كرده است و روش تربيتي و رفتاري و اخلاق اجتماعي و زهد بي نظير ايشان باعث شده، جوانان خصوصا دانشجويان، اين عالم گرانقدر را همچون نگيني در آغوش بگيرند. مباحث اخلاقي و نماز جماعت ايشان در مسجد كوي دانشگاه تهران و مراسمي چون عزاداري ايام محرم و احياء شبهاي قدر، همه عاشقان فضيلت را به سوي خويش جذب كرده است.
از خصوصيات بارز ايشان اخلاص عجيب و بي اعتنايي او به دنياست به طوري كه بسيار ديده اند كه مجالس بسيار كوچك و در ظاهر كم اهميت و افراد بي نام و نشان را بر مجالس بسيار بزرگ ترجيح داده اند. آنچه در نظر ايشان اهميت دارد ارادت و اخلاص به اهل بيت عصمت طهارت عليهم السلام است. عشق به جوانان، دلسوزي براي آنان و محبت پدرانه ايشان باعث شده است كه جوانان هم به او عشق ورزند و با ايشان رابطه اي صميمي داشته باشند.

منبع: خبرگزاری انتخاب

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دوستداران استاد  | 
 

گزیده سخنرانی های  استاد امجد در ماه مبارک رمضان

 

(دانشگاه تهران)

 

Download Play استاد امجد سخنرانی شب اول (1)
Download Play استاد امجد سخنرانی شب اول (2)
Download Play استاد امجد سخنرانی شب اول (3)
Download Play استاد امجد سخنرانی شب دوم (1)
Download Play استاد امجد سخنرانی شب دوم (2)
Download Play استاد امجد سخنرانی شب دوم (3)
Download Play استاد امجد سخنرانی شب دوم (4)
Download Play استاد امجد سخنرانی شب دوم (5)
Download Play استاد امجد سخنرانی شب سوم (1)
Download Play استاد امجد سخنرانی شب سوم (2)
Download Play استاد امجد سخنرانی شب سوم (3)
Download Play استاد امجد سخنرانی شب سوم (4)
Download Play استاد امجد سخنرانی شب سوم (5)
Download Play استاد امجد سخنرانی شب چهارم (1)
Download Play استاد امجد سخنرانی شب چهارم (2)
Download Play استاد امجد سخنرانی شب پنجم (1)
Download Play استاد امجد سخنرانی شب پنجم (2)
Download Play استاد امجد سخنرانی شب پنجم (3)
Download Play استاد امجد سخنرانی شب پنجم (4)
Download Play استاد امجد سخنرانی شب ششم (1)
Download Play استاد امجد سخنرانی شب ششم (2)
Download Play استاد امجد سخنرانی شب ششم (3)
Download Play استاد امجد سخنرانی شب ششم (4)
Download Play استاد امجد سخنرانی شب هفتم (1)
Download Play استاد امجد سخنرانی شب هفتم (2)

Download Play استاد امجد سخنرانی شب هفتم (3)
Download Play استاد امجد سخنرانی شب هفتم (4)
Download Play استاد امجد سخنرانی شب هفتم (5)
Download Play استاد امجد سخنرانی شب هشتم (1)
Download Play استاد امجد سخنرانی شب هشتم (2)
Download Play استاد امجد سخنرانی شب هشتم (3)
Download Play استاد امجد سخنرانی شب نهم (1)
Download Play استاد امجد سخنرانی شب نهم (2)
Download Play استاد امجد سخنرانی شب نهم (3)
Download Play استاد امجد سخنرانی شب دهم (1)
Download Play استاد امجد سخنرانی شب دهم (2)
Download Play استاد امجد سخنرانی شب دهم (3)
Download Play استاد امجد سخنرانی شب دهم (4)
Download Play استاد امجد سخنرانی شب یازدهم (1)
Download Play استاد امجد سخنرانی شب یازدهم (2)
Download Play استاد امجد سخنرانی شب یازدهم (3)
Download Play استاد امجد سخنرانی شب یازدهم (4)
Download Play استاد امجد سخنرانی شب دوازدهم (1)
Download Play استاد امجد سخنرانی شب دوازدهم (2)
Download Play استاد امجد سخنرانی شب دوازدهم (3)
Download Play استاد امجد سخنرانی شب دوازدهم (4)
Download Play استاد امجد سخنرانی شب سیزدهم (1)
Download Play استاد امجد سخنرانی شب سیزدهم (2)
Download Play استاد امجد سخنرانی شب سیزدهم (3)
Download Play استاد امجد سخنرانی شب سیزدهم (4)

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دوستداران استاد  | 

توصیه های اخلاقی استاد محمود امجد (4)

استاد محمود امجد

 

1- بهشت هدف شما نیست جایگاه شماست آخرت کلیدش خود آدم می باشد کسی که به مردم می پرد درنده است این سگ است گرگ است این جایش بهشت نیست آنجا پرده را می کشند می گویند این گرگ است اینجا جای  درست شدن می باشد به عنایت می باشد به جدیت نیست تا یار که را خواهد و میلش به که باشد ما باید یک تلاشی بکنیم مذبوحانه و یک اندیشه گزاف بقیه اش دیگر دست خداست.کلید بهشت اعتقاد به توحید ، اخلاق ، عمل صالح و دوست داشتن اهل بیت من می باشد بهشت را هرگز با متاع دنیا نمی توان خرید و بازار بهشت فروشی هرگز در  صومعه ، کنیسه و دیر و بدست راهبان و کشیشان و آخوندهای مسیحی و یهودی نمی باشد بلکه بهشت در کنار انسان و در جان او می باشد آقایون اگر کسی گناهی دارد حق ندارد گناهش را پیش کسی بازگو نماید غیر از خاری چیزی نیست من خدایا گنهکارم استغفرالله تمام شد کسی برود و گناه خودش را پیش  کسی بگوید این خودش یک گناه دیگری است اقرار به گناه واعتراف به گناه پیش خدای تعالی ارزش دارد مرشد و غیر مرشد ندارد اسلام یعنی اصلا چنین اجازه ای نمی دهد مرشد کیه مرشد اهل بیت عصمت و طهارت می باشند بقیه ول معطلند  تنها دستگیر انسان ولی عصر(عج) می باشد و بس این طرف و آن طرف نرو خبری نیست آن را که خبری شد خبری باز نیامد در اسلام آن که دلبستگی سراسری دارند فقط همین چهارده معصوم هستند و دیگر هیچ  ، تجربیات تلخی از این جوانان  دارم اینجا الان در همین تهران یک افراد کالی هستند که خودشان را مرشد کردند کال هستند و تیر را هم به  تاریکی می فرستند یک افرادی هم هستند که شیادند این جوان هم پاک و پاکیزه گول این افراد کال و شیاد را می خورند آقا یک دستور را عمل کنیم کار تمام است یک دستور بیشتر نداریم خلاف نکنیم بهترین معلم ما اینست .

 

 

 

 

 

2- لا اله الا الله بالاتر از بهشت می باشد ولی از این احادیثی که ما می خوانیم  از صلوات بهتر چیزی نیست حب اهل بیت یعنی لا اله الا الله .

 

 

 

3- من نمی دانم پای منبر بنده همه جور آدمی می آیند علما هستند دانشمندان هستند لطف می کنند محبت می کنند سنی هست شیعه هست دنیا بداند شیعه بداند سنی بداند مارکسیست ها بدانند یهودی ها و نصاری بدانند نجاتی نیست مگر پناه به قرآن و اهل بیت و دیگر  راه نجاتی برای بشریت نیست .حالا ممکن است برادران اهل سنت بیایند بگویند بیاییم مثل شما شویم؟ نه آقا جان مثل ما نشوید ما شیعه نیستیم ما محبیم شما هم محبید ما سنی غیر محب نداریم اگر غیر محب باشد اصلا کافر است کسی که محب علی نیست کافر است اهل سنت همه اهل محبتند در مصر در مورد محبت امیرالمومنین غوغا می کنند اهل سنت که دشمنان اهل بیت نیستند ما همه محب اهل بیت هستیم ولی باید برگردیم به مکتب اهل بیت ، اهل بیت عصمت و طهارت سعادت بخش جامعه هستند کسانی می توانند به جامعه سعادت بخشند که حقیقت قرآن هستند و آنها خلیفة الله هستند بر روی زمین و امروز در پس پرده عالم کی این عالم را ادره می کند ؟ فرمانروای کل عالم امام زمان (عج) است که معلم قرآن می باشند.

 

 

 

4- دوستی اهل بیت با اخلاص همراه است نه اینکه  اهل بیت را برای خودمان دکان بکنیم .الحمدالله از برکت اهل بیت همه چیز داریم این یعنی چه؟ نخیر از برکت اهل بیت همه جور بلا هم سر ما نازل می شود . می گوید کسی مرا دوست داشته باشد کوه باشد آب می شود و این نشان می دهد که ما خیلی عزیز و گرامی هستیم برای اهل بیت! آقا اینطور نیست پس ملاک اقبال نیست ملاک واقعی داشتن محبت واقعی و شیعه گری است خدا ما را شیعه کند شیعه علامتش قلب سلیم می باشد .

 

 

 

5- یک نفر رفته بوده پیش یکی از علما فکر کنم آقا میرزاجواد ملکی بوده آقا ما یک به یک معامله می کنیم و یک تومان یک تومان می کشیم رویش گفته بود اشکالی ندارد مال خودته ولی بی انصافی هست خیلی خوشحال شده و گفته بود الحمدالله کار حرام نکردیم .گفتیم اینکه دعاهامون مستجاب نمی شوند از اینست که انصاف نداریم انصاف اینست که انسان خدا را تنها نگذارد و ول نکند شمر هم که امام حسین(ع) رو کشت بی انصاف بود.

 

 

 

6-  مداح یا باید مجتهد باشد یا دستش در دست یک مجتهد باشد. من كوچك همة مداح‌هاي اهل بيت(ع) هستم و دست همه‌شان را هم مي‌بوسم. اما چيزي كه مهم است و عرض من هم همين است، اين كه ما الان نياز به چه چيزي داريم؟ ما امام حسين(ع) مي‌خواهيم و معرفت امام حسين(ع). ما شعار نمي‌خواهيم، شعور مي‌خواهيم. شور نمي‌خواهيم، شعور مي‌خواهيم.

 

 

 

 

 

7- خرق ِ عادت ، موجب ِ خرق عادت مي شود.

 

 

 

 

 

8- علامه مطهري مي‌فرمايد: همه‌ي مردم به دنبال دو چيز هستند : نجات از مشكلات و آگاهي ، اين درس تقواست. تقوا يعني چه؟ يعني كار بد نكن! همه‌ي اين تشكيلات براي همين است.

 

 

 

9- حالا هر قدر هم كه ما بگوييم فلسفه ي نهضت حسيني! انگيزه‌ي قيام ابا‌عبدالله الحسين! به جاش بايد بگویيم من دلم نمي خواهد بد باشم! راهش هم اينست، بايد مواظب خودمان باشيم خيلي راحت ولي نفس نمي گذارد. خدا ميگوید اينكارو بكن نفس ميگوید نكن. خدا ميگوید به نامحرم نگاه نكن، نفس ميگوید نگاه كن. خدا ميگوید به  حرف پدر و مادرت گوش فرا بده احترام كن، نفس ميگوید نه. مادرش دارد مي‌ميرد، يک  ليوان آب به او نميدهد! منتظر است ببيند كي گل مي زند. بالاخره نفس اماره حاكمه يا خدا؟خدا ميگوید دروغ نگو نفس اماره ميگوید بگو. خدا مي گوید غيبت نكن اما نفس اماره.... بالاخره كدوم؟ اگر هرچه خدا ميگوید عمل كرديد زير پرچم امام حسين هستید. اگر هرچه نفس اماره مي گوید عمل كرديد زير پرچم شمر و يزيديد. ما سينه زن امام حسينيم ديگه.....

 

 

 

10- حضرت يوسف رفت طرف درهاي عظيمي كه قفل بود براي اينكه فرار كند از معصيت و خدا هم در را برايش باز كرد. خدا در قرآن فرموده هركس تقوا پيشه كند درهاي بسته را به رويش بازخواهم كرد.

 

 

 

11- امام راحل با آقاي زنجاني رفيق بوده اينها كه مي روند مشهد مي روند پيش شيخ حسنعلي به او  مي گویند كيميا به ما بده، او مي گوید قول مي دهيد از آن استفاده نكنيد خوب اينها هم مي گویند نه مثلاً گرسنه باشیم كيميا هم داشته باشیم و باز گرسنگي بكشیم خوب اين كيميا به چه دردي مي خورد؟ اين علوم غريبه اگر بياید خيلي خوبند. ولي اين كيميا ، سيميا ، هيميا و ليميا... كاربرد ندارند. همين فيزيك و شيمي و فلسفه و عرفان و  اين ها درس كاربرد خواهند داشت. حالا كيميا داشته باشیم و گرسنگي بكشیم؟! امام و آقاي زنجاني گفتند نه. گفت يک چيزي ميدهم به شماها  و به تعبير بنده بهتر از كيميا؛بعد از نماز سه تا قل هو‌الله بخوانيد و سه تاهم صلوات بفرستيد. آقاي زنجاني ميگوید تا آخر عمر محتاج نشدم.

 

 

 

12- كسي كه آخرتش را درست كند دنيایش هم درست مي شود، آخرتش رو درست كندنه اينكه يک گوشه بنشيند عبادت كند. يعني در فكر آخرت باشد. الآن وظيفش اين باشد  كه برود خانه  بايد بلند شده و برود. اگه بخواهد بياید از مادرش بايد اجازه بگيرد. نه اينكه پدرو مادرش ندانند كجاست و تا ساعت دو شب سينه بزند.

 

 

 

13- الان انسان رفته  است دنبال دنيا. هم دنيا رو باخته  است و هم آخرت را. اين ضرر نيست، خسران است. دنيا اگر ارزش داشت خدا به اولياء و انبياء مي‌داد. البته دنيا علامت ارزش نيست و دليل بر بي ارزشي هم نيست يعني آدم ثروتمند بي ارزش نيست. اما دنيا ارزش ندارد كه به خاطر يه كيسه گندم بروي به جنگ امام حسين(ع). اين است كه خدا مي‌فرمايد هر كس تقوا داشته باشد درهاي بسته برایش باز مي شود. راه اين است، اين را من نمي‌گویم خدا ميگوید. كجا ميروي؟! كار و تلاش لازم است. اما از اذان صبح بدوي تا آخر شب براي اين دنيا؟ آخر شب هم برگردي پيش خانواده، عصباني، ناراحت و دعوا و بد و بيراه و... . من واقعاً متاسفم حالا يک نفر خارج از اين قضايا باشد اهل زيارت عاشورا و اينكارا نباشد ، خب ميگویید نادان است. اما آدم اهل اين چيزها ديگه... . آقاي نماز شب خوان غيبت نكن آقاي زيارت عاشورايي غيبت نكن .

 

 

 

14- ما بيچاره ايم ما افتاده ايم و دستگير ما ابوالفضل است. شايد شما از من كه اين بالا نشستم اطلاعاتتون بيشتر باشد چون شما اهل راديو و تلويزيون و اينترنت هستيد. اما اينجا مجلس تذكره كه شب عاشورا مهلت گرفتند قرآن بخوانند يعني ما مسلمانيم.

 

 

 

15- نمايشگاهي بزرگتر از كربلا نيست همه‌ي رذالت هاي عالم در كربلاست همه‌ي فضيلت هاي عالم نيز در كربلاست. عفو و احسان و بزرگواري و گذشت و فداكاري وانسانيت و مروت. نه اينكه كربلا بدويي نه اينكه هي برای عمره بدويي اين جوان نرفته عمره يه دفعه به جاي خودت اين جوان رو بفرست عمره.مروت و انسانيت شرطه نه اين چيزا. كه چي؟ خدا قسمت كنه هميشه بريم ولي ميري يكي رو هم ببر، بخور و بخوران، بپوش و بپوشان.

 

 

 

 

 

16- يک جمله از آيت‌الله بهجت ميگویم در مورد نماز دقت كنيد يه جمله است علما كتاب درباره‌ي سير و سلوك و نماز زياد نوشتند همه رو جمع كنيد مي شود اين جمله : نماز در حكم كعبه است تكبيره الاحرام مثل احرام است يعني مثل احرام حج كه در آن خيلي چيزها بر انسان حرام مي‌شود. اما اينجا همه چيز به غير خدا حرام مي‌شود. قيام ملاقات دو دوست است يعني ملاقات خصوصي است ملاقات ويژه ا‌ست الله‌اكبر ،  آن وقت مي روند وقت ميگيرند مثلاً براي ديدن رهبري از خيلي قبل كه فقط بنشينند و آنجا ايشان را از دور ببينند،خدا ميگوید نه من كه خداي همه‌ي شما هستم من ميگویم بيا ملاقات ويژه، نه عمومي ، ركوع خضوع است و سجده فاني شدن می باشد .پس اين جمله شد: نماز مانند كعبه است ، تكبيره‌الاحرام مثل احرام  است ، ركوع خضوع است و سجده فاني شدن.

 

در خدا گم شو كمال اين است و بس           گم شدن گم كن وصال اين است و بس

 

(رو به قاري قرآن) يک حمدي بخوان(کاغذی همان لحظه به دست استادرسید و يكدفعه استاد امجد در حین تلاوت سوره حمد توسط قاری قرآن قرائت قاري را قطع مي كنند و مي‌گويند:) آقاي كاظمي دم در خانواده منتظر شما هستند.

 

 

 

 

 

17-  تمام دین دو کلمه است: مرنج و مرنجان(کف الاذی و تحمل الجفا) کسی ز خود وحدت که این حقیقتِ دین و آیین و ایمان است. وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم/که در طریقت ما کافری است رنجیدن.به هر حال ما انسان‌ هستیم، نمی‌توانیم نرنجیم مهم این است که ترتیب اثر ندهیم( پس دین یک کلمه است: مرنجان) مباش در پی آزار و هرچه خواهی کن/که در طریقت ما غیر از این گناهی نیست / از آن گناه که نفعی رسد به غیر چه باک.

 

 

 

 

 

18- آقای بهاءالدینی سال‌ها قبل به یکی از فضلای قم گفته بود: اگر می‌خواهی بروی قم مرجع شوی، مردم بیایند دست‌ات را ببوسند و وجوهات بدهند، بروی تهران و شهر نو، بلیت بفروشی بهتر است.

 

 

 

 

 

19- من اعتقاد دارم که اگر کسی بر حسین(ع) اشک بریزد اگر نه همه‌ی گناهان او  لااقل بسیاری از گناهان‌اش می‌ریزد.

 

 

 

 

 

20- اگر انسان براي خودش شأني قايل باشد، به جاي طرفداري از حق،  به جاي حق، از شأن خود مواظبت مي کند. و لذا خودبزرگ بيني در اصل نوعي ذلت و كوچك شمردن خود است و انساني كه احساس برتري نسبت به ديگران داشته باشد براي حفظ اين احساس، هر ذلتي را مي پذيرد.

 

 

 

21- تاكيد مي كنم كه تلاش براي بهتر شدن با احساس برتري نسبت به ديگران نمي سازد. حتي ما نمي توانيم خود را بالاتر از يك انساني كه فعلا و علي الظاهر كافر است بدانيم. در دستگاه الهي حساب متفاوت است. مثال هاي زيادي در اين باره وجود دارد. حضرت حر و ساحره موسي(ع) مثالهاي واضحي هستند.

 

 

 

 

 

22- عالم چو حبابي است وليكن چه حباب؟!/ نه بر سر آب، بل بر روي سراب!

 

آنهم چه سراب؟ كه بينند به خواب!/آن خواب چه خواب؟ خواب بدمست خراب!

 

 

 

 

 

23- ادب و تواضع از خصلتهايي است كه موجب نجات انسان مي گردد.

 

 

 

 

 

24- آقایون این روزها هیچ اخباری حجیت ندارند دو تا خبر ضد و نقیض صبح به بنده دادند خبر رسانانی که هر دو عادل و انسان های قابل اعتمادی بودند لذا  من الان صد در صد به هیچ خبری اعتماد ندارم  علما در مورد اینکه صبح شده است یانه اختلاف کردند آقا شیخ محمد بهاری فرمودند: من می گویم  صبح شده است نماز بخوانید ولی دلم می خواهد مسلمانان اقلا به اینجا برسند و ببینند که ملائکه شب دارند می روند و ملائکه صبح دارند می آیند لااقل مسلمانان به یک جایی برسند تا این ملائک را ببینند کو ملائکه؟ کو خدا ؟ چشمت را ببند بگو  هو ! ،  این که نشد  ، همه موجودات داد می زنند  هو !، یک حرکت می خواهد ما اصلا حرکت نکردیم  ما فقط به شعار قانعیم شعار هم به تنهایی کافی نیست شعور می خواهد.

 

 

 

 

 

 

 

25- بی‌گناهی، خود، گناه است.

 

 

 

 

 

26- سیرو سلوک گردن کج کردن و چپ و راست رفتن و این بازی ها نیست سیر و سلوک  اینست که آدم خلاف نکند. آدم های ناقصی در جامعه افتاده اند و شده اند استاد و بچه ها را کج و کوله بار می آورند نمی دانم ( به جوانان می آموزند) که چند هزار تا انا انزلنا بخوانند تا (در امتحان نمره بگیرند)  برو درس ات را بخوان معصیت نکن اگر مردی زبانت را نگه دار ، ز کذب و غیبت و بهتان و آزار.نیازی نیست گردنت را کج کنی خدا گردنت رو صاف آفریده و راضی نیست انسان بازی درآورد ولی سعی کن متکبر نباشی جامعه بی سرپرست همین است گله بی چوپان همین است  تمام سیر و سلوک  و  همه درس اخلاق فقط یک کلمه است،  مرد میدان هست؟ بسم الله ! خلاف نکنیم .نماز شب اش ترک نمی شود ولی آبرو و حیثیت مردم را از بین می برد! تهمت ،  ایمان عابد را آب می کند ما می خواهیم با این حرفهایمان به خدا برسیم ؟  ما می خواهیم عارف شویم؟ هزاران سال عبادت بکنیم باز هم پایمان لنگ است خدایا  هدایتمان کن خدایا به ما صداقت بده .

 

 

 

27- نماز طولانی خوب است ولی ای امامان جماعت طول دادن سجده که کمال نیست . صدق پیش آر که طاعت به پیشانی نیست /یارب تهی مکن زمی جام ما / از معرفت بریز شرابی به کام ما/ از صدق بندگی ات به دل دانه ای فکن /شاید که عشق و معرفت آید به داد ما /بی صدق بندگی نرسد معرفت به کام /بی ظلم معرفت نشود عشق رام ما/ از بندگی به معرفت و معرفت به عشق دل / می نواز تا که شود پخته خام ما ... خدایا حال مناجات و دعا به ما بده

 

 

 

28- تملق در راه علم جایز است ولی خدا به احدی  اجازه  نداده است که برای رفتن به حج و کربلا در برابر دیگران  گردن کج کند و برود هزار جا التماس کند .

 

 

 

 

 

29- یکی بود به کسی حجت الاسلام نمی گفت چون حجت الاسلام  خیلی مقام والایی است حجت اسلام است  آن وقت به همه می گفت آیت الله از وی می پرسند چرا به همه آیت الله می گویی در جواب می گوید چون آیت الله دروغ نیست همه موجودات آیت الله هستند یک ویروس آیت الله نیست؟ یک استکان آب آیت الله نیست؟ تمام ذرات ، آقایانی که با زیست شناسی سرو کار دارند این ذرات ریز در ریز ترین موجوداتش جز خدا دیده نمی شود.دانشمندان جهان بایستی عمودی فکر کنند دانشگاهیان  باید عمودی فکر کنند آن وقت دانشگاه همه می شوند خداپرست .اگر انسان عمودی فکر نکند هزار سال هم درس بخواند چیزی نیست عالم بودن به عمامه نیست اگر کسی عمامه اش از گنبد مسجد آقای بروجردی بزرگتر باشد این اگر عمودی فکر نکند از نظر اسلام عالم نیست شیطان تمام این حوزه ها و دانشگاه ها را رفته و همه استادان را در تمام رشته ها دیده لذا شیطان از همه استادتر است از همه عالم تر می باشد. من شخصا مقید به پوشیدن لباس روحانیت  نیستم  نه عالمم نه زاهدم نه عابدم من هر لباسی باشد می پوشم .

 

 

 

30-  این  حرف ها چیه در بین بچه ها افتاده که حقیقت یکی هست! ، نظرات علما و مراجع ظنی هست قطعی نیست این حرف ها  چی هست که بین شما افتاده است؟  حضرت آقای اوسطی از حضرت آیت الله حق شناس نقل می کرد که یک عده ای بودند که در درس  مرحوم آیت الله شاه آبادی  می آمدند یک نفر بود که هیچ سواد نداشت ای کاش ما هم نداشتیم ،  ما دلمان پر از سواد است ولی همه اش سیاه شده است علم که از تو تو را نبستاند/ جهل از آن علم به بود صدبار .بله این آقا هیچ سواد نداشت ولی این آقا می گفت شما هر حدیثی بگویید من می توانم بگویم که آن حدیث از کدام معصوم(ع) است خیلی حرف است! یعنی  ما برویم تراجمه  ببینیم رجاله ببینیم برخورد کنیم بحث بکنیم  زیرو رو کنیم ما جان بکنیم یک حدیثی پیدا کنیم نمی توانیم بگوییم که این حدیث قطعا مال امام صادق(ع) یا امام باقر(ع) می باشد می گوییم گمان می کنیم از امام صادق(ع) می باشد  حالا نه من  ، ما که چیزی نیستیم بلکه گنده های ما تازه می گویند که گمان می کنیم از فلانی است. ولی این مرد نورانی بی سواد ، بی سواد هم بوده یعنی دلش سیاهی نداشته خدا رحمت کند آیت الله کاشانی را ، به همه می گفته بی سواد،  این فحش خوبی است بی سواد یعنی اینکه دلت صاف هست پاک هست منظورش این بوده .

 

 

 

 

 

31- ارزان بشوید گران می شوید ارزشمند می شوید. گران بشوید و بگویید که ما کسی هستیم  ما جبهه و جهاد رفتیم  ما آیت الله العظمی هستیم  ما سردار هستیم ما عمدةالتجار هستیم ما امام جماعت هستیم این حرف ها را در دستگاه خدا یک غاز نمی خرند .در کوی ما شکسته دلی می خرند و بس / بازار خود فروشان از آن سوی دیگر است. لذا ما باید به بندگان خدا با نگاه حقارت نگاه نکنیم .

 

 

 

 

 

32- سابق ادبی بود احترام و بزرگتر کوچکتری بود حالا دیگر این احترام ها از بین رفته است و جوان لم می دهد تکیه می دهد و می گوید من عاشق علی هستم پیرمرد می آید جلوی پایش بلند نمی شود جا بهش نمی دهد این چه ارتباطی هست که تو به علی و حسن و حسین داری به ریش سفید احترام کن به عالم احترام کن به پدر و مادرت احترام کن تا به جایی برسید ،  عنوان کردن اینکه من درس خواندم و پدر و مادرم سواد ندارند تا سلام بهشون ندهی نشد.

 

 

 

33- می گویند فلانی مرده ،  می پرسد چرا مرده؟ مرگ نابهنگام ،  کدام نابهنگام همش به هنگام صورت می گیرد می گویند آرامگاه ،   پر مارو عقرب  و  افعی و هزاران جانور دیگر پر شده قبرش 99 افعی هست که هر کدام  9 سردارد که نیش هر کدام اش از کوه دماوند بالاتر می زند آقا می گوید آرامگاه بله برای مومن آرامگاه است ، انشاء الله بخندید و بمیرید و با خنده بمیرید نکند آنجا بگریید.ای کاش چیزی با خودمان نبریم مثل من نباشید با کوله باری از گناه ،  این نماز ما گناه است  نماز ما را به دو قرون نمی خرندمن وقتی با تو حرف می زنم تمام حواسم با تو هست ولی چطور شد که تمام مسائلمان  را سر نماز حل می کنیم .گفت که پسر جان جوال را پیدا کردم  پسرش گفت کجا؟ جواب داد در سر نماز پیدا کردم برگشت گفت تو رفته بودی جوال پیدا کنی نرفته ای نماز بخوانی. این آقا برگشت آیت الله جوالگی شد مفسر قرآن شد آدم شد بعضی وقت ها بچه ها هدایت می کنند پدر و مادر را و بعضی وقت ها  پدر و مادر  هدایت می کنند بچه ها را و  بعضی وقت ها بچه ها گمراه می کنند پدر و مادر راو بعضی وقت ها  پدر و مادر  گمراه  می کنند بچه ها را  . ببینید این پسر یک کلمه گفت پدر دگرگون شد. آیت الله العظمی بجنوردی پدر آیت الله بجنوردی صاحب قواعد فقهیه و از بزرگان اعاظم و زمانی که می آید ایران ، امام راحل خیلی به ایشان احترام می کنند بعد می گوید من تعجب کردم تو چطور همه جا به من احترام کردی ولی در سوار شدن ماشین شما قبل از من می روید و  سوار می شوید امام در پاسخ می گویند ملاک  پیاده شدن می باشد اونی که پیاده می شود مهم است . آیت الله العظمی سید احمد شبیری پدر آیت الله شبیری از اعاظم بود و از مراجع بزرگ بودند ایشان ،   یک دسته گل بودند ایشان و  وقتی در مجلس می نشستند آدم  ایشان را  چون  دسته ای از هاله ای نور می دید.  آقای بهاء الدینی می فرمودند 20 سال که امام با آقای سید احمد راه می رفتند یک قدم جلوتر از آسید احمد راه نرفتند. میرزا جعفر می خواهد مدرسه بسازد  به پسرش وصیت می کند که مدرسه بسازد پسرش چیزی نمی گوید شب که می شود چراغ رو عقب می برد می گوید چرا اینجور می کنی می گوید خودت گفتی شیخ جعفر از این کار پسرش هدایت می شود می فهمد. شاگرد باید استاد را هدایت کند  استاد باید شاگرد را هدایت کند پدرو مادر  باید بچه ها را هدایت کند  بچه ها باید پدر و مادر را هدایت کند حالا برعکس شده است . 

 

 

 

 

 

 34- بهلول در مشهد که سخنرانی داشته گفته بود من خیلی از علما و بزرگان را دیدم آنقدر از بزرگان دیدم آقا شیخ عبدالکریم حائری و... را دیدم  لذا هر خری را ببینم اعتقادم عوض نمی شود. آقا ما دو چیز  داریم قرآن و اهل بیت و دیگر هیچکس ملاک نیست ملاک قرآن و اهل بیت است من و تو ملاک نیستیم. امروز راه نجاتی نیست مگر دل دادن به خدا  ، مگر دل دادن به امام زمان  آقایان جوانان دلبستگی صد در صد به کسی پیدا نکنید مطلقا اینطور نیست گم می شوید عوض می شوید آب بر دو قسم است آب مطلق و آب مضاف  ، آب مضاف هرچند هم پاک کننده باشد باز پاک کننده نیست . امام زمان (عج) باید ما را دگرگون کند اگر کسی را سراغ دارید که دستگیر است بیایید به من معرفی کنید من از همه بیچاره تر هستم من از همه گناهکارتر و محتاج تر هستم بیایید معرفی کنید ببینیم کی می تواند دستگیری نماید غیر از ولی عصر(عج) و ائمه معصومین چه کس دیگری می تواند امضاء نماید سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی عشق محمد بس است و آل محمد.یارب از دل های ما نور محبت را مگیر / این تجمع این توسل این ارادت را مگیر / هستی ما بستگی دارد به عشق اهل بیت/ هر چه می خواهی بگیر از ما ولایت رامگیر.

 

 

 

 

 

35- ما خداپرستيم علي پرست نيستيم، علي آينه خداست و کسي که علي را دوست دارد ظلم و خيانت نمي کند. تمام فضيلت ها در اهل بيت (ع) است و مطرح کردن اهل بيت(ع) مهمترين وظيفه امروز ماست. علي(ع) محور حق است، چرا که علي(ع) با حق است و حق با علي(ع) است، خيال نکنيد اهل سنت علي(ع) را دوست ندارند. بهترين اعمال و دعا در شب هاي قدر استغفار است، توبه گناهان را از بين مي برد، پس از خدا طلب استغفار کنيد چرا که غير از خدا چه کسي است که گناهان را مي بخشد. اصل و اساس انسانيت توحيد است و ضامن ديگري ندارد و غير از توحيد و خداشناسي هيچ عاملي انسان را نگه نمي دارد. مسلماني که کلک مي زند مسلمان نيست، مسلماني که آبرو مي برد مسلمان نيست.

 

 

 

 

 

36- تمام مشکلاتي که براي انسان پيش مي آيد ناشي از گناه و بي تقوايي است، ولي خداپرستي همه بدي ها را از بين مي برد، خدا روشن گر است و اگر ميخواهيد رفيق خدا باشيد رفيق بد نگيريد. انبيا کلاس توبه هستند، مکتب آنان آشنايي و آشتي با خداست، بياييد با خودمان و خداي خودمان آشتي کنيم و خدا همه را مي بخشد مگر کسي که نمي خواهد خدا آنها را بيامرزد. قدر جواني خود را بدانيد. هر که هستي و هرچه هستي با تقوا ارزش داريد، ما حاضر نيستيم راه برويم و الا راه باز است.

 

 

 

 

 

37- تداوم دستور از نماز بهتر است، نماز ستون دين است و ستون انسان را نگه مي دارد و اگر آن را حفظ کنيم همه چيز را براي ما حفظ مي کند. نبايد به مجالس طولاني برويم چرا که دانشجو بايد درس بخواند و نماز را نيز بايد مختصر و مفيد به جا آورد و لذت برد.

 

 

 

 

 

38- تربيت به معناي پرورش است ولي پرورش ها با هم فرق مي كند. يك نوع پرورش به معني نمو است كه به جسم و جسمانيت مربوط مي شود و نوع ديگر به معني رشد است كه مربوط به قواي نفساني و روحي انسان است.همانطور كه بدن را مي توان تحت مراقبتهاي خاصي تربيت كرد و حالت خاصي به آن داد؛ روح و نفس هم در اثر تمرين شكل مي گيرد. در طول تاريخ، بسياري در صدد تربيت انسانها برآمده اند ولي سليقه هاي خود را اعمال كرده اند. بهترين تربيت، تربيت انبياي الهي است كه افراد را براي بندگي خدا تربيت مي كنند؛ چون اگر شهوات در انسان رشد يابد انسان بنده شهوات مي شود. انسان اگر بندگي خدا بكند «عبدالله» و بنده خدا مي شود. خداي تعالي همه صفات خوب را داراست و مي خواهد بندگانش بيرنگ شوند تا رنگ الهي پيدا كنند. مثلاً خداوند «ستارالعيوب» است و دوست دارد كه انسان هم ستار عيوب ديگران باشد. يكي ديگر از صفات الهي كتمان اسرار مردم است؛ بنده خدا نيز بايد رازدار و امانتدار اسرار مردم باشد. از ديگر صفات خدا كريم بودن است، انسان هم بايد كريم باشد و بدون اينكه از او درخواستي شود به اشخاصي كه نياز دارند رسيدگي كند و در مقابل توقعي نداشته باشد.

 

 

 

 

 

39- انسان در يك علو و مرتبه اي آفريده شده و به تعبيري كه در روايت آمده انسان »علوي« است؛ يعني علو همت دارد و فطرتاً به مسائل پست و دور از ارزشهاي انساني توجهي ندارد. توجهش به مسائل بلند و متعالي است. خداي تعالي دوست دارد كه انسان علوي و حسيني باشد. با آنكه همه خوبيهاي عالم از سوي خداوند به امام حسين(ع) داده شده بود؛ يعني او عصاره فضايل همه انبياء و اولياء بود، اما با همه اين فضايل و كمالات او خود را فداي نجات بشريت و هدايت انسانها مي كند؛ نجات بشر از خودخواهيها و بدانديشيها. انسانهاي والا چنين اند.

 

 

 

 

 

40- تمام كمالات انسان در بندگي خداست. خرق عادت، غيب گوئي، روي آب راه رفتن يا به هوا پريدن و در آتش رفتن براي انسان كمال نيست. كمال انسان بندگي خداست. نتيجه بندگي هم اين است كه انسان رنگ خدايي مي گيرد. انسان اگر صفات الهي را در خود محقق كند آسماني مي شود. نتيجه تربيت انبيا رسيدن به كمالات واقعي است. اگر واقعاً مربيان بشر بخواهند انسان را خوب تربيت كنند بايد به دنبال انبيا بروند. يكي از بهترين برنامه هاي تربيتي براي انسان و مخصوصاً نسل جوان، آشنايي با نامه 31 نهج البلاغه است كه حضرت اميرالمومنين(ع) آن را خطاب به امام حسن(ع) نوشته اند. اگر كسي واقعاً بخواهد تربيت كند و تربيت شود اين نامه كافي است. در واقع اين نامه، نامه حضرت به جامعه نادان بشري است.

 

 

 

 

 

41- اگر كسي تربيت يافته مكتب انبياء و مكتب اسلام باشد تمام آرزويش اين است كه جامعه رشد كند، از فساد پاك شود و به صلاح برسد. كساني كه تربيت يافته و صالح اند قطعاً مصلح هم هستند ولي چون نمي توانند خودشان جامعه را اصلاح كنند؛ نياز به مصلح جهاني را درك مي كنند و منتظر ظهور آن مصلح جهاني مي شوند؛ كه همه انبياء منتظر ايشان هستند. انبياء، اين مربيان بشر همگي منتظر ظهور مصلح جهاني بودند. آنها مي خواستند كه جامعه را اصلاح و افراد را تربيت كنند ولي چون موفق به تربيت كامل جامعه انساني نشدند، آنها هم منتظر بودند كه با ظهور حضرت بقيه الله، ارواحنا له الفداء، جامعه دلخواهشان تحقق پيدا كند.اگر عدالت در جهان به دست امام مهدي(ع) تحقق پيدا كند خود زمينه اي خواهد شد براي تربيت همگان. البته اگر در شرايط و زمان فعلي كسي در فكر اصلاح و تربيت خودش باشد ارزش كارش بيشتر است. در روايت آمده ارزش كار چنين كسي هفتاد برابر ارزش كار كسي است كه در زمان ظهور اقدام به اصلاح خود مي كند. گو اينكه خود اين افراد هم آرزو دارند كه روزي برسد كه زمينه بندگي و تربيت براي همه انسانها فراهم شود. معلوم است كه در اين زمان زمينه اش كم است اما در آن زمان؛ يعني زمان ظهور حضرت، زمينه تربيت و اصلاح بسيار فراوان و آسان خواهد شد. از اين رو كساني كه تربيت يافته هستند بيش از همه طالب ظهور حضرت اند؛ زيرا كسي كه خواهان مصلح است بايد خودش صالح باشد، صالح باشد و از فساد بيزار باشد تا خواهان مصلح شود.هميشه بهترين وسيله تربيت، توجه به حضرت است. ما معتقديم حضرت در يك نقطه از عالم حضور فيزيكي دارند، اما از نظر احاطه وجودي، ايشان بر تمام جهان خلقت احاطه دارند. بندگان درجه چندمش هم همين طورند و خيلي احاطه و اشراف دارند.

 

 

 

 

 

42- اگر كسي بخواهد امام را بشناسد حداقل يك مرتبه بايد «زيارت جامعه كبيره» را مطالعه كند. در اصل صدور اين زيارت از معصوم نبايد شبهه كرد؛ چون غير از امام معصوم كسي نمي تواند چنين جملاتي بسازد. در اين زيارت دويست و اندي صفت براي امامان برشمرده شده است كه هر كدام از آنها خودش يك دنيا معنا دارد. به قول آقايان اهل علم «تعليق بر وصف مشعر بر عليت است» در برخي از اوصافي كه در اين زيارت به آنها اشاره شده دقت كنيد: «بيت النبوه»؛ خاندان نبوت؛ «موضع الرساله»؛ خاستگاه و جايگاه رسالت؛ «معدن الرحمه»؛ معدن و سرچشمه رحمت؛ «قاده الأمم»، پيشوايان امت ها. معناي اين اوصاف اين است كه تمام انبيا هر چه تربيت ميكردند مربوط به امامت است. ما معتقديم كه امام هر جا هست خدا هست، هر جا خدا هست امام هست و از ازل تا به ابد را مي داند؛ يعني «ملكه علمي» دارد.

 

ملكه علمي يعني اينكه حضرت هرگاه اراده فرمايد جايي را ببيند، مي بيند. او لازم نيست در حالت عادي و از نظر عنصري ببيند بلكه در ملكه علمي اش، در علم اجمالي و علم تفصيلي اش هست. علم امام با علم خدا فرقي ندارد. قدرتش با قدرت خدا فرقي ندارد. فرقش وجوب و امكان است. خداي تعالي واجب بالذات است. قدرت او عين قدرت است نه اينكه كسي به او قدرت داده باشد. غير خدا قادر است؛ چون قدرت را خدا به او داده اگر نداده بود؛ قدرت نداشت. خدا عين هستي است؛ عين قدرت است؛ عين علم است. اين را مي گويند وجوب ذاتي، ولي ماسوي الله همه عالم امكان اند. وقتي اراده الهي بر اين قرار بگيرد كه آن بزرگوار، امام عصر، حضرت بقيه الله(عج) بيايد و اينهمه ظلم و جنايت را از روي زمين بردارد مي آيند. اراده ايشان اراده خداست. قدرت ايشان قدرت خداست. در عين اينكه فقير است، او و همه فقيرند، اما او آئينه خداست؛ «عين الله» است؛ «قدرت الله» است؛ «خلیفة الله» است. آنچه خدا مي شنود او مي شنود. آنچه خدا مي بيند او مي بيند، آنجايي كه خدا هست او هم هست. از تمام ذرات جهان از ازل تا به ابد اطلاع دارد. محيط است؛ چون خدا، محيط است. هر صفتي كه خداي تعالي دارد او به حقيقت دارد.

 

 

 

43- وقتي انسان بداند كه كسي حاضر و ناظر است و حركات و اعمال او را مي بيند؛ از اعمال خود مراقبت مي كند. كسي كه معتقد به امامي است كه نماينده خداست در روي زمين و در كل جهان خلقت، اولاً از اعمال خودش مراقبت مي كند و ثانياً هر چه به آن بزرگوار بيشتر توجه پيدا كند آن بزرگوار هم بيشتر متوجهش مي شود. اين رابطه طرفيني است. پس بهترين وسيله تربيت، توجه به حضرت بقيه الله است و اتفاقاً انسان از حضرت بيشتر خجالت مي كشد تا خداي تعالي؛ چون يك سنخيتي بين خود و او مي بيند. مثل الان، ما انسانها مي دانيم خدا حاضر و ناظر است ولي از او خجالت نمي كشيم اما از انسانها خجالت مي كشيم. چون با آنها سنخيت داريم. با حضرت هم سنخيت داريم از نظر انسان بودن اما مي دانيم كه آن حضرت احاطه وجودي دارند و همه اسرار خلقت را مي دانند. بنابراين ما فقط بايد از درون خودمان را بسازيم نه فقط از بيرون و ظاهر.

 

 

 

 

 

44-هر چه شخص معرفتش بيشتر باشد دلش بيشتر براي جامعه مي سوزد. درون و برونش يكي مي شود، چون درون و برونش مي سوزد، در دلش دعا مي كند، تلاش مي كند و فعاليت مي كند براي زمينه سازي حكومت جهاني امام زمان(ع).انسان به اندازه اي كه در طيف مرحمت حضرت حجت(ع) و معرفتشان واقع بشود از آن حضرت بهره مي گيرد. شما ببينيد، آهن ربا، براده هاي آهن را جذب مي كند اما، سنگ را جذب نمي كند. بايد سنخيت ايجاد كرد. آن حضرت صفات عاليه دارد انسان هم بايد صفات عاليه داشته باشد تا در حوزه جذب ايشان قرار گيرد.

 

مروت، عاطفه، آزادگي، ايثارگري، بزرگواري، كريمانه برخورد كردن با خلق الله، اينها وسايل ارتباط و نزديكي با حضرتند. داد و قال و... كه وسيله ارتباط نيست. سنخيت بايد پيدا كني تا در طيف مرحمت، محبت و معرفت واقع شوي. يك جذبه از هزار سال عبادت بهتر است. يك دفعه انسان را مي برند به عرش اعلا.

 

 

 

 

 

45- جوان هاي اين دوره اگر مي خواهند سلامت و صلاح خودشان را تأمين كنند و خدمتگزار باشند بايد دلداده امام زمان(ع) باشند و بدانند كه فرمانرواي كل عالم اوست و او مي تواند انسان را اصلاح كند. اگر انسان خودش را در اختيار او بگذارد اصلاح مي شود. دل ما از آهن كه سخت تر نيست، آهن به دست حضرت داوود(ع) نرم شد، بايد دل را بدهيم به امام زمان(ع)، او دلبر ماست. اگر دلمان را بدهيم به امام زمان، امام زمان دل ما را اصلاح مي كند. بنابراين بايد زياد دعا كنيم براي فرج آقا امام زمان تا آن بزرگوار هم براي ما دعا كند. خودش فرمود: «أكثروا الدعاء بتعجيل الفرج فان ذلك فرجكم»؛ زياد دعا كنيد براي فرج، فرج شما همين است.جوانهاي امروز بهترين راهشان توجه به آقاست. بدانند كه يك آقايي دارند كه اين آقا آنها را مي بيند، ناظر است. منتها ما او را نمي بينيم. تو از جان خودت مي خواهي خبردار شوي با جان جانانت حرف بزن. بگو: آقا! تو فرمانرواي كل عالمي. تمام موجودات در قبضه شماست. من را در قبضه خود بگير. اين درخواست هم بايد صادقانه صورت بگيرد نه اين كه از او بخواهيم ظهور كند و به ميل ما رفتار نمايد.

 

 

 

46- «امام شناسي» بهترين بحث براي جوانان است -كه متأسفانه رايج نيست- تا جوانها بتوانند امامشان را بشناسند. امام را بشناسند به نورانيت نه اين كه بگويند: قربان چشمان امام زمان(ع) بروم، قربان ابرويش بروم، قربان كفشش بروم، اينها فايده ندارد، كافي نيست. امام زمان كه اين نيست. امام زمان يك مقام الهي دارد كه همه ما سر سفره او هستيم. بايد بدانيم كه سر سفره او هستيم. اين سفره مال امام زمان است. اين مغز ما مال امام زمان(ع) است.براي فرج زياد دعا كنيد. يك فرج عمومي است كه ان شاءالله تشكيل حكومت است و يك فرج خصوصي است. يكي از خدمتهاي به امام زمان(ع) دعا كردن است. خود ايشان هم دعا مي كنند. وقتي شما به آقايي مثل او خدمت كنيد چندجور افاضه مي كند؛ براي انسان گشايش ها مي شود؛ بينشش بالا مي رود و امكانات براي او ايجاد مي شود. اين است كه بايد نسل جوان ما براي تكامل روح خودشان دائماً به ياد حضرت باشند.

 

 

 

 

 

47- مرحوم آيه الله حاج آقا اباصالح فاطمي قمي توصيه مي كنند كه با خطاب «يا اباصالح» و «يا صاحب الزمان» به حضرت توجه پيدا كنيد و باز ايشان مي فرمايد: من در سجده يوميه در بين الطلوعين بين حالت خواب و بيداري يك حالتي پيدا كردم و ديدم در يك بياباني گم شده ام، هاتفي صدا ميزند: «يا اباصالح المهدي اغثني» من نميدانستم اين كنيه حضرت است، بعد از اين ماجرا فهميدم كنيه حضرت است. يكي از كنيه هاي حضرت «اباصالح» است. او پدر هر چه آدم صالح است. بنابراين آدم بايد صالح باشد.

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دوستداران استاد  |